طلاق

طلاقReviewed by Admin on Jun 21Rating:

از امام صادق(ع) روایت گردیده است که “خداوند عز و جل، خانه ای را که در آن عروسی باشد؛ دوست دارد و خانه ای را که در آن طلاق باشد؛ دشمن می دارد و هیچ چیز نزد خدای عز و جل، از طلاق ،مغبوض تر نیست.”

خداوند در قرآن کریم می فرمایند که چنانچه قصد جدایی از همسرانتان را دارید؛ به شایستگی از آنان جدا شوید نه با جنجال و کینه توزی و عداوت…

این عبارات، اهمیت این پدیده را روشن می کند فلذا بررسی و توجه بیشتر به آن، می تواند ما را در راستای عملکردی بهتر، رهنمون شود.

خانواده، هسته ی اولیه ی اجتماع و یکی از بنیادی ترین نهادها در جامعه است…واضح است که با از هم پاشیدن این نهاد، جامعه می تواند چگونه در معرض آسیب های گوناگون قرار بگیرد.

متأسفانه امروزه ما بعضا با گسترش این پدیده در جوامع مواجه ایم و این، نشانه ی خوبی نیست. عدم اطلاع و دانش کافی در زمینه ی ازدواج و نیازهای طرفین، نداشتن شناخت کافی زوجین از هم، مشکلات اقتصادی، روانی و اخلاقی و… میتوانند از دلایل اصلی جدایی ها، در جامعه ی پیچیده ی امروزی باشند.

تلاش ما این است که شما با خواندن این مقاله ، اطلاعات حقوقی بیشتری در این باره کسب کنید و با ابعاد گوناگون این مسأله ، از جهت قانونی آشناتر شوید.

تعریف لغوی و حقوقی طلاق

طلاق در لغت ،به معنی گشودن گره، ترک کردن و رها کردن است

برابر ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی ،مرد هر موقع که اراده کند؛ می تواند با رعایت شرایط قانونی ، زن خود را طلاق دهد و برای طلاق دادن زن خود، به دیگران یا همسر خود، وکالت در طلاق بدهد.

حال در ذیل، به بیان نکاتی در باب طلاق می پردازیم:

کسی که می خواهد درخواست طلاق نماید؛ باید به دادگاه مراجعه نماید و پس از انجام تشریفات قانونی ،مبادرت به طلاق همسر خود کند.

بنابراین، مرد بدون مراجعه به دادگاه، نمی تواند همسر خود را طلاق دهد.

پس از صدور حکم طلاق از ناحیه ی دادگاه و قطعی شدن آن در دفتر طلاق، می بایست صیغه ی طلاق ،به عربی و با حضور حداقل دو نفر مرد عادل جاری شود.

به عبارتی، آن دو نفر بایستی صیغه ی طلاق را بشنوند.

طلاق، مخصوص عقد دائم است و در عقد موقت، (نکاح منقطع) یا متعه، چیزی به عنوان طلاق نداریم و زن با انقضای عقد موقت یا بذل الباقی مدت عقد موقت یا الزام شوهر به بذل الباقی مدت عقد موقت، می تواند خود را از قید زوجیت موقت خارج نماید.
پس از صدور حکم طلاق، حکم صادره، جنبه ی اعلامی داشته و نیاز به صدور اجرائیه ندارد و به صرف ارسال حکم طلاق برای سردفتر، حکم طلاق اجرا می گردد.
کسی که درخواست طلاق می نماید، می بایست به بلوغ شرعی (۱۵ سال تمام قمری) برابر ماده ۱۱۳۶ و ۱۲۱۰ قانون مدنی، رسیده باشد

و از طرفی ،طلاق دهنده می بایست عاقل باشد لذا کسی که مجنون دایمی است؛ نمی تواند در حالت جنون، زن خود را طلاق دهد و از طرفی، کسی که مجنون ادواری است؛(یعنی گاهی مجنون و گاهی عاقل می شود)؛ در حالت جنون، نمی تواند همسر خود را طلاق دهد.

شرایط طلاق

طلاق دهنده، باید از روی اختیار و اراده ی کامل، همسر خود را طلاق دهد.

بنابراین، کسی که به زور و اجبار، وادار به طلاق همسر خود شده؛ می تواند تقاضای ابطال طلاق همسر خود را بنماید

و هم چنین، زنی که می خواهد مطلقه شود؛ نباید در طهر مواقعه باشد مگر در صورتی که یائسه و یا حامله باشد.

(طهر، مدتی است بین دو عادت زنانگی و اقل مدت آن، ده روز است.)

لذا مرد نمی تواند زن خود را در مدت طهری که با او نزدیکی کرده، طلاق دهد.

طلاق از لحاظ رجوع مرد، ۲نوع رجعی و بائن است.

طلاق رجعی:

طلاقی است که در مدت عده، برای شوهر، حق رجوع در نظرگرفته است. این حق قابل اسقاط نیست و نیاز به تشریفات خاصی هم ندارد و مختص مرد است.

طلاق بائن:

طلاقی که در زمان عده، برای شوهر، حق رجوع نیست.

طلاق قبل از زناشویی
طلاق زن یائسه
طلاق خلع و مبارات
سه طلاق (یعنی سومین طلاقی که بعد از سه وصلت پی درپی بوجود آید.)

در طلاق خلع، زن به واسطه ی کراهتی که از مرد دارد، با بخشیدن مالی که می تواند تمام یا قسمتی از مهریه یا بیش از آن باشد، وی را وادار به طلاق میکند.

ولی در طلاق مبارات ،کراهت از سوی طرفین است و مالی که بخشیده می شود؛ بیش از مهریه نیست.

طلاق توافقی، براساس توافق و رضایت زوجین صورت می گیرد و دلیل آن، معمولاً کراهت و ناسازگاری زوجین، نسبت به هم است.

طبق ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی، در طلاق از سوی مرد محدودیتی نیست جز پرداخت حقوق مالی وی مانند مهریه و نفقه.

اما زن در این موارد می تواند از دادگاه درخواست طلاق کند:

خودداری مرد از پرداخت نفقه طبق ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی
۲٫ عسر وحرج زن طبق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی

به معنای شرایطی که برای وی تنگی و فشار و ناچاری ایجاد کند. مانند اعتیاد زوج و غیبت طولانی زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی و یا نه ماه متناوب در مدت یکسال بدون عذر موجه و یا اینکه

زوج ،چهار سال تمام ،غایب مفقود الاثر باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج × یک =