حق حبس مبیع به چه معناست ؟

حق حبس مبیع به این معنی است که هر یک از طرفین عقد قرارداد بیع، شامل بایع و مشتری، حق دارند به منظور تسلیم طرف مقابل، از تسلیم مبیع امتناع ورزند. ( حق حبس مبیع به چه معناست ؟  )

به استثناء آنکه مبیع تاریخ سررسید داشته باشد. ( حق حبس مبیع به چه معناست ؟ ) 

به عبارت دیگر ، حق حبس اختیاری برای هر یک از طرفین قرارداد است که بر اساس آن حق دارند اجرای تعهد خود را موکول به اجرای تعهد دیگری کنند. (  حق حبس مبیع به چه معناست ؟ ) 

برای مثال در عقد بیع خریدار می‌تواند پرداخت پول را به دریافت کالا منوط کرده و فروشنده نیز تحویل کالا را به تسلیم پول موکول کند.

 این حق، به عنوان حقی ثابت برای هر دو طرف در نظر گرفته می شود.

 در نتیجه در صورتی که یکی از طرفین از تسلیم مبیع یا ارزش ریالی آن امتناع ورزد، طرف مقابل نیز تعهدات متقابل خود را انجام ندهد.

 در صورتی که هر دو طرف عقد بیع به دلیل عدم انجام تعهد از طرف مقابل به تعهدات خود عمل ننماید، دادگاه هر دو طرف را ملزم به ایفاء تعهد می نماید.

ماده «۳۷۷» قانون مدنى در مورد تسلیم مبیع می‌گوید:

«هر یک از بایع و مشترى حق دارد از تسلیم مبیع یا ثمن خوددارى کند تا طرف دیگر حاضر به تسلیم شود».

ساقط شدن حق حبس مبیع

حق حبس مبیع در صورت احراز موارد زیر ساقط می شود:

-اگر یکی از دو عوض موجل بوده و دیگری حال باشد.

-در صورتی که بایع پیش از آنکه از مشتری ثمن مبیع را دریافت کند، مبیع را با رضایت خود به وی تحویل دهد، نمی تواند دوباره آنرا پس بگیرد مگر آنکه توسط خیار به فسخ آن بپردازد.

-اسقاط حق حبس با رضایت طرفین

 

حق حبس مبیع به چه معناست ؟

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

اخاذی چیست؟

اخاذی در فرهنگ لغت به معنای زور گیری و یا گرفتن مال  یا چیزی از شخصی  به زور و تهدید و به صورت غیر قانونی

تهدید به معنای ترساندن و بیم دادن است.

زورگیری و باج گیری یکی از زیر مجموعه های اخاذی است که میتواند به صورت خشونت آمیز و یا از راههای دیگر مانند تهدید انجام شود.که این تهدید میتواند برملا کردن راز و یا تهدید به ضررهای شرفی ونفسی وناموسی شود .

باید به این نکته توجه داشت که در قانون مجازات اسلامی جرمی به عنوان زورگیری و اخاذی وجود ندارد و این جرم ها شامل ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۵ است که ((هرگاه کسی دیگری را به هر نحو تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا مالی و یا به افشای سری نسبت به خود یا بستگان او نماید اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را نموده یا ننموده باشد به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا زندان تا دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.))  که قاضی با توجه به شرایط و اوضاع و احوال رای صادر میکند.

آیا اخاذی با تهیه فیلم غیر اخلاقی دو جرم محسوب می شود؟

یکی از راههای اخاذی که الان در جامعه بسیار اتفاق می افتد تهیه فیلم های غیراخلاقی و تهدید به افشای آن است نظر به اینکه اگر کسی با تهیه فیلم غیر اخلاقی اقدام به اخاذی کند باید عمل وی را دو جرم و تعدد مادی از نوع مختلف تلقی کرد که در این حالت برطبق قانون مجازات اسلامی مصوب ۷۰ در ماده ۴۷ خود به اعمال هر دو نوع مجازات اشاره داشته است.

رسیدگی به جرم اخاذی و فیلمهای غیراخلاقی در صلاحیت کدام دادگاه است؟و چگونه میتوان آن را اثبات نمود.

رسیدگی به جرم تهیه فیلم غیراخلاقی در صلاحیت دادگاه انقلاب و رسیدگی به جرم اخاذی در صلاحیت دادگاه عمومی است.

ادله اثبات می تواند شهادت شهود یا ایمیل یا اس.ام.اس یا اقرار خود مرتکب باشد و مجازات آن عبارت است از شلاق تا ۷۴ ضربه یا زندان تا دو ماه تا دو سال.

جرم اخاذی به مانند دیگر جرائم از سه عنصر اصلی ؛ قانونی ، مادی و روانی تشکیل شده است که جهت تحقق این جرم می بایست این سه عنصر به وقوع بپیوندند .

عنصر قانونی:

عنصر قانون جرم اخاذی  ، ماده ی ۶۹۹ قانون مجازات اسلامی است.

عنصر مادی:

جرم اخاذی زمانی محقق می گردد که موضوع تهدید افشای امری رسوا کننده به نحوی باشد که به حیثیت فرد قربانی  لطمه ای وارد شود ، به عنوان مثال در مورد فردی که به انتشار افشای محکومیت قضایی وی بدون مجوز قانونی و به قصد ضرر زدن ، توسط اشخاص دیگر تهدید می شود ، عنصر مادی جرم اخاذی محقق می گردد  .

عنصر معنوی یا روانی:

در این عنصر تشکیل دهنده جرم اخاذی ، فردی که اخاذی را انجام می دهد ، باید با سوء نیت به تهدید اقدام کرده باشد که در این شرایط ضرورت ندارد که هدف فرد ، گرفتن پول یا مال باشد تا جرم محقق گردد .

 

آیا می توان ورثه ( پسر یا دختر و ..) از ارث محروم کرد ؟ شرایط -کاملا کاربردی

محرومیت‌های قانونی از ارث

مورث (متوفی) به طور کلی حق محروم کردن افراد از ارث را ندارد اما در پنج مورد، قانون و شرع مواردی را تعیین کرده است که در صورت وقوع آن ، افراد به حکم شارع از ارث محروم می‌شوند.

۱-قتل ( محرومیت‌های قانونی از ارث ) 

 اولین مورد محرومیت از ارث در خصوص «قتل» است. (  محرومیت‌های قانونی از ارث ) 

 اگر وارثی، مورث خود را به قتل برساند از ارث محروم می‌شود. در واقع کسی نمی‌تواند برای اینکه زود به ارث برسد، مورث را به قتل برساند، زیرا قتل مانع ارث بردن است.

ماده ۸۸۰ قانون مدنی :

« قتل از موانع ارث است بنابراین کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع می‌شود اعم از این که قتل بالمباشره باشد یا‌بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری. »

۲-عدم ارث بری کافر از مسلمان

دومین مورد در خصوص ارث بردن کافر از مسلمان است.

 بر اساس ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی، «کافر از مسلم ارث نمی‌برد.»

 البته عکس این موضوع صادق نیست و اگر کافری فوت کند و در بین وراثش، شخص مسلمانی باشد، فرد مسلمان از کافر ارث می‌برد.

۳-فرزند ولد الزنا

 سومین مورد از موارد محرومیت از ارث، «فرزند ولدالزنا» است. اگر فرزندی در اثر یک رابطه نامشروع از زن و مردی متولد شده باشد، متولد زنا از پدر و مادر خود ارث نمی‌برد و از این لحاظ از ارث محروم است.

۴- لعان

لعان در لغت به معنی لعنت کردن است و در اصطلاح عبارت است از اظهار لعن و نفرت بین زوجین با صیغه‌ی مخصوص، با این منشا که شوهر به همسر خود نسبت زنا بدهد و یا فرزندی را که شرعاً ملحق به اوست، انکار کند.

آیا می توان ورثه ( پسر یا دختر و ..) از ارث محروم کرد ؟ شرایط -کاملا کاربردی

چهارمین مورد هم در خصوص «لعان» بین زن و شوهر است.

 اگر زن و شوهری با شرایطی که در فقه و قانون مقرر شده یکدیگر را «لعن» کنند و در مدت عده طلاق، یکی از آنها فوت کند، دیگر از یکدیگر ارث نمی‌برند و لعان موجب محرومیت از ارث می‌شود.

ماده ۸۸۲ قانون مدنی :

«  بعد از لعان زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند و همچنین فرزندی که به سبب انکار او لعان واقع شده از پدر و پدر از او ارث نمی‌برد‌لیکن فرزند مزبور از مادر و خویشان مادری خود و همچنین مادر و خویشان مادری از او ارث می‌برند. »

۵-نفی فرزند بواسطه لعان از پدر

 در آخرین مورد هم، اگر فرزندی به واسطه لعان از سوی پدرش نفی می‌شود، دیگر نه پدر از فرزند ارث می‌برد و نه فرزند از پدر ارث می‌برد.

البته اگر پدر از لعان رجوع کند، در این صورت فرزند می‌تواند از پدرش ارث ببرد ولی بازهم پدر از فرزندش ارث نخواهد بود.

آیا می توان ورثه ( پسر یا دختر و ..) از ارث محروم کرد ؟ شرایط -کاملا کاربردی

آیا می توان ورثه ( پسر یا دختر و ..) از ارث محروم کرد ؟ شرایط -کاملا کاربردی

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

حکم به بطلان معامله به جهت فرار از دین

حکم به بطلان معامله با سه شرط وجود دین ، صوری بودن معامله و قصد فرار از دین

پرسش : ( حکم به بطلان معامله به جهت فرار از دین ) 

دادخواستی به خواسته ابطال بیع نامه به استناد صوری بودن معامله به قصد فرار از پرداخت دین مطرح شده و گفته شده است که فروشنده در مورد انتقال خانه مسکونی و کامیون تریلر خود به همسر برادرزاده اش قصد فرار از پرداخت دین را داشته و اینجانب که به موجب مندرجات دو فقره چک مبلغی از ایشان طلبکار بوده و در نظر داشتم که از طریق حراج خانه مسکونی یا کامیون تریلر ایشان استیفای طلب کنم به لحاظ انتقال رسمی اموال مذکور موفق به اخذ طلب نشده ام. ( حکم به بطلان معامله به جهت فرار از دین ) 

 لذا درخواست صدور حکم بر بطلان معامله مذکور را دارم.

 آیا معامله رسمی خانه و کامیون قابل ابطال است یا خیر؟

پاسخ :

با احراز سه مطلب:

الف) وجود دین

 ب) صوری بودن معامله

 ج) قصد فرار از پرداخت دین

 دادگاه می تواند به استناد ماده ۲۱۸ اصلاحی قانون مدنی حکم بر بطلان معامله صادر نماید؛ بنابراین، دادگاه باید صوری بودن معامله و انجام معامله با قصد فرار از دین را احراز نموده و دین نیز باید براساس اسناد مثبته یا احکام معتبر ثابت شود و ضرورتاً دعوای ابطال معامله به طرفیت فروشنده و خریدار هر دو اقامه گردد چنانچه ثابت شود که معامله واقعی و با در نظر گرفتن تمام شرایط صورت گرفته است از شمول ماده ۲۱۸ قانون مدنی خارج خواهد بود.

ماده۲۱۸  قانون مدنی :

 « هر گاه معلوم شود که معامله با قصد فرار از دین به طور صوری انجام شده آن معامله باطل است.  »

ماده ۲۱۸ مکرر – هر گاه طلبکار به دادگاه دادخواست داده دلائل اقامه نماید که مدیون برای فرار از دین قصد فروش اموال خود را دارد، دادگاه می‌تواند‌قرار توقیف اموال وی را به میزان بدهی او صادر نماید که در این صورت بدون اجازه دادگاه حق فروش اموال را نخواهد داشت. 

 

 

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

مرجع قضایی رسیدگی کننده به دعوای حقوقی و کیفری

در طرح دعوای حقوقی دو موضوع اهمیت بیشتری دارد: ( مرجع قضایی رسیدگی کننده به دعوای حقوقی و کیفری ) 

 ۱- صلاحیت ذاتی ۲- صلاحیت محلی ( مرجع قضایی رسیدگی کننده به دعوای حقوقی و کیفری ) 

در خصوص صلاحیت ذاتی باید عنوان نمود که در دعاوی حقوقی دادگاه‌های عمومی حقوقی صلاحیت اصلی و عمومی را دارند. ( مرجع قضایی رسیدگی کننده به دعوای حقوقی و کیفری ) 

 به این معنا که اصولا هر دعوای حقوقی باید در این دادگاه‌ها مطرح شود مگر اینکه قانون در مواردی استثنائاتی ایجاد کرده باشد.

مثل دعاوی خانوادگی که باید در دادگاه خانواده مطرح و مورد پیگیری قرار بگیرد .

در خصوص صلاحیت محلی  به‌عنوان یک اصل کلی باید عنوان نمود که  دعوای حقوقی باید در دادگاهی اقامه شود که خوانده در حوزه قضایی آن اقامت دارد.

بنابراین شما که ساکن تهران هستید درصورتی‌که می‌خواهید طلبی را از شخصی دریافت نمایید که ساکن مشهد می‌باشد باید در دادگاه مشهد طرح دعوا نمایید.

 

مرجع قضایی رسیدگی کننده به دعوای حقوقی و کیفری

 

مرجع قضایی رسیدگی‌کننده به شکایت کیفری

مرجع قضایی رسیدگی‌کننده به شکایت کیفری اصولا دادسراهای عمومی و انقلاب هستند.

 اما کلانتری‌ها نیز این شکایات را باید بپذیرند و در اسرع وقت آن را به دادسرای محل جهت اخذ دستور ارسال نمایند. بنابراین مرجع صالح در شکایات کیفری بطور کلی دادسراهای عمومی و انقلاب هستند.

در خصوص اینکه کدام‌یک از دادسراهای عمومی و انقلاب در سطح کشور باید شکایت شما را قبول کنند همان موضوع صلاحیت محلی است. در شکایات کیفری قاعده کلی این است که متهم در دادگاهی محاکمه می‌شود که جرم در حوزه آن واقع شده باشد.بنابراین در شکایات کیفری محل اقامت شاکی و متهم تاثیری در صلاحیت دادگاه ندارد و اگر هر دو ساکن تهران باشند اما در تبریز زدوخوردی بین این دو رخ داده باشد دادگاه‌ها و دادسراهای تبریز صلاحیت رسیدگی خواهند داشت. اما موضوع صلاحیت محلی در شکایات کیفری نیز موضوع پیچیده‌ای است. به‌طور مثال درصورتی‌که فرد چند جرم انجام داده باشد در دادگاه و دادسرایی باید از او شکایت کرد که مهم‌ترین جرم در حوزه آن واقع شده باشد.

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

اثبات وراثت برای افراز حصه از ترکه

پرسش : ( اثبات وراثت برای افراز حصه از ترکه ) 

در موردی که مادر متوفی جهت اثبات وراثت به شهادت نامه متمسک شده و تقاضای افراز حصه خود را از ترکه می نماید، آیاتعیین و معرفی وراث نیز الزامی است یا خیر؟

پاسخ : ( اثبات وراثت برای افراز حصه از ترکه ) 

با توجه بمواد۳۰۴و۳۲۶ قانون امور حسبی و ماده  ۴۲۴قانون آئین دادرسی مدنی ک در ذیل درج میگردد:

( اثبات وراثت برای افراز حصه از ترکه ) 

ماده ۳۰۴ قانون امور حسبی :

« درخواست تقسیم باید کتبی و مشتمل بر امور زیر باشد:

 ۱- نام و مشخصات درخواست‌کننده و متوفی.

۲- ورثه و اشخاص دیگری که ترکه باید بین آنها تقسیم شود و سهام هر یک. »

ماده ۳۲۶ قانون امور حسبی :

« مقررات قانون مدنی راجع به تقسیم درمورد تقسیم ترکه جاری است و نیز مقررات راجع بتقسیم که در این قانون مذکوراست در مورد تقسیم سایر اموال جاری خواهد بود. »

ماده ۴۲۴ تشخیص درجه ارزش و تاثیر گواهی بنظر دادگاه است .

در مورد سئوال فوق کمیسیون مشورتی آئین داردسی مدنی اداره حقوقی در جلسه مورخ ۱/۱۱/۱۳۴۵ چنین اظهارنظر کرده است :

چون در رسیدگی به درخواست افراز کلیه مالکین باید دخالت داده شوند.

 (مواد۳۰۴و۳۲۶ قانون امورحسبی ) ، لذا کافی نیست که مقدار سهم متقاضی از مال ومورد تقاضای افراز معلوم وغیرقابل تردید باشدبلکه باید سایر صاحبان سهام نیز معرفی شده ومالکیت آنان مفروغ عنه باشد و برای اثبات وراثت به شهادت نامه می توان استناد کرد که البته تشخیص ارزش آن طبق ماده ۴۲۴ قانون آئین دارسی مدنی با دادگاه خواهد بود.

 

     اثبات وراثت برای افراز حصه از ترکه

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع

کفایت اقامه دعوای استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع

سئوال: ( استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع  ) 

در پرونده ای خواهان دادخواست مطابه وجه را بدین شرح که از خوانده یک دستگاه موتورسیلکت به صورت قولنامه ای خریداری نموده و سپس مشخص شده که موتورسیکلت سرقتی است.

( استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع  ) 

حال تقاضای استرداد وجه پرداختی را نموده است . ( استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع  ) 

خوانده نیز مراتب را قبول کرده و در دفاع خود اظهارداشته، از شخص دیگری خریداری نموده.

 آیا دعوا به کیفیت مطروحه قابل استماع است ؟  یا اینکه خواهان باید بدواً ابطال معامله و سپس استرداد وجه را تقاضا نماید؟

پاسخ:

با توجه به مسروقه بودن موتور سیکلت مورد معامله و مستحق للغیر درآمدن مبیع و مفاد ماده ۳۹۰ قانون مدنی دادخواست تسلیمی خواهان کفایت بر محکومیت خوانده با استرداد وجه دریافتی دارد و نیاز به طرح دعوی دیگری نمی باشد.

ماده ۳۹۰ قانون مدنی :

« اگر بعد از قبض ثمن مبیع کلاً یا جزائاً مستحق‌للغیر در آید بایع ضامن است اگر چه تصریح به ضمان نشده باشد. »

ماده ۳۹۱ قانون مدنی :

« در صورت مستحق‌ للغیر بر آمدن کل یا بعض از مبیع بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری به وجود فساد بایع باید‌ از عهده غرامات وارده بر مشتری نیز برآید.»

ماده ۳۹۲ قانون مدنی :

« در مورد ماده قبل بایع باید از عهده تمام ثمنی که اخذ نموده است نسبت بکل یا بعض بر آید اگرچه بعد از عقد بیع بعلتی از علل در‌مبیع کسر قیمتی حاصل شده باشد. »

 

استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

شکایت کیفری چیست ؟

شکایت کیفری به نوعی از شکایت اطلاق می شود که بر خلاف شخصی که ارتکاب به عمل خلاف قانون نموده تنظیم شده و قانون وی را مجرم دانسته و برای فرد مجرم مجازات در نظر گرفته است.

( شکایت کیفری چیست ؟ ) 

شکایات کیفری معمولاً بر خلاف شکایات حقوقی در فرم خاصی نگارش نمی شود.( شکایت کیفری چیست ؟ ) 

مراحل تنظیم شکواییه کیفری

در آغاز، شکایتنامه کیفری در دادسرا و خطاب به دادسرا نگارش می شود.

برای نگارش این شکواییه، فرد مورد شکایت باید تحت عنوان مشتکی عنه با نام و مشخصات و آدرس کامل مشخص شود و شرح شکایت به همراه اسناد و مدارک لازم برای اثبات ادعای شکایت ارائه شود.

در شکایت کیفری دیگر خبری از دادخواست نیست. بلکه دادخواست تنها مخصوص دعاوی حقوقی می باشد .

 شکایت حتی می‌تواند به شکل شفاهی مطرح گردد که البته در این صورت باید دادسرا و یا کلانتری آن را در صورت‌مجلس قید نموده و به امضای شاکی برساند. البته در اکثر موارد شکایت نیز به شکل یک نوشته کتبی که شکواییه نامیده می‌شود تهیه شده و به دادسرا یا کلانتری تحویل داده می‌شود.

به عنوان نکته ی مهم  باید بدانید که بهتر است حتی‌الامکان شکایت خود را در دادسرا مطرح نمایید؛ چراکه شکایت‌های مطرح شده در کلانتری نیز ابتدا باید به دادسرا ارسال شده و پس از صدور دستور قضایی به کلانتری یا آگاهی فرستاده می‌شود.

بنابراین با طرح شکایت کیفری در دادسرا یک گام جلوتر هستید.

در شکواییه باید مشخصات کامل شاکی، موضوع شکایت و تاریخ و محل وقوع جرم، ضرر و زیان وارده به مدعی، ادله وقوع جرم و اسامی و مشخصات شهود در صورت امکان ذکر گردد.

نکته ی دیگر اینکه ؛ رسیدگی‌های کیفری طولانی هستند .

 این به این دلیل  است که در مرحله دادسرا در صورت قبول صحت شکایت شاکی و مجرم شناخته شدن مشتکی‌عنه، هیچ مجازاتی برای متهم تعیین نمی‌شود.

 بلکه دادسرا صرفاً به صدور کیفرخواست علیه متهم اقدام می‌نماید و از دادگاه می‌خواهد که به اتهامات متهم رسیدگی کند.

بنابراین درصورتی‌که شما بتوانید قاضی دادسرا را مجاب کنید که فردی که شما از او شکایت کرده‌اید مجرم است وارد مرحله دادگاه خواهید شد که در این مرحله درصورتی‌که قاضی دادگاه نظر شما و قاضی دادسرا را بپذیرد، اقدام به صدور رای به مجازات متهم می‌نماید.

 

                            شکایت کیفری چیست ؟

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

خیار تفلیس چیست ؟

تفلیس عبارت است از صدور حکم دادگاه به اینکه اموال شخص کمتر از دیون اوست. ( خیار تفلیس چیست ؟ ) 

 به عبارت دیگر تفلیس عبارت است  از منع شخص مدیون از تصرف در اموال خود به حکم دادگاه برای حفظ حقوق بستانکاران است. ( خیار تفلیس چیست ؟ ) 

شخصی که دادگاه چنین حکمی درباره او صادر کرده و بدین ترتیب عدم قدرت او را به پرداخت دیونش احراز نموده مفلّس نامیده می‌شود. ( خیار تفلیس چیست ؟ ) 

ماده ۳۸۰ قانون مدنی در باب خیار تفلیس آورده است که :

« در صورتی که مشتری مفلس شود و عین مبیع نزد او موجود باشد بایع حق استرداد آن را دارد و اگر مبیع هنوز تسلیم نشده باشد ‌می‌تواند از تسلیم آن امتناع کند.»

شرایط فسخ معامله توسط خیار تفلیس

برای اینکه بایع خیار تفلیس داشته باشد و بتواند معامله را از این جهت فسخ کند شرایط زیر لازم است:

۱-مشتری باید به حکم دادگاه مفلس (ورشکسته) شناخته شده باشد

۲-مبیع باید به مشتری تسلیم نشده یا اگر تسلیم شده هنوز عین آن نزد مشتری باقی باشد، یعنی تلف نشده و نیز مشتری آن زا به دیگری منتقل نکرده باشد.

۳-ثمن باید تأدیه نشده باشد.

۴-ثمن باید کلی در ذمه باشد.

حکم افلاس از اسباب حجر می باشد و از تاریخ صدور حکم افلاس، شخص بدهکار محجور تلقی می شود و از تصرف در اموال خود ممنوع می شود.

 به جهت رعایت حقوق طلبکاران ، و پس ازآن فروختن آن اموال و تقسیم آنها بین طلبکاران بر اساس سهم ها و نسبت دین هایشان شروع می شود.

نظر اکثریت بر این است که تحقق افلاس شخص را منوط به چهار شرط مهم زیر می دانند:

۱- دیون او نزد حاکم ثابت شود.

۲- دیون وی حال باشند نه مؤجل.

۳- اموال وی کفایت دیون و قرضهای وی را نکند و از آن کمتر باشد

۴- تمام طلبکاران یا بعضی ازآنان از حاکم تقاضای افلاس نمایند.

 

چک تاریخ گذشته

                           خیار تفلیس چیست ؟

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی

 

دعوای استرداد هدایای نامزدی

اولین مرحله ای که پیش از عقد ازدواج میان زن و مرد انجام می گیرد وعده ازدواج یا نامزدی است .

(  دعوای استرداد هدایای نامزدی ) 

نامزدی به این معناست که دو طرف درباره آینده زندگی مشترک به توافق برسند . ( دعوای استرداد هدایای نامزدی )

زمانی که طرفین بخواهند نامزدی را برهم بزنند ؛ ممکن است در طول دوران نامزدی هدایایی به یکدیگر داده باشند که بخواهند پس بگیرند . (  دعوای استرداد هدایای نامزدی  )

دعوای استرداد هدایای نامزدی ، به خصوص در خصوص اموالی همچون حلقه و طلاجات موضوعی پر اهمیت می شود که طرفین می توانند به دادگاه صالح مراجعه کرده و دادخواست استرداد هدایای دوران نامزدی تقدیم کنند .

رسیدگی به دعوای استرداد هدایای نامزدی در صلاحیت دادگاه خانواده است.

دعوای استرداد هدایای نامزدی

بر اساس ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی :

 «  هریک از نامزدها می توانند در صورت به هم خوردن وصلت منظور ، هدایایی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند و اگر عین هدایا موجود نباشد ، مستحق قیمت هدایایی خواهد بود که عادتا نگاه داشته می شود ، مگر اینکه آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد . »

به همین دلیل ، هر یک از نامزدها می توانند اقدام به طرح دعوای استرداد هدایای نامزدی کنند .

منظور از هدایای دوران نامزدی ، هدایایی است که بعد از خواستگاری و قبل از عقد ازدواج داده شده است که این هدایا به دو نوع هدایای مصرفی و هدایای غیر مصرفی قابل تقسیم است .

استرداد هدایای نامزدی در مورد این دو دسته هدایا متفاوت است :

-هدایای مصرف شدنی نامزدی:

هدایایی که جزء اموال مصرف شدنی باشند مثل عطر ، لوازم آرایشی ، شکلات . فرض بر این است که این اموال را به منظور مصرف کردن و استفاده کردن  به طرف مقابل داده است و از آن رو که این اموال عادتاً نگاه داشته نمی شوند و به مصرف می رسند ، طبیعی است که نمی توان این هدایا یا قیمت آنها را مطالبه کرد .

مثل شیرینی یا میوه و … . بنابراین ، استرداد هدایای مصرف شدنی نامزدی در هیچ موردی نمی تواند مورد درخواست باشد .

-هدایای غیر مصرفی نامزدی:

این هدایا معمولاً نگاه داشته می شوند و با استفاده از بین نمی روند مثل ، طلا ، حلقه ازدواج و….

بنابراین ، بر طبق این ماده می توان این هدایا را پس گرفت .

در صورتی هم که این اموال نزد او تلف شده باشند و این تلف شدن بخاطر تقصیر نامزد باشد ، باید قیمت آن را بپردازد ولی اگر تلف شدن هدیه بخاطر تقصیر او نباشد ، مسئولیتی در پرداخت قیمت آن نخواهد داشت .

 

دعوای استرداد هدایای نامزدی

 

دادگاه صالح

مطابق با بند یک ماده ۴ قانون حمایت از خانواده دعاوی راجع به نامزدی و خسارت های ناشی از به هم خوردن آن در صلاحیت دادگاه خانواده می باشد.

 همچنین ماده ۱۲ این قانون مقرر می دارد که:

« در دعاوي و امور خانوادگي مربوط به زوجين، زوجه مي تواند در دادگاه محل اقامت خوانده يا محل سكونت خود اقامه دعوي كند مگر در موردي كه خواسته، مطالبه مهريه غيرمنقول باشد.»

 بنابراین به موجب این ماده چنانچه زوجه خواهان باشد  می تواند در محل اقامت خود یا محل اقامت زوج طرح دعوا کند ولی اگر خواهان زوج باشد باید فقط در محل اقامت زوجه طرح دعوی نماید.

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

شرط مبنی بر اینکه تا تاریخ وصول چک پرداخت ثمن مورد معامله نزد خریدار امانت باشد

سئوال:

(  شرط مبنی بر اینکه تا تاریخ وصول چک پرداخت ثمن مورد معامله نزد خریدار امانت باشد  ) 

در صورتی که در معامله یک دستگاه خودرو شرط شده باشد که تا وصول چک خودرو نزد خریدار امانت باشد و در تاریخ سررسید چک نیز پرداخت نشد، آیا به استناد شرط مذکور فروشنده می تواند درخواست فسخ معامله نماید؟

و آیا در این فرض می توان چنین تلقی نمود که شرط موصوف شرط خلاف مقتضای عقد می باشد و باعث بطلان معامله است یا خیر؟

( شرط مبنی بر اینکه تا تاریخ وصول چک پرداخت ثمن مورد معامله نزد خریدار امانت باشد  ) 

پاسخ:

چنانچه در معامله یک دستگاه خودرو شرط شود که تا وصول چک مربوط به ثمن معامله خودرو مبیع نزد خریدار امانت باشد و پس از آن چک مورد بحث هم وصول نشود، در فرض مذکور با توجه به اینکه در عقد بیع که از یک طرف طبق بند ۱ ماده ۳۶۲ قانون مدنی، مقتضای عقد بیع مالکیت خریدار نسبت به مبیع بوده و از طرف دیگر نامبرده امانت دار دانسته شده است بنابراین شرط مزبور خلاف مقتضای عقد بوده و طبق بند ۱ ماده ۲۳۳ قانون صدرالاشاره شرط مذکور باطل و موجب بطلان عقد است.

ماده ۳۶۲ قانون مدنی :

« آثار بیعی که صحیحاً واقع شده باشد از قرار ذیل است:

۱- بمجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع وبایع مالک ثمن میشوند.

۲- عقد بیع بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار میدهد.

۳- عقد بیع بایع را به تسلیم مبیع ملزم مینماید.

۴- عقد بیع مشتری را ملزم به تادیه ثمن میکند. »

ماده ۲۳۳ قانون مدنی :

« شروط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است.

۱- شرط خلاف مقتضای ذات عقد باشد

۲- شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود . »

 

شرط مبنی بر اینکه تا تاریخ وصول چک پرداخت ثمن مورد معامله نزد خریدار امانت باشد

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی

 

مجازات اسکرین شات:

اگر کسی شما را تهدید به افشای اطلاعات خصوصی از جمله :عکس –چت-صدا-فیلم و………………… کرد حتی اگر آن عمل را انجام ندهد مرتکب جرم تهدید شده است و برای شما قابل شکایت و پیگیری است .

قانون مجازات اسلامی در ماده ۷۴۵ و ماده ۱۶ جرائم رایانه ای افشای اسرار خصوصی دیگران را جرم دانسته و مجازات آن را جزای نقدی و تا ۲ سال حبس در نظر گرفته است البته که اسرار خصوصی در قانون ایران به صورت مشخص تعریف نشده است اما مطابق ماده واحده بند ۸ قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی نامه ، عکس ، نوشته ها ، فیلم های خصوصی ،را از مصادیق بارز آن دانسته است.همچنین بر اساس ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی تهدید به انجام عملی که ممکن است موجب ضرر آبروئی یا شرافتی یا افشای اسرار خانوادگی شود تا ۷۴ ضربه شلاق و تا دو سال حبس برای آن در نظر گرفته است.

 

وکیل

مشاوره حقوقی

مشاور حقوقی

نکته حائز اهمیت این است که اسکرین شات به خودی خود جرم نیست ولی اگر به قصد تهدید یا آبروریزی باشد جرم است و برای آن مجازات درنظر گرفته شده است.

نحوه اجرای حکم الزام به انجام تعهد

پرسش: ( نحوه اجرای حکم الزام به انجام تعهد) 

در صورت خودداری از انجام تعهد توسط محکوم‌علیه، محکوم‌له چه اقدامی می‌تواند انجام دهد؟

پاسخ :( نحوه اجرای حکم الزام به انجام تعهد )

در صورت محکومیت محکومٌ‌علیه به انجام عمل معین و خودداری وی از اجرای حکم طبق ماده ۴۷ ق.ا.ا.م. محکومٌ‌له می‌تواند تحت نظر اجرای احکام آن عمل را به وسیله دیگری انجام دهد و هزینه آن را مطالبه کند و با عنایت به اینکه تبصره ذیل ماده مذکور مواردی که انجام عمل توسط شخص دیگری ممکن نباشد را به ماده ۷۲۹ ق.آ.د.م.۱۳۱۸ ارجاع داده و این ماده و ماده ۷۳۰ طبق ماده ۵۲۹ ق.آ.د.م.۱۳۷۹ منسوخ شده است، اکنون بایستی حسب ماده ۵۱۵ قانون اخیرالتصویب محکوم‌له دادخواستی برای جبران خسارت ناشی از عدم اجرای حکم به دادگاه تقدیم نماید و در صورت صدور حکم جبران خسارت و قطعیت دادنامه، عدم اجرای آن مشمول ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی خواهد بود.

 در صورتی که محکوم علیه از انجام عمل معین امتناع نماید و انجام آن توسط دیگری ممکن باشد، به تجویز ماده ۴۷ ق.ا.ا.م. محکوم‌له می‌تواند آن عمل را توسط دیگری به هزینه محکوم ‌علیه انجام دهد.

برای تحقق این امر دادگاه در مقام اجرای حکم بایستی هزینه‌های انجام عمل موضوع حکم را با تحقیقات لازم و حتی در صورت لزوم با جلب نظر کارشناس تعیین و دستور وصول آن را بدهد و چون تمام اقدامات برای اجرای حکم و از عملیات اجرایی به شمار می‌رود، مستلزم طرح دعوای دیگری نیست.

 

نحوه اجرای حکم الزام به انجام تعهد

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

ترکه متوفای بلا وارث

ترکه متوفای بلا وراث

مستندات قانونی ترکه متوفای بلا وارث ( ترکه متوفای بلا وارث ) 

ماده ۳۲۷- ترکه متوفای بلاوارث:

در صورتی که وارث متوفی معلوم نباشد به درخواست دادستان یا اشخاص ذی نفع برای اداره ترکه مدیر معین می‌شود. ( ترکه متوفای بلا وارث ) 

ماده ۳۲۸- در مورد ماده فوق، دادستان مکلف است مراقبت نماید اقداماتی که برای حفظ ترکه لازم است به عمل آید و از دادگاه تعیین مدیر ترکه را بخواهد.

ماده ۳۲۹- پس از وصول درخواست، دادگاه باید منتهی تا یک هفته مدیر ترکه را معین نماید.

ماده ۳۳۰- در صورتی که متوفی برای اجرای وصیت خود وصی معین کرده باشد اداره ترکه به وصی واگذار می‌شود.

ماده ۳۳۱- هر گاه متوفی محجور بوده و وصی داشته است اداره ترکه به وصی یا قیم واگذار می‌شود.

ماده ۳۳۲- در غیر موارد مذکور در دو ماده فوق اداره ترکه به کسی که مورد اعتماد دادرس است واگذار خواهد شد.

ماده ۳۳۳- مقررات مواد ۲۶۵ و ۲۶۶ و ۲۶۸ و ۲۶۹ و ۲۷۰ و ۲۷۱ و ۲۷۳ و ۲۷۴ و ۲۷۵ نسبت به ترکه متوفائی هم که وارث او معلوم نیست جاری خواهد بود.

ماده ۳۳۴- مدیر ترکه پس از تحریر ترکه دیون و واجبات مالی متوفی را اداء کرده، مورد وصیت را در صورتی که وصیت شده باشد خارج و باقی مانده ترکه را از اموال منقول و غیر منقول و وجه نقد که در تصرف دولت یا بنگاه‌های بازرگانی و صرافی و غیره یا اشخاصی است به دادستان تسلیم می‌کند ه به ترتیب مقرر در آئین‌نامه وزارت دادگستری نگاهداری نماید.

ماده ۳۳۵- اگر از تاریخ تحریر ترکه تا ده سال وارث متوفی معلوم شود ترکه به او داده می‌شود و پس از گذشتن مدت نامبرده باقی مانده ترکه به خزانه دولت تسلیم می‌شود و ادعاء حقی نسبت به ترکه از کسی به هر عنوان که باشد پذیرفته نیست.

ماده ۳۳۶- در صورتی که قبل از انقضاء مدت مذکور فوق ادعاء حقی بر متوفی بشود و حق نامبرده به موجب سند رسمی یا حکم قطعی دادگاه ثابت شده باشد مدیر ترکه باید بپردازد و در صورتی که حقی به موجب نوشتجات یا دفاتر متوفی محرز شود مدیر ترکه با موافقت دادستان می‌تواند آن را بپردازد و اگر ترکه به دادستان داده شده باشد او خواهد پرداخت و چنانچه ادعاء به ترتیب مذکور ثابت و محرز نشود مدعی می‌تواند به طرفیت مدیر ترکه و در صورتی که ترکه به دادستان داده شده باشد به طرفیت او اقامه دعوی نماید.

 

ترکه متوفای بلا وارث

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

تخلیه ملک مشاع

ملک مشاع ملکی است که بین دو یا چند نفر مشترک باشد، به این وضعیت در اصطلاح حقوقی «اشاعه» می‌گویند. ( تخلیه ملک مشاع ) 

معنای اشاعه این است که هر کدام از مالکین در جزء به جزء ملک سهم دارند. ( تخلیه ملک مشاع ) 

خلع ید به چه معناست؟ (  تخلیه ملک مشاع  ) 

دعوای خلع ید، دعوایی است که خواستۀ آن رفع تصرف غاصبانه و عدوانی متصرفی است که بدون اذن مالک ِ ملک، بر آن مسلط شده است.

دعوی خلع ید از ملک مشاع

برای طرح دعوی خلع ید علیه متصرف یا متصرفین ملک مشاع، نیازی به حضور تمام مالکین نیست.

مثلا اگر یک واحد تجاری دارای چهار مالک باشد، فقط یکی از مالکین می‌تواند دعوی خلع ید را مطرح کند.

دعوی خلع ید هم علیه شریک ملک مشاع، هم علیه غیر، قابل طرح است.

 به عبارت دیگر چه شریک ملک را تصرف کرده باشد چه شخصی که هیچ مالکیتی نسبت به ملک ندارد آن را تصرف کرده باشد، می‌توان دعوی خلع ید را مطرح کرد.

بطور مثال ۳ شريک که هر کدام ۲ دانگ مشاعي از مغازه‌اي را مالک هستند، با توافق يکديگر مغازه را به شخصي اجاره مي‌دهند. پس از مدتي مستأجر اجاره ماهانه يکي از ۳ شريک را پرداخت نـمـي‌کـنـد و يـا ايـن‌که برخلاف نوع اسـتـفـــــاده قــــراردادي، از مــغــــازه بهره‌برداري مي‌‌نمايد. ازاين‌رو شــريـک نـاراضـي دعـواي تـخـلـيـــــه يــــد را طــــرح مي‌کند؛ در حالي که ۲ شـريـک ديگر با مستأجر به سازش مي‌رسند

هـمـان‌گـونـه کـه مي‌دانيم، در ملک مشاع حق هر شريک منتشر در تمام ملک است و همين موضوع باعث شده که هيچ شريکي بدون اذن ساير شرکا حق تصرف در ملک مشاع را نداشته باشد. (مواد ۵۸۱ و۵۸۲ قانون مدني) نتيجه اين اختلاط سهام آن خواهد بود که تخليه سهم هر شريک با خلع يد از تمام ملک ملازمه داشته و ازاين‌رو ست که بايد بپذيريم مفاد ماده ۴۳ قانون آيين دادرسي مدني در مورد خلع يد به معناي اعم است و اينجا هم بايد اجرا شود.

 

               تخلیه ملک مشاع

 

نکته قابل توجه در اين رابطه آن است که امکان دارد کل قرارداد اجاره فسخ نشده و رابطه استيجاري تنها بين مستأجر و يکي از شرکا به هم خورده و فسخ شده باشد.

در اين مورد، مستأجر مالک منافع متعلق به ساير شرکاست. بنابراين تصرف شريک محکوم‌له در ملک، موقوف بــه اجــازه و تــوافــق بـا مـسـتـأجـر اسـت؛ همان‌گونه که اگر تمام عقد اجاره منفسخ مي‌شد، تسليم عين مستأجره به يکي از شرکا منوط به داشتن اذن از ديگران ‌بود.

ماده ۵۸۱ قانون مدنی :

«  تصرفات هر یک از شرکاء در صورتی که بدون اذن یا خارج از حدود اذن باشد فضولی بوده و تابع مقررات معاملات فضولی خواهد بود. »

ماده ۵۸۲ قانون مدنی :

« شریکی که بدون اذن یا در خارج از حدود اذن تصرف در اموال شرکت نماید ضامن است.»

ماده ۴۳ قانون آيين دادرسي مدني :

 ‌« در مواردي که حکم خلع يد عليه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتي از آن صادر شده باشد، از تمام ملک خلع يد مي‌شود؛ ولي تصرف محکوم له در ملک خلع يد شده مشمول مقررات املاک مشاعي است. »

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

دعوای ابطال شناسنامه

شناسنامه چیست ؟ دعوای ابطال شناسنامه

به سند هویتی که برای اتباع کشور جمهوری اسلامی ایران وتوسط سازمان ثبت احوال کشور صادر می‌شود،شناسنامه اطلاق شده و در قدیم به شناسنامه، سجل گفته می شد و سازمان ثبت احوال، اداره سجل احوال نامگذاری شده بود. (  دعوای ابطال شناسنامه  ) 

شناسنامه سند هویتی هر فردی در داخل کشور می باشد و شامل مشخصات کامل فرد دارنده شناسنامه می‌باشد. ( دعوای ابطال شناسنامه ) 

شناسنامه هر فرد جزء اسناد رسمی  محسوب می شود ،  سند رسمي نمي‌تواند مورد  انكار يا ترديد قرار گيرد تنها مي‌تواند مشمول ادعاي جعل و تزوير شود.

انكار يك سند به معناي انكار انتساب آن سند به شخص منتسب است.

تقاضای صدور حكم بر ابطال شناسنامه كنونی و دستور صدور شناسنامه جدید زمانی مطرح می‌شود که فردی دعوای ابطال شناسنامه کند یعنی بگوید شناسنامه‌ای که از آن استفاده می‌کرده متعلق به خودش نبوده.

 

ابطال شناسنامه به سه طریق امکان‌پذیر است :

۱- ترک تابعیت

۲- فوت دارنده شناسنامه

۳- رای قطعی دادگاه مبنی بر ابطال شناسنامه.

ابطال شناسنامه طبق رای دادگاه زمانی رخ می‌دهد که شخص دارنده شناسنامه درخواست ابطال شناسنامه قبلی و صدور رای مبنی برصدور شناسنامه جدید بامشخصات مورد درخواست را نماید.

ابطال شناسنامه

ابطال شناسنامه فعلی و تقاضای صدور شناسنامه‌ی جدید باید متکی بر دلایل قانع کننده باشد.

معمولا ابطال شناسنامه برای کم کردن سن صورت می‌گیرد و در این حالت، خواهان مدعی می‌شود .

 به عنوان مثال شناسنامه فعلی متعلق به برادرش است و والدین پس از فوت او، آن را باطل نکرده‌اند.

در این راستا باید شهودی معرفی شوند و از طرف دادگاه نیز مساله به پزشکی قانونی برای تشخیص صحت ادعا ارجاع می‌شود.

پزشکی قانونی با تشریح وضعیت فیزیکی شخص، جواب خود را به دادگاه می‌دهد. دادخواست ابطال شناسنامه به طرفیت ثبت احوال داده می‌شود و نیازمند استشهاد محلی است.

مرجع صلاحیت دار

۱-اگر متقاضی مدعی شود اختلاف سن واقعی او با سن مندرج درشناسنامه اش بیشتر از پنج سال است .

 باید به کمیسیونی موسوم به کمیسیون تشخیص سن مستقر در فرمانداری شهرستان محل صدور شناسنامه اش رجوع کند. این کمیسیون مرکب استاز: فرماندار یا بخشدار، رییس اداره ثبت احوال محل، پزشک منتخب ، مدیرعامل سازمان بهداری استان و رییس شورای اسلامی شهر یا بخش. ریاست این کمیسیون بر عهده قاضی دادگاه محل است. صاحب شناسنامه تنها یک بار در طول عمر خود حق دارد از این طریق برای اصلاح سن مندرج در شناسنامه اقدام کند.

این در خواست هم می تواند در جهتافزایش و هم کاهش سن باشد. برای مثال متقاضی می تواند مدعی شود که سن او درشناسنامه ۴۰ سال است ولی سن واقعی اش ۴۶ سال یا ۳۴ سال است. در هر حال این اختلافسن نباید کمتر از پنج سال باشد.

۲- اگر متقاضی مدعی شود که سن واقعی او باسن مندرج در شناسنامه اش کمتر از پنج سال اختلاف دارد .

 دارد باید به دادگستری رجوع کند و با رعایت مقررات و تشریفات مربوطه و تقدیم دادخواست طرح دعواکند.

                                  دعوای ابطال شناسنامه

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

فسخ نکاح چیست؟

یکی از روش های برهم زدن ازدواج فسخ نکاح است بدین صورت که یکی از دو طرف ازدواج به بعضی از عیوب دچار باشد که این عیوب آشکار و مشخص است طرف سالم میتواند برای رهایی از او و بدون رضایت طرف مقابل ازدواج خود را فسخ کند که بعضی از ان عیوب مختص مردان و بعضی از آن مختص زنان است مثل جنون یا دیوانگی

فسخ نکاح محدودیت و دشواریهای طلاق را ندارد.

تفاوت فسخ نکاح و طلاق در چیست؟

۱- طلاق منوط به تشریفات خاصی است، مثل اجرای صیغه مخصوص و حضور دو شاهد عادل (مرد). ولی فسخ نکاح تنها به اراده صاحب حق انجام می‌پذیرد (ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی) و تنها کافیست به اطلاع طرف مقابل برسد.
۲- طلاق در صورتی درست است که شرایط خاصی در زن موجود باشد ولی رعایت این ترتیب در فسخ نکاح شرط نیست (ماده ۱۱۳۲ ق. م.). به عنوان مثال فسخ نکاح در دوران عادت زنانگی و نفاس زن ممکن است. در حالی که طلاق زن در این دوران درست نیست. (ماده ۱۱۴۰ ق. م.)
۳- پیش از وقوع طلاق باید از دادگاه حکم یا اذن گرفته شود، ولی فسخ نکاح نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تکلیفی در باب اصلاح زوجین و ارجاع به داوری ندارد.
۴- طلاق مخصوص نکاح دائم است ولی موارد فسخ نکاح در دائم و منقطع یکسان است (مواد ۱۱۵۲ و ۱۱۵۳ ق. م.)
۵- طلاق حق و اختیار مرد است، در حالی که فسخ نکاح ممکن است از جانب زن نیز واقع شود.
۶- در طلاق رجعی شوهر می‌تواند در زمان عده به همسر خود رجوع کند، اما در فسخ نکاح امکان رجوع وجود ندارد، و تشکیل دوباره خانواده جز با نکاح جدید ممکن نیست.
۷- در صورتی که مرد پیش از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهریه است (ماده ۱۰۹۲ ق. م.) ولی در فسخ نکاح زن حق مهریه ندارد، مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن باشد که زن مستحق نصف مهریه است.
۸- اگر بین زوجین سه بار طلاق اتفاق بیفتد آنها دیگر نمی‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند مگر با آمدن محلل. اما فسخ هرچند بار که بین زن و مرد اتفاق افتد ایجاد حرمت نمی‌کند.

بعضي از عيوب ويژه زن هم که حق فسخ را به شوهر مي‌دهند، عبارت‌اند از:

برص (نوعي بيماري پوستي‏ که بر اثر آن لکه‏هاي معمولاً بزرگ سفيد يا سياه در بدن پديد مي‏آيد)

زمین گیری-نابینایی از هر دو چشم

نکته مهم و قابل توجه این است که عیوب ویژه زن در صورتی موجب حق فسخ میشود که این عیوب در هنگام عقد وجود داشته باشد.مواد ۱۱۲۴ و ۱۱۲۶ قانون مدنی 

بعضی از عیوب ویژه مرد که حق فسخ را به زن می دهد:

عیوب مختص مرد در ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی برشمرده شده است و به موجب آن هرگاه مرد به دلیل عارضه‌ای ناتوان از انجام عمل زناشویی باشد قانون به زن حق می‌هد که ازدواج را فسخ نماید.

 

آدم ربایی را بشناسیم

آدم ربایی ( آدم ربایی را بشناسیم ) 

آدم ربایی به دزدیدن انسان برای رسیدن به مقاصد مختلف همچون اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اطلاق می شود. به آدم ربایی، استیلای بر حُرّ و غصب انسان نیز گفته می شود. ( آدم ربایی را بشناسیم ) 

آدم ربایی یکی از جرایمی است که علاوه بر ایراد صدمه های مادی و معنوی بر ربوده شده و نزدیکان وی موجبات احساس ناامنی شدید در اجتماع را نیز فراهم می نماید.

این جرم از جمله جرایم علیه اشخاص است .

طبق ماده ۶۲۱ قانون مجازات اسلامی آدم ربایی عبارتند از :

«هرکس شخصا یا توسط دیگری شخصی را به قصد مطالبه وجه یا مال یا به قصد انتقام یا به هر منظور دیگر به عنف یا تهدید یا حیله یا به هر نحو دیگر را برباید یا مخفی کند، به حبس از ۵ تا ۱۵ سال محکوم خواهد شد. در صورتی که سن مجنی‌علیه کمتر از ۱۵ سال تمام باشد یا ربودن توسط وسایل نقلیه انجام پذیرد یا به مجنی‌علیه آسیب جسمی یا حیثیتی وارد شود، مرتکب به حداکثر مجازات تعیین‌شده محکوم خواهد شد و در صورت ارتکاب جرایم دیگر به مجازات آن جرم نیز محکوم می‌شود.

 تبصره – مجازات شروع به آدم ربایی ۳ تا ۵ سال حبس است.»

معاونت در آدم‌ربایی:

 هرگاه کسی با علم و عمده وسایل ارتکاب جرم آدم‌ربایی و نوزاد ربایی را تهیه کند و یا افراد را به ارتکاب جرم فوق تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع نماید و یا به هر طریق دیگر وقوع جرم را تسهیل کند به استناد ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی معاون در جرم شناخته شده و مجازات معاون طبق ماده ۷۲۶ قانون مجازات اسلامی حداقل مجازات مقرر در قانون برای همان جرم می‌باشد که در مورد جرم آدم ربایی پنج سال و نوزادربایی شش ماه حبس پیش‌بینی شده است.

 

                           آدم ربایی را بشناسیم

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

مهلت پرداخت دیه

دیه چیست ؟ ( مهلت پرداخت دیه ) 

دیه مقدر مال معینی است که در شرع مقدس به سبب جنایت غیرعمدی بر نفس عضو یا منفعت یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد مقرر شده است. ( مهلت پرداخت دیه ) 

مهلت پرداخت دیه

به هر مجرم برای پرداخت دیه طبق قانون فرصتی داده می شود که به آن مهلت پرداخت دیه می گویند.

بر اساس قانون فرد مجرم برای پرداخت دیه دارای فرصتی است که بتواند این دیه را پرداخت کند. بنابراين نمى‌توان مجرم را تحت فشار قرارداد كه كل ديه را ظرف چند روز يا مقدار از آن را در فرصت محدودى بپردازد.

در ماده ۴۸۸ قانون مجازات اسلامی آمده است:

مهلت پرداخت دیه، از زمان وقوع جنایت به ترتیب زیر است مگر اینکه به نحو دیگری تراضی شده باشد:

الف- در عمد موجب دیه، ظرف یک سال قمری

ب- در شبه عمد، ظرف دو سال قمری

پ- در خطای محض، ظرف سه سال قمری

تبصره- هرگاه پرداخت کننده در بین مهلت های مقرر نسبت به پرداخت تمام یا قسمتی از دیه اقدام نماید، محکومٌ له مکلف به قبول آن است.

ماده ۴۸۹- در جنایت خطای محض، پرداخت کننده باید ظرف هر سال، یک سوم دیه و در شبه عمدی، ظرف هر سال نصف دیه را بپردازد.

ماده ۴۹۰- در صورتی که پرداخت کننده بخواهد هر یک از انواع دیه را پرداخت نماید و یا پرداخت دیه به صورت اقساطی باشد، معیار، قیمت زمان پرداخت است مگر آنکه بر یک مبلغ قطعی توافق شده باشد.

 ماده ۴۹۱- در مواردی که بین مرتکب جنایت عمدی و اولیای دم یا مجنیٌ‌علیه بر گرفتن دیه توافق شود لکن مهلت پرداخت آن مشخص نگردد، دیه باید ظرف یکسال از حین تراضی پرداخت گردد.

 

                              مهلت پرداخت دیه

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

شرایط و آثار ورشکستگی

شرایط ورشكستگی ( شرایط و آثار ورشکستگی )

۱- تاجر یا شركت تجاری بودن. (شرایط و آثار ورشکستگی )

۲- داشتن اهلیت قانونی برای اشتغال به تجارت؛ بنابراین اگر شخص محجوری كه اهلیت انجام امور مالی را ندارد به تجارت اشتغال ورزد و  دچار عدم توانایی در تأدیه قروض شود، ورشكسته محسوب نمی‌شود.

۳- ورشكستگی تنها به اعمال تجارتی تعلق دارد.

۴- دیون مربوط به معاملات تجارتی باشد؛ در غیر این صورت دیون غیر تجارتی مستلزم توقف نیست مگر اینكه موجب اختلال در امور تجارتی شود.

۵- عدم پرداخت دین در نتیجه ناتوانی از تأدیه (پرداخت) آنها باشد؛ در غیر این صورت صرف عدم پرداخت مانند نكول براتی مستلزم ورشكستگی نیست.

۶- لازم نیست دارایی تاجر كمتر از بدهی او باشد بلكه اگر (به هر دلیل) نتواند بدهی خود را بپردازد، ورشكسته است.

اقسام ورشكستگی

با توجه به مواد ۵۴۹، ۵۴۱ و ۴۱۲ قانون تجارت سه نوع ورشكستگی وجود دارد:

الف) ورشكستگی عادی؛ كه تاجر بر اثر عوامل خارجی یا حوادث غیر مترقبه بدون تقصیر یا تقلب متوقف شود.

ب) ورشكستگی به تقصیر؛ که به واسطه تقصیر و خطای تاجر، حاصل می‌شود و از جمله جرایم غیر عمدی است.

ج) ورشكستگی به تقلب؛ به دلیل سوء نیت و حیله و تقلبی كه تاجر به كار برده است، مجرم شناخته شده است.

 

 آثار و نتایج  ورشكستگی

۱- منع مداخله تاجر در اموال خود.

۲- ممنوعیت از مداخله در دعاوی.

۳- بطلان معاملات.

۴- حال شدن دیون مؤجّل.

۵-  سقوط حق تعقیب انفرادی بستانكاران.

۶- تأدیه و تأمین مطالبات.

۷- سلب اعتبار.

۸- محرومیت از برخی حقوق سیاسی اجتماعی.

۹- مجازات ورشكسته در صورت صدور حكم ورشكستگی به تقصیر و تقلب.

 

*برای مطالعه مقاله ورشکستگی به تقصیر و تقلب کلیک کنید . 

 

                                   شرایط و آثار ورشکستگی

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاورره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

عقد کفالت چیست ؟

کفالت در لغت مشتق از کفل و به معنای به عهده گرفتن می باشد. ( عقد کفالت چیست ؟ ) 

در اصطلاح حقوقی نیز عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین در مقابل دیگری احضار شخص ثالثی را تعهد می کند. ( عقد کفالت چیست ؟ ) 

 به شخص متعهد کفیل و به متعهد له مکفول له و به شخص ثالث مکفول گفته می شود.

( عقد کفالت چیست ؟ ) 

بطور مثال ، آقای «الف» قبلا متعهد شده است که مبلغی را به آقای «ب» بپردازد؛ اما «ب» چندان او را نمی‌شناسد و می‌گوید از کجا مطمئن باشم که به تعهد خود عمل می‌کنی و طلب من را به‌موقع می‌پردازی؟ در این میان آقای «ج» که «الف» را می‌شناسد و ضمنا مورد اعتماد «ب» هم هست می‌گوید من تعهد می‌دهم که «الف» را در زمان سررسید بدهی‌اش نزد تو حاضر کنم تا تو طلب خودت را وصول کنی. در اینجا میان «ج» و «ب» رابطه‌ی قراردادی کفالت برقرار می‌شود: «ج» که متعهد است «الف» را نزد «ب» حاضر کند، «کَفیل» نامیده می‌شود. «ب» که تعهد به‌نفع او انجام شده است، مَکفول‌ٌله نام دارد و «الف» که شخص ثالث است و نقشی در انعقاد قرارداد ندارد «مَکفول» نامیده می‌شود.

                   عقد کفالت چیست ؟

*برای مطالعه عقد عاریه کلیک کنید . 

اوصاف عقد کفالت

۱ – عقدی عهدی است

۲ – مبنای عقد کفالت تعهد به فعل ثالث است

به عبارت دیگر کفیل در برابر مکفول له تعهد می کند تا شخص ثالث را راضی کند که در زمان و مکان مقرر حاضر شود

۳ – موضوع تعهد و تعهد اصلی شخص کفیل احضار مکفول است .

۴ – این عقد فقط به رضایت کفیل و مکفول له منعقد می شود و نیاز به رضایت مکفول نیست

۵ – در انعقاد عقد کفالت فقط اهلیت کفیل لازم است که تهدی را بر عهده می گیرد .

بنابراین مکفول له می تواند صغیر ممیز یا سفیه باشد

چرا که عقد کفالت تماما به نفع اوست و او به واسطه کفالت چیزی را از دست نمی دهد .

۶ – عقدی رضایی است

۷ – از جانب کفیل عقدی است لازم و از جانب مکفول له جایز

۸ – عقدی بلاعوض و مجانی است

۹ – جزو عقود مبتنی بر مسامحه است

۱۰ – کفالت یک عقد مستمر است

۱۱ – علم اجمالی کفیل به دین موضوع کفالت کفایت می کند، چرا که عقدی مبتنی بر مسامحه است .

۱۲ – یک عقد تبعی است .

انواع عقد کفالت

۱ – مطلق

یعنی مقید به زمان خاصی نیست .

در این حالت مکفول له می تواند احضار مکفول را در هر زمانی که مایل باشد ، تقاضا کند ، البته فقط برای یکبار

وبا یک بار احضار مکفول  از سوی کفیل ، کفیل بری الذمه می گردد .

۲ – موقت یا موجل

در این حالت موعدی تعیین شده که قبل از رسیدن موعد ، مکفول له حق مطالبه ندارد .

این قسم از کفالت در قانون مدنی با عنوان کفالت موقت آمده است .

۳ – مقید به زمان یا مدتدار

کفالتی که در آن تاریخ انقضایی درج شده باشد که مکفول له فقط بتواند تا آن زمان مقرر احضار مکفول را بخواهد و با انقضای آن عقد کفالت خود به خود منفسخ گردد را گویند .

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

داوری و استعفا از داوری

پرسش: ( داوری و استعفا از داوری) 

طرفین قراردادی ضمن سند رسمی متعهد شده‌اند در صورت بروز اختلاف به دادگستری مراجعه نکنند و اختلافات خود را از طریق حکمیت حل کنند و دو نفر را نیز به‌عنوان حکم مرضی‌الطرفین انتخاب کرده و به آنان اختیار داده‌اند در صورت وجود اختلاف‌نظر شخصی ثالثی را به‌عنوان سرداور انتخاب کنند.

( داوری و استعفا از داوری ) 

یکی از داوران پس از اعلام قبولی مستعفی می‌گردد و سر داور نیز هنوز انتخاب نشده است.

آیا هریک از طرفین می‌توانند به استناد ماده ۶۳۷ قانون آیین دادرسی مدنی از دادگاه بخواهد که داور مشترک را انتخاب کند؟ و نیز آیا داور مستعفی می‌تواند استعفای خود را مسترد و به داوری مبادرت کنند یا نه؟

پاسخ :

کمیسیون مشورتی آیین دادرسی مدنی اداره حقوقی در جلسه مورخ ۲۶/۹/۱۳۴۵ چنین اظهارنظر کرده است:

چون از مندرجات قرارداد طرفین به شرح مذکور در استعلام چنین استفاده می‌شود که توافق طرفین با حل اختلافات ناشی از قرارداد از طریق داوری قطع نظر از شخصیت داوران بوده است؛ لذا با استعفای احد از داوران مشترک و عدم تراضی طرفین در تعیین داور مشترکی به‌جای او هریک از طرفین می‌توانند با استفاده از مقررات بند ۲ ماده ۶۳۷ قانون آیین دادرسی مدنی تعیین داور مشترک را از دادگاه درخواست نماید و در مورد پرسش، این امر که داور مستعفی عنوان داور مشترک طرفین را داشته نه داور اختصاصی یک طرف تأثیری در امر ندارد.

با استعفای داور سمت داوری او زائل می‌شود و عدول از آن توسط داور مستعفی موجب اعاده سمت داوری نیست.

                       داوری و استعفا از داوری

مستندات قانونی :

ماده ۶۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی :

 « در مورد ماده ۶۳۳ هر گاه طرفين داور يا داورهاي خود را در ضمن معامله يا قرارداد معين نكرده باشند و در موقع بروز اختلاف يكطرف داور خود را معين ننمايد طرف ديگر ميتواند داور خود را معين كرده بوسيله اظهارنامه رسمي او را بطرف مقابل معرفي و درخواست نمايد كه‌داور خود را معين و معرفي كند در اينصورت طرف مكلف است كه در ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اظهارنامه و با رعايت مدت مسافت داور خود را‌معين و اعلام كند و هر گاه تا انقضاء مدت مذكور اقدام ننمود دادگاهي كه صلاحيت رسيدگي بموضوع اختلاف را دارد بدرخواست طرفيكه داور‌خود را معين كرده است داور طرف ديگر را معين خواهد نمود. »

ماده ۶۳۶ :

 « در مورد ماده قبل هر گاه نسبت باصل معامله يا قرارداد راجع بداوري بين طرفين اختلافي باشد دادگاه قبلاً بآن رسيدگي كرده پس از‌احراز معامله و قرارداد داور ممتنع را معين مينمايد ولي مادام كه داور معين از طرف دادگاه بداور طرف ابلاغ نشده است طرف ممتنع ميتواند داور‌خود را معين و معرفي كند. »

ماده ۶۳۷ :

«  ترتيب مذكور در دو ماده فوق در موارد زير نيز رعايت خواهد شد:

۱ – هر گاه بموجب قرارداد بين طرفين حل اختلاف بايد بداور واحد رجوع شود و طرفين نخواهند يا نتوانند در انتخاب داور نامبرده تراضي‌نمايند.

۲ – در صورتيكه داور يكي از طرفين فوت شود يا استعفاء دهد و طرف نامبرده نخواهد جانشين او را معين كند.

۳ – در صورتيكه طرفين نخواهند يا نتوانند در انتخاب داور ثالث تراضي نمايند.

۴ – در صورتيكه انتخاب داور ثالث بشخصي واگذار شده و آنشخص از تعيين داور امتناع نمايد و يا تعيين داور از طرف او غير ممكن باشد. »

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

تفاوت‌های نفقه‌ اقارب و زوجیت و شکایت از آن

 

– در پرداخت نفقه‌ زوجیت تمکن مالی مرد شرط نیست. ( تفاوت‌های نفقه‌ اقارب و زوجیت و شکایت از آن ) 

مرد در هر حال ملزم به پرداخت نفقه‌ زن است. اما در پرداخت نفقه‌ اقارب لزوماً فرد نفقه دهنده باید تمکن مالی داشته باشد.

( تفاوت‌های نفقه‌ اقارب و زوجیت و شکایت از آن ) 

– در نفقه‌ زوجیت، توان مالی زن ملاک نیست.

زن حتی اگر متمول هم باشد، مستحق دریافت نفقه است اما نفقه‌ اقارب بر عهده‌ نفقه دهنده مستقر نمی‌شود مگر اینکه فرد توان تأمین خود را نداشته باشد.

– زن بر اساس قانون می‌تواند نفقه‌ گذشته‌ خود را که مرد پرداخت نکرده مطالبه کند و این یک حق بر گردن مرد است و نسبت به آن مدیون زن است. اما در نفقه‌ اقارب امکان مطالبه‌ نفقه‌ گذشته نیست.

– در نفقه‌ زوجیت فقط مرد موظف به پرداخت است اما در نفقه‌ اقارب این رابطه دو طرفه است و هر یک متمکن باشد ملزم به پرداخت نفقه‌ فرد ناتوان است.

– نفقه‌ زوجیت بین سایر دیون مرد دارای اولویت است. اما نفقه‌ اقارب از چنین امتیازی برخوردار نیست.

– در میزان نفقه  زوجیت وضعیت زن ملاک عمل است اما در نفقه‌ اقارب وضعیت نفقه دهنده شرط است.

شکایت ترک انفاق- دادخواست مطالبه نفقه

براساس ماده ۴۷ قانون حمایت خانواده، در صورتی که شخصی که پرداخت نفقه به عهده اوست، چه نفقه اقارب ، زوجه یا فرزندان، از پرداخت نفقه استنکاف نماید، دادگاه در صورت درخواست افراد واجب النفقه، میزان نفقه را تعیین خواهد کرد.

نفقه گذشته زوجه، همیشه قابل مطالبه است ولی نفقه اقارب، در صورتی که توسط آنها مطالبه نشده باشد و موعد آن گذشته باشد، قابل مطالبه نیست و فقط امکان مطالبه نفقه جاری در نفقه اقارب وجود دارد.

اگر فردی که باید نفقه پرداخت کند غایب باشد، دادگاه می‌تواند از اموال وی نفقه را پرداخت نماید.

عدم پرداخت نفقه هم ضمانت اجرای حقوقی دارد که می‌توان از طریق تقدیم دادخواست به شورای حل اختلاف و یا دادگاه خانواده مطالبه نمود و هم ضمانت اجرای کیفری دارد.

عدم پرداخت نفقه اقارب و همسر قابل شکایت در دادسرای عمومی محل وقوع جرم است و ذینفع می‌تواند از طریق شکایت کیفری تعقیب مستنکف از پرداخت نفقه و محکومیت وی را درخواست کند. جرم ترک انفاق، از جرایم قابل گذشت است و با اعلام گذشت شاکی خصوصی پرونده مختومه می‌شود.

 

ماده ۴۷ قانون حمایت خانواده :

« دادگاه در صورت درخواست زن یا سایر اشخاص واجب ‌ النفقه، میزان و ترتیب پرداخت نفقه آنان را تعیین می‌کند.

تبصره ـ درمورد این ماده و سایر مواردی که به ‌ موجب حکم دادگاه باید وجوهی به‌طور مستمر از محکوم علیه وصول شود یک بار تقاضای صدور اجرائیه کافی است و عملیات اجرائی مادام که دستور دیگری از دادگاه صادر نشده باشد ادامه می‌یابد. »

 

*برای مطالعه مقاله نفقه اقارب کلیک کنید . 

 

                         تفاوت‌های نفقه‌ اقارب و زوجیت و شکایت از آن

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

نفقه اقارب چیست ؟

نفقه در لغت به معنای ، هزینه ، خرجی است و در معنای اصطلاحی عبارت است از چیزی که برای گذراندن زندگی لازم است . ( نفقه اقارب چیست ؟ ) 

نفقه به دو بخش تقسیم شده است : ( نفقه اقارب چیست ؟ ) 

نفقه زوجه – نفقه اقارب

نفقه‌ اقارب چیست؟

نفقه‌ای است که به گروه خاصی از نزدیکان فرد به شرط اینکه، تمکن مالی برای تأمین معیشت خود را نداشته باشند تعلق می‌گیرد.

اقارب چه کسانی هستند؟

بر اساس ماده ۱۱۹۶ قانون مدنی

 «فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند»

وقتی بحث از صعودی و نزولی می‌شود، به این معناست که به طور مثال فرزندِ فرزند و هر چه پایین‌تر رود، و پدر ِ پدر و هر چه بالاتر رود مستحق نفقه خواهند بود.

نکته‌ دیگر این است که فقط اقارب نسبی مستحق این نفقه هستند.

یعنی اقاربی که به صورت خونی و از طریق ولادت با هم خویشاوند هستند. بنابراین اقارب ناشی از رابطه‌ نکاح (سببی) داخل در دایره‌ نفقه‌ اقارب نخواهند بود.

تداخل نفقه‌ اقارب و زوجیت

اگر زوجه در کنار چند تن از اقارب واجب النفقه قرار بگیرد، پرداخت نفقه‌ زوجه بر اقارب مقدم خواهد بود و اگر مرد با پرداخت نفقه‌ زوجه دیگر تمکن پرداخت نفقه‌ اقارب را نداشته باشد، این امر از او ساقط می‌شود.

                         نفقه اقارب چیست ؟

 

 

خصوصیات نفقه اقارب

۱- نفقه اقارب ناظر بر آینده است؛ اقارب فقط نسبت به آینده می‌توانند مطالبه نفقه نمایند زیرا نفقه اقارب برای رفع احتیاج است و هرگاه احتیاج به نحوی رفع شده باشد دیگر تکلیفی برای منفق نخواهد بود.

۲- کسی مستحق نفقه است که فقیر باشد؛ کسی که مستحق نفقه است اولاً ندار باشد ثانیاً نتواند بوسیله اشتغال به شغلی، وسایل معیشت خود را فراهم کند.

۳- کسی ملزم به انفاق است که متمکن باشد؛ مطابق ماده ۱۱۹۸ ق.م کسی ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد.

برای تشخیص تمکن باید کلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.

۴- نفقه اقارب یک تکلیف متقابل است؛ خویشانی که ملزم به انفاق یکدیگر هستند در صورت فقر یکی و تمکن دیگری، این تکلیف را متقابلاً دارا هستند.

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

عده چیست ؟ و اقسام آن

برای احترام به بنیان مقدس خانواده و اجتناب از اختلاط نسل، اسلام صلاح می‌داند که زنان مدت زمانی را بعد از انحلال نکاح به تنهایی بگذرانند و اجازه‌ی ازدواج کردن با شخص دیگری را نداشته باشند. این مدت زمان تعیین شده را عده گویند . (عده چیست ؟ و اقسام آن ) 

عِدِّه مدت زمانی است که زن پس از جدایی یا مرگ شوهرش باید از ازدواج خودداری کند.

( عده چیست ؟ و اقسام آن ) 

 این مدت با توجه به نوع پایان ازدواج (مرگ همسر یا طلاق یا فسخ نکاح)، نوع ازدواج (دائم یا موقت) و شرایط باروری زن یا بارداری او متغیر است.

در صورتی که زن در هنگام عده با مردی ازدواج کند ازدواج آنان باطل است و در صورت آگاهی از حکم عده ازدواج آن مرد و زن با یکدیگر برای همیشه حرام است.

ماده ۱۱۵۰ قانون مدنی در رابطه با عده آورده است که :

« عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگر اختیار کند . »

اقسام عده

  • عده وفات

  • عده طلاق

  • عده فسخ نکاح

عده وفات :

عده وفات ، یعنی مدتی که زن بعد از مرگ شوهر باید برای اختیار شوهر دیگر صبر کند که اصولاً ۴ ماه و ۱۰ روز است .

ماده ۱۱۵۴ قانون مدنی :

« عده‌ی وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال چهار ماه و ده روز است مگر این که زن حامل باشد که در این صورت عده‌ی وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر این که فاصله‌ی بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد والا مدت عده همان چهار ماه و ده روز خواهد بود. »

عده طلاق :

عده طلاق بر حسب اینکه زن باردار باشد یا نه متفاوت است .

۱-عده زن باردار :

طبق ماده ۱۱۵۳ قانون مدنی عده زن باردار تا زمان وضع حمل است .

۲-عده زن غیر باردار :

برابر ماده ۱۱۵۱ قانون مدنی عده زن غیر باردار ۳ طهر است .

بهتر است بدانیم که طهر در لغت به معنای پاک شدن است و در اصطلاح حقوقی عبارت است از پاکی زن از عادت زنانگی و نیز مدتی که بین دو عادت زنانگی قرار می گیرد .

نکته :

چه زنانی عده طلاق ندارند ؟

زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه نه عده طلاق دارد و نه عده فسخ نکاح ؛ ولی عده وفات در هر مورد باید رعایت شود .

عده بذل یا انقضای مدن در ازدواج موقت :

عده بذل یا انقضای مدت که مربوط به نکاح منقطع ( موقت ) است با عده طلاق همیشه یکسان نیست .

اگر زن حامل باشد ، مانند مورد طلاق عده او با وضع حمل منقضی می شود ولی اگر حامل نباشد ، در مورد بذل یا انقضای مدت یا فسخ نکاح منقطع مدت کمتری برای او در نظر گرفته شده است .

ماده ۱۱۵۲ قانون مدنی در این باره آورده است :

« عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طهر است مگر این که زن با اقتضای سن عادت‌زنانگی نبیند که در این صورت چهل و پنج روز است.»

 

 

                         عده چیست ؟ و اقسام آن

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک  کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

بیمه اختیاری چیست؟

بیمه اختیاری برای کسانی است که تحت پوشش بیمه خاصی نیستند. شخصی که درخواست این نوع بیمه را دارد باید مستقیما با مراجعه به یکی از شعب سازمان تامین اجتماعی و ارائه درخواست کتبی و تحویل اسناد و مدارک، خواهان انعقاد قرارداد بیمه اختیاری شود و موظف است خود، حق بیمه را در زمان تعیین شده پرداخت کند و در صورت عدم پرداخت حق بیمه در موعد مقرر قرارداد بیمه او باطل میشود و متقاضی موظف است در چارچوب ضوابط مجددا درخواست خود را ارائه کند.

سازمان تامین اجتماعی از زمان ثبت تقاضای بیمه اختیاری دردفتر شعبه موظف است حداکثر در مدت ۲ ماه موضوع را بررسی و استحقاق یا عدم استحقاق را کتبا به متقاضی اعلام کند.

شرایط بیمه بیکاری چیست؟

اشخاصی می‌توانند بیمه اختیاری شوند که دارای شرایط زیر باشند:
حداقل ۳۰ روز سابقه پرداخت حق بیمه
حداکثر ۵٠ سال سن (مرد و زن) در صورتیکه سن متقاضی در زمان تقاضا بیش از ۵۰ سال باشد باید معادل مدت مازاد سنی ،سابقه حق بیمه خود را بپردازد.

برای مثال،اگر متقاضی بیمه اختیاری ۵۷ساله باشد باید هنگام درخواست دو سال سابقه پرداخت حق بیمه را بپردازد و اگر ۶۰ساله باشد داشتن پنج سال سابقه الزامی است.
متقاضیانی که بیش از ده سال سابقه پرداخت حق بیمه را داشته باشند از شرط سنی معاف‌اند و با هر سنی می‌توانند بیمه شوند.

درصد بیمه اختیاری:

درصد حق بیمه متقاضیان بیمه اختیاری ۲۶ درصد دستمزد و حقوق توافق‌شده است.بیمه اختیاری بر اساس حق بیمه مذکور کلیه تعهدات بیمه‌ای را شامل ‌می‌شود.

روش محاسبه حق بیمه در بیمه‌های اختیاری:

متقاضیان بیمه اختیاری می‌توانند دستمزد مبنای پرداخت حق بیمه را خود مشخص کنند. این رقم باید بین حداقل و حداکثر دستمزد هر سال تعیین شود. این نوع بیمه شدگان می‌توانند با ارائه درخواست،هر دو سال یکبار دستمزد مبنای محاسبه حق بیمه ماهانه خود را ۱۰ درصد افزایش دهند.

تعهدات سازمان در قبال بیمه شدگان اختیاری:

بیمه شدگان اختیاری خدمات زیر را دریافت خواهند کرد:

پرداخت مستمری بازنشستگی، فوت و ازکارافتادگی
ارائه خدمات درمانی
هزینه کفن و دفن همانند بیمه‌شدگان اجباری
وسایل کمک‌پزشکی،همانند بیمه‌شدگان اجباری

کمک‌هزینه ازدواج،ازکارافتادگی جزئی،غرامت دستمزد ایام بیماری و بارداری و بیمه بیکاری شامل بیمه‌شدگان اختیاری نمی‌شود؛زیرا این بیمه‌شدگان دارای کارفرما نیستند همچنین در کارگاه‌های مشمول قانون کار اشتغال ندارند و خود مستقیما خواهان ادامه بیمه به طور اختیاری هستند.
به غیر از موارد فوق شرایط مربوط به برخورداری از خدماتی از قبیل بازنشستگی،ازکارافتادگی کلی غیرناشی از کار،مستمری بازماندگان و… همانند بیمه‌شدگان اجباری است.

 

تحقق فسخ در عقود به اراده من له الخیار و اعلامی بودن حکم دادگاه

سئوال:

(تحقق فسخ در عقود به اراده من له الخیار و اعلامی بودن حکم دادگاه ) 

با توجه به اینکه ملاحظه می شود، خواهان با تقدیم دادخواست به خواسته فسخ عقد بیع، نکاح و … از دادگاه تقاضای صدور حکم می نماید؛

( تحقق فسخ در عقود به اراده من له الخیار و اعلامی بودن حکم دادگاه ) 

 اولاً: آیا فسخ عقد عمل قضایی است و تحقق آن ضرورتاً نیاز به صدور رأی دادگاه دارد؟

ثانیاً: فسخ عقد از چه زمانی محقق و منشأ اثر می گردد، زمان تقدیم دادخواست یا صدور رأی بدوی یا رأی قطعی؟

ثالثاً: آیا صرف تقدیم دادخواست به خواسته فسخ عقد، حاکی از انشاء فسخ و اعمال آن است یا اینکه تقدیم دادخواست به کیفیت مذکور حاکی از تقاضای خواهان برای فسخ عقد به وسیله دادگاه است؟

رابعاً: آیا خواهان باید قبل از تقدیم دادخواست، نسبت به اعمال فسخ اقدام نماید سپس در صورت بروز اختلاف صرفاً اثبات آن را قبل از طرح دعوی بخواهد؟

 

تحقق فسخ در عقود به اراده من له الخیار و اعلامی بودن حکم دادگاه

 

پاسخ:

اولاً: هرچند ممکن است ضمن قرارداد، حق فسخ به موجب یکی از خیارات به «من له الخیار» داده شده باشد و مشارالیه در مهلت مقرر از این حق استفاده و به وسیله اظهارنامه اعلام فسخ نماید، رسیدگی به موضوع اعلام (فسخ، صحت یا عدم صحت) با دادگاه است .

ثانیاً: بر فرض رسیدگی دادگاه و صدور حکم به اعلام فسخ قرارداد، با توجه به اینکه حکم دادگاه در این مورد جنبۀ کاشفیت دارد پس فسخ قرارداد و در نتیجه سلب رابطه حقوقی بین طرفین، از زمان استفاده از این حق توسط «من له الخیار» خواهد بود نه زمان صدور رأی

ثالثاً: با عنایت به رسیدگی به موضوع توسط دادگاه و صدور حکم به فسخ قرارداد، در نتیجه صحت دعوی خواهان، کشف می شود که اعلام فسخ توسط خواهان صحیح بوده و آثار حقوقی از زمان اعلام فسخ توسط خواهان خواهد بود.

 رابعاً: چون فسخ قرارداد در هر صورت عمل حقوقی است، این عمل حقوقی باید اعلام و طرف قرارداد از این عمل حقوقی اطلاع حاصل نماید صرف اتخاذ تصمیم توسط «من له الخیار» بدون اعلام کافی نیست با توجه به ماده ۴۹۹ قانون مدنی «فسخ به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن نماید حاصل می شود» بنابراین در هر صورت این عمل حقوقی نیاز به اعلام دارد لازم به ذکر است که حق فسخ در مواردی رأساً توسط یکی از متعاقدین در قرارداد قید می شود (مانند خیار شرط و …) و در مواردی حتی بدون قید آن در عقد توسط قانونگذار تعیین می شود (خیار غبن یا عیب و …)

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

بازنشستگی چیست؟

تعریف بازنشستگی در قانون تامین اجتماعی :

بازشستگی در جوامع گوناگون یعنی عدم اشتغال بیمه شده به کار به سبب رسیدن به سن بازنشستگی در این قانون

سن بازنشستگی در جوامع گوناگون با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی میتواند متفاوت باشد از سن ۵۵ الی ۷۰ سالگی

دلائل بازنشستگی و شرایط آن:

۱-به دلیل کهولت سن و رسیدن سن بازنشستگی:در این حالت کارگر یا بیمه شده پس از سالها کار و تلاش بر اثر رسیدن به شرایط و سنی که قانون فرد را بازنشسته میداند و بازنشسته میشود.

۲-بازنشستگی در کارهای سخت و زیان آوریا منطق بد آب و هوا:این نوع بازنشستگی به دلیل فرسودگی زودرس کارگر در کارهایی که عموما سخت و یا زیان آور است .در این حالت فرد بیمه شده قبل از رسیدن به سن مورد نظر و با داشتن سابقه کامل بازنشسته میشود.

۳-شرایط اقتصادی:شرایط ااقتصادی و اجتماعی و سیاسی برخی مواقع بر اساس شرایط خاص اقتصادی مثل نرخ بیکاری گسترده یا بحران و یا تورم نیرو در بنگاههای اقتصادی یا برخی ویژگی های خاص گروه ها دولت تصمیم میگرند گروهی را به صورت زود هنگام بازنشسته کنند در این خصوص میتوان به بازنسشتگی با ۲۵ سال سابقه به موجب قانون نوسازی صنایع و یا بازنشستگی زود هنگام کارکنان دولت و بازنشستگی زنان با ۲۰سال سابقه اشاره کرد.

شرایط بازنشستگی:

برای احراز بازنشسگی در قانون تامین اجتماعی به دو معیار مهم توجه میشود:

۱-رسیدن به این مقرر در قانون

۲-داشتن سنوات پرداخت حق بیمه به میزان مقرر در قانون تامین اجتماعی

بر مبنای۲ عامل فوق احرز شرایط بازنشستگی بر اساس شرایط زیر صورت میگرد:

سن بازنشستگی بر اساس بند ۱ ماده قانون ۷۶ قانون تامین اجتماعی ۶۰ سال سن برای مردان و ۵۵ سال سن برای زنان است که در این حالت فرد بیمه شده با داشتن حداقل ۲۰ سال سابقه پرداخت حق بیمه میتواند بازنشسته شود در صورتیکه مستمری استحقاقی فرد بر اساس این بند کمتر از حداقل حقوق سال مربوط باشد تا حداقل حقوق ارتقاءخواهد یافت.

بازنشستگی با ۱۰ سال سابقه و ۶۰ سال سابقه بر اساس اصلاحات اخیر همچنین افرادی که دارای ۱۰ سال سابقه و ۶۰ سال سن برای مردان و ۵۵ سال سن برای خانم ها باشد بدون رعایت ماده ۱۱۱ قانون تامین اجتماعی و متناسب با سنوات پرداخت حق بیمه میتواند بازنشسته شود.

به موجب همین اصلاحات چنانچه بیمه شده متقاضی کمتر از ۱۰سال سابقه داشته باشد با پرداخت یکجای حق بیمه سنوات کسری تا ۱۰ سال میتواند از مزایای این قانون بهره مند شود.

در مورد بیمه شده ای که بر اساس ۱۰ سال سابقه بازنشسته شود ماده ۱۱۱ قانون اجرا نمیشود و بر اساس سنوات پرداخت حق بیمه مستمری تعیین میشود که ممکن است انتظارات فرد متقاضی را از نظر دریافت مستمری کافی برای تامین امرار معاش برآورده نسازد.

حداکثر سابقه برای بازنشستگی و حداکثر محاسبه در تعیین مستمری ۳۵ سال است.

زمان پرداخت مستمری :

تاریخ محاسبه و پرداخت مستمری از زمانی است که سازمان ترک کار بیمه شده را به کارفرما اعلام میکند درمورد کسایی که کارفرما ندارند و موضوع ترک کار آنان منتفی است مثل بیمه شدگان اختیاری یا مشاغل ازاد پرداخت مستمری از زمانی است که بازنشستگی مورد تایید شعبه قرار بگیرد و به بیمه شده ابلاغ شود.

شرایط بازنشستگی در کارهای سخت و زیان آور:

 طبق قانون بازنشستگی در مشاغل سخت و زیان آور افرادی که حداقل ۲۰ سال متوالی و ۲۵ سال متناوبدر کارهای سخت و زیان آور (مخل سلامتی) اشتغال داشته اند و حق بیمه مذکور را به سازمان پرداخته باشند بدون شرط سنی میتوانند تقاضای بازنشستگی کنند.

نکات مهم د ررابطه با مستمری بازنشستگی :

سوابق بیمه ای خود را در یکی از شعب تامین اجتماعی متمرکز کنید و اگر در شعبه دیگری هم سابقه پرداخت حق بیمه دارید موضوع را به شعبه ای که در حال حاضر حق بیمه خود را به آن میپردازند اعلام کنید.

فرزندان پسر بازنشستگان تا سن ۲۰ سالگی و در صورت اشتغال به تحصیل و فرزندان دختر تا زمانی که شوهر اختیار نکرده و شاغل نباشند و تحت تکفل والدین قرار داشته باشند میتوانند به تبع والدین خود از خدمات تامین اجتماعی استفاده کنند.

مدارک لازم برای درخواست مستمری بازنشستگی:

ارائه اصل و تصویر تمام صفحات شناسنامه و کد ملی – تکمیل تقاضا نامه بازنشستگی

 

حق السعی چیست؟

کلیه دریافت های قانونی که کارگر به اعتبار قراردااد کار اعم از مزد یا حقوق،کمک عائله مندی،هزینه های مسکن،خواروبار،ایاب و ذهاب،مزایای غیرنقدی،پاداش افزایش تولید،سود سالانه،نظایر آنها دریافت مینماید را حق السعی می نامند.

مزد چیست؟

مزد عبارت است از وجوه نقدی یا غیرنقدی و یا مجموع آنها که در مقابل انجام کار به کارگر پرداخت میشود.

چنانچه مزد یا ساعات انجام کار مرتبط باشد مزدساعتی و در صورتی که بر اساس میزان انجام کار و یا محصول تولید شده باشد کارمزد و چنانچه بر اساس محصول تولید شده و یا میزان انجام کار در زمان معین باشد کارمزد ساعتی نامیده میشود.

در کارگاههای که طرح طبقه بندی مشاغل به مرحله اجرا در آمده است مزد گروه و پایه مزد مبنا را تشکیل میدهد.

در ماههای ۳۱ روزه مزایا و حقوق باید بر اساس ۳۱ روز محاسبه و به کارگر پرداخت شود.

برای انجام کار مساوی که در شرایط مساوی در یک کارگاه انجام میگیرد باید به زن و رد مزد مساوی پرداخت شود تبعیض در تعیین میزان مزد بر اساس سن،جنس،نژاد،قومیت و اعتقاد سیاسی و مذهبی ممنوع است.

کارفرما فقط در موارد ذیل میتواند از مزد کارگر برداشت کند:

۱-موردی که قانون صراحتا اجازه داده باشد.

۲-هنگامی که کارفرما به عنوان مساعده وجهی به کارگر داده باشد.

۳-اقساط وام هائی که کارفرما به کارگر داده است.

 

بیمه بیکاری چیست؟ 

بیمه بیکاری به عنوان یکی از حمایتهای تامین اجتماعی است و سازمان تامین اجتماعی مکلف است با دریافت حق بیمه مقرر به بیمه شدگان که طبق مقررات این قانون بیکار میشوند مقرری بیمه بیکاری پرداخت نماید.

حق بیمه بیکاری به میزان ۳۰% مزد بیمه شده میباشد که کلا توسط کارفرما تامین و پرداخت خواهد شد.

شرایط دریافت بیمه بیکاری:

۱-بیمه شده قبل از بیکار شدن حداقل ۶ ماه سابقه پرداخت حق بیمه را داشته باشد.

۲-بیمه شده مکلف است ظرف ۳۰ روز از تاریخ عدم نیاز با مراجعه به کاریابی بیمه بیکاری خود را ثبت کند.

مدارک لازم برای تشکیل بیمه بیکاری:

۱-قرارداد یکسال

۲-برگه عدم نیاز

۳-اصل شناسنامه

۴-دفترچه بیمه

۵-کارت ملی

۶-مدرک تحصیلی 

۷-کارت پایان خدمت برای آقایان

مبنای پرداخت حق بیمه بیکاری مزد بیمه شده میباشد.

چنانچه دریافت کننده مقرری بیمه بیکاری حائز شرایط استفاده از مستمری های بازنشستگی و یا از کارافتادگی کلیگردد مقرری بیمه بیکاری وی قطع و مستمری مذکور طبق قانون تامین اجتماعی برقرار میگردد.

آگهی وقت اجرای تحریر ترکه

پرسش : ( آگهی وقت اجرای تحریر ترکه ) 

در موردی که جلسه اجرای قرار تحریر ترکه بعلتی تجدیدشود، آیا برای جلسه بعد باید مجدداً آگهی موضوع ماده ۲۱۰ قانون امور حسبی منتشر گردد؟ ( آگهی وقت اجرای تحریر ترکه ) 

با توجه ب ماده ۲۱۰ قانون امور حسبی که در ذیل درج میگردد:

ماده ۲۱۰:

 دادگاه بخش برای تحریر ترکه وقتی را که کمتر از یک ماه از تارخی نشر آگهی نباشد معین کرده و در یکی از روزنامه های کثیرالانتشار آگهی میدهد که ورثه یانماینده قانونی آنها بستانکاران و مدیونین بمتوفی وکسان دیگری که حقی برتر که متوفی دارند در و روز معین در دادگاه برای تحریرترکه حاضر شوند علاوه بر آگهی فوق برای هریک از ورثه یا نماینده قانونی آنها و وصی وموصی له اگر معین و در حوزه دادگاه مقیم باشند برای حضور در وقت مقرر احضاریه فرستاده میشود.

در مورد سئوال فوق کمیسیون مشورتی آئین دادرسی مدنی اداره حقوقی در جلسه مورخ ۵/۲/۱۳۴۴ چنین اظهارنظرکرده است :

مقصود از انتشار آگهی مذکور در ماده ۲۱۰ قانون امورحسبی و اعلان ساعت و روز تحریر ترکه برای اطلاع بستانکاران ومدیونین به متوفی وکسان دیگری است که ممکن است حقی برترکه متوفی داشته باشند بنابراین اگر جلسه تحریر ترکه بعللی تجدیدشود ودرساعت و روزی که آگهی شده تحریرترکه بعمل نیاید تاریخ تحریرترکه باید مجدداً اگهی شود.

 

                  آگهی وقت اجرای تحریر ترکه

 

-مستندات قانونی تحریر ترکه :

ماده ۲۰۶

مقصود از تحریر ترکه تعیین مقدار ترکه و دیون متوفی است.

‌ماده ۲۰۷

درخواست تحریر ترکه از ورثه یا نماینده قانونی آنها و وصی برای اداره اموال پذیرفته می‌شود.

‌ماده ۲۰۸

امین غائب و قیم محجور باید در ظرف ده روز از تاریخ تعیین و ابلاغ سمت نامبرده به آنها در صورتی که ترکه تحریر نشده باشد‌ درخواست تحریر ترکه نمایند.

‌ماده ۲۰۹

در صورتی که سهم محجور از ترکه متوفایی قبل از تعیین قیم معین نشده باشد قیم باید به محض انتصاب خود درخواست تحریر ترکه‌ نماید و همچنین است در صورتی که پس از تعیین قیم سهمی از ترکه متوفایی به محجور برسد.

‌ماده ۲۱۰

دادگاه بخش برای تحریر ترکه وقتی را که کمتر از یک ماه و بیش از سه ماه از تاریخ نشر آگهی نباشد معین کرده و در یکی از روزنامه‌های کثیرالانتشار آگهی می‌دهد که ورثه یا نماینده قانونی آنها بستانکاران و مدیونین به متوفی و کسان دیگری که حقی بر ترکه متوفی دارند در ساعت و روز‌ معین در دادگاه برای تحریر ترکه حاضر شوند.

‌علاوه بر آگهی فوق برای هر یک از ورثه یا نماینده قانونی آنها و وصی و موصی‌له اگر معین و در حوزه دادگاه مقیم باشند برای حضور در وقت مقرر‌ احضاریه فرستاده می‌شود.

‌ماده ۲۱۱

هر گاه میزان ترکه کمتر از یک هزار ریال باشد آگهی مذکور در ماده فوق لازم نیست و دادگاه وقتی را برای تحریر ترکه معین کرده و به‌اشخاص ذینفع که معلوم و در حوزه دادگاه مقیم باشند اطلاع می‌دهد.

‌ماده ۲۱۲

غیبت اشخاصی که احضار شده‌اند مانع از تحریر ترکه نخواهد بود.

‌ماده ۲۱۳

برای تحریر ترکه صورتی از ترکه برداشته می‌شود و این صورت باید مشتمل بر امور زیر باشد:

۱- توصیف اموال منقول با تعیین بهای آن.

۲- تعیین اوصاف و وزن و عیار نقره و طلا آلات.

۳- مبلغ و نوع نقدینه.

۴- بهاء و نوع برگهای بهادار.

۵- اسناد با ذکر خصوصیات آنها.

۶- نام رقبات غیر منقول.

‌ماده ۲۱۴

ارزیابی اموال منقول به توسط ارزیابی که مورد تراضی ورثه یا مورد اعتماد دادرس باشد به عمل می‌آید.

‌ماده ۲۱۵

مطالبات و بدهی متوفی که به موجب احکام نهایی و اسناد رسمی یا دفاتر و برگهای مربوط به متوفی یا اقرار مدیونین و ورثه مسلم‌است نیز در صورت ترکه نوشته می‌شود.

‌ماده ۲۱۶

در موقع تحریر ترکه صورتمجلسی برداشته می‌شود که مشتمل بر امور زیر باشد:

۱- نام و سمت متصدی تحریر ترکه.

۲- نام و مشخصات کسانی که احضار شده و کسانی که حاضر شده‌اند.

۳- محلی که تحریر ترکه در آنجا صورت می‌گیرد.

۴- اظهارات اشخاص راجع به دارایی و بدهی و ترکه متوفی.

۵- نام و مشخصات کسی که اسناد و اموال به او داده می‌شود.

‌ماده ۲۱۷

اگر در ضمن ترکه دفاتر بازرگانی باشد جاهای سفید آن با دو خط متقاطع پر می‌شود و اگر دفاتر مطابق قانون پلمب نشده باشد متصدی تحریر ترکه صفحات دفتر را امضاء می‌نماید و اگر بین صفحه‌هایی که نوشته شده جای سفید مانده باشد آنجا دو خط متقاطع کشیده می‌شود.

‌ماده ۲۱۸

در مدتی که ترکه تحریر می‌شود تصرف در ترکه ممنوع است مگر تصرفاتی که برای اداره و حفظ ترکه لازم است.

‌ماده ۲۱۹

عملیات اجرایی راجع به بدهی متوفی در مدت تحریر ترکه معلق می‌ماند.

‌ماده ۲۲۰

مرور زمان نسبت به مطالبات متوفی در مدت تحریر ترکه جاری نمی‌شود.

‌ماده ۲۲۱

دعاوی راجعه به ترکه یا بدهی متوفی در مدت تحریر ترکه توقیف می‌شود ولی به درخواست مدعی ممکن است خواسته تامین شود.

‌ماده ۲۲۲

صورت ترکه و همچنین صورت مجلس تحریر ترکه در دفتر دادگاه بایگانی می‌شود و اشخاص ذینفع می‌توانند به آن مراجعه نموده و‌رونوشت بگیرند.

ماده۲۲۳

هر گاه در موقع تحریر ترکه اختلافی بین ورثه راجع به اداره ترکه باشد دادگاه سعی می‌کند که اختلاف آنها به طریق مسالمت مرتفع شود‌و الا به درخواست یکی از ورثه کسی را از ورثه یا غیر آنها برای حفظ ترکه موقتاً معین می‌نماید.

‌ماده ۲۲۴

خاتمه تحریر ترکه به ورثه اطلاع داده می‌شود و هر گاه ورثه یا اقامتگاه آنها معین نباشد اطلاع مزبور به وسیله آگهی در روزنامه خواهد‌ شد.

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

درخواست تصفیه ترکه

پرسش : ( درخواست تصفیه ترکه ) 

با توجه به ماده ۲۶۲ قانون امور حسبی در صورتی که یک نفر از ورثه ترکه را قبول و درخواست تصفیه به دادگاه تقدیم نماید دادگاه مجاز به قبول درخواست تصفیه ترکه می باشد یا نه ؟

( درخواست تصفیه ترکه ) 

با توجه به مواد ۲۵۸ و ۲۶۰ و ۲۶۲ قانون امور حسبی درخواست تصفیه ترکه در صورتی قابل قبول است که هیچ از ورثه ترکه را قبول نکرده باشند ، زیرا مقصود از تصفیه ترکه تعیین دیون و حقوق بر عهده متوفی و پرداخت آنها و خارج کردن مورد وصیت از ماترک است و همین وظائف بر عهده وارثی است که ترکه را قبول نموده است .

( درخواست تصفیه ترکه ) 

ماده ۲۵۸ قانون امور حسبی :

«  در صورتي كه بعضي از ورثه تركه را قبول كرده و بعضي رد نمايند وارثي كه تركه را قبول كرده است اقدامات لازمه را براي اداره تركه و‌اداء ديون و حقوق و وصول مطالبات و غيره انجام مي‌دهد و وارثي كه تركه را رد كرده است حق هيچگونه اعتراضي به عمليات او ندارد ليكن اگر پس از‌تصفيه تركه چيزي از تركه بماند سهم‌الارث وارثي كه تركه را رد كرده است به او داده خواهد شد. ‌در اين صورت وارثي كه تركه را قبول كرده در ازاي زحمتي كه براي اداره كردن تركه نسبت به سهم سايرين متحمل شده مستحق دستمزد خواهد بود‌تشخيص ميزان دستمزد در صورت عدم تراضي با دادگاه است. »

‌ماده ۲۶۰ قانون امور حسبی :

« مقصود از تصفیه ترکه تعیین دیون و حقوق بر عهده متوفی و پرداخت آنها و خارج کردن مورد وصیت از ماترک است.»

‌ماده ۲۶۲ قانون امور حسبی :

« هرگاه بعضی از ورثه ترکه را قبول کرده باشند سایر ورثه نمی‌توانند تصفیه ترکه را بخواهند.»

بنابراین با قبول ترکه از سوی بعضی از وراث درخواست تصفیه ترکه از دادگاه که نتیجه هر دو ، اداره ترکه و تعیین حقوق و دیون و غیره است تحصیل حاصل و عبث می باشد ، نتیجتاً با قبول ترکه از ناحیه بعضی از وراث ، دیگر درخواست تصفیه نه از ناحیه قبول کننده ترکه و نه از ناحیه سایر وراث قابل قبول نیست مگر این که قبول کننده ترکه طبق ماده ۲۴۷ قانون امور حسبی بعد از قبول آن را رد نموده باشد .

ماده ۲۴۷ قانون امور حسبی :

« وارثی که ترکه را قبول کرده است مادامی که تصرف در ترکه نکرده می‌تواند رد نماید. »

 

                         درخواست تصفیه ترکه

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

تخلیه مورد اجاره به منظور احتیاج شخصی موجر

پرسش :

(تخلیه مورد اجاره به منظور احتیاج شخصی موجر ) 

آیا می تواند حکم به تخلیه مورد اجاره ، در صورتی که محل کسب و تجارت باشد ، به تقاضای احد از موجرین که مالک مشاعی از آن است ، به علت احتیاج شخصی موجر صادر نمود یا نه ؟

پاسخ :

( تخلیه مورد اجاره به منظور احتیاج شخصی موجر ) 

تخلیه مورد اجاره به منظور احتیاج شخصی موجر برای کسب و یا پیشه و یا تجارت موضوع بند ۲ ماده ۱۵ قانون موجر و مستاجر ناظر به صورتی است که موجر مالک شش دانگ مورد اجاره باشد چنان که این معنی از صدر ماده ۱۴ قانون موجر و مستاجر که ماده ۱۵ آن قانون نیز معطوف به آن است مفهوم می شود همچنین با توجه به اینکه این حق به موجر داده شده ، اطلاق آن منصرف به موجر شش دانگ خواهد بود نه موجر سهم مشاع .

ماده ۱۵ قانون روابط موجر و مستاجر :

« علاوه بر موارد مذکور در ماده قبل در موارد زیر نیز پس از انقضاء مدت اجاره درخواست تخلیه محل کسب یا پیشه یا تجارت از دادگاه‌ جائز است.

۱- تخلیه به منظور احداث ساختمان جدید مشروط بر اینکه پروانه ساختمانی یا گواهی شهرداری مربوط ارائه شود. و شهرداری‌ها مکلفند در‌صورت مراجعه مالک با رعایت مقررات مربوط پروانه ساختمان و یا گواهی مورد نظر را صادر و به مالک تسلیم نمایند.

۲- تخلیه به منظور احتیاج شخص موجر برای کسب یا پیشه یا تجارت.

۳- در صورتی که محل کسب یا پیشه یا تجارت مناسب برای سکنی هم باشد و مالک برای سکونت خود یا اولاد یا پدر یا مادر یا همسر خود‌ درخواست تخلیه نماید. ‌در موارد سه گانه فوق دادگاه ضمن صدور حکم تخلیه به پرداخت حق کسب یا پیشه یا تجارت نیز حکم خواهد داد. ‌»

 

        تخلیه مورد اجاره به منظور احتیاج شخصی موجر

 

عبارت بند ۲ ماده ۱۵ مذکور نیز که تخلیه را برای احتیاج شخصی موجر پیش بینی نموده دلالت بر همین نظر دارد ، به علاوه احتیاج شخصی نسبت به ملک مشاع که قسمتی از آن متعلق به غیر از متقاضی و خواهان است وجهه قانونی نمی تواند داشته باشد و با فلسفه احتیاج شخصی نیز موافقت ندارد ، بنابراین در موردی که بعضی از موجرین که مالک چند سهم مشاع از یک باب مغازه باشند و درخواست تخلیه تمام آن مغازه را به عنوان احتیاج شخصی بنمایند درخواست آنها با مقررات و فلسفه بند ۲ ماده ۱۵ قانون موجر و مستاجر و فلسفه تخلیه مورد اجاره به عنوان احتیاج شخصی منطبق نبوده و دعوی مطروحه آنان در این خصوص قابل قبول نیست .

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

اقامه دعوای فروش مال غیر پس از تنفیذ معامله فضولی

اقامه دعوای فروش مال غیر پس از تنفیذ معامله فضولی

پرسش :

( اقامه دعوای فروش مال غیر پس از تنفیذ معامله فضولی ) 

در معامله فضولی بایع فضول، اشجار شخصی را به صورت کیلویی و با قمیت معین به خریدار می فروشد.

 مالک اصلی پس از مراجعۀ بایع فضولی به وی، ثمن مورد معامله را از بایع فضولی دریافت می نماید. سپس مالک اصلی مبادرت به طرح دعوی کیفری مبنی بر فروش مال غیر می نماید که در دعوای کیفری بایع فضولی به لحاظ عدم احراز سوء نیت تبرئه می گردد.

( اقامه دعوای فروش مال غیر پس از تنفیذ معامله فضولی ) 

 مالک مجدداً مبادرت به طرح دعوی حقوقی به خواسته مطالبه ضرر و زیان می نماید.

آیا دعوای مالک علیه فروشنده و خریدار با توجه به اخذ ثمن توسط مالک قابلیت استماع دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، تعیین قیمت واقعی ثمن اشجار به عهده فروشنده است یا مشتری؟ (مورد معامله به تصرف مشتری درآمده)

پاسخ:

وقتی که مالک معامله فضولی را تنفیذ نموده یعنی عملاً با دریافت ثمن (طبق ماده ۲۴۸ قانون مدنی) عقد همانگونه که منعقد شده مورد تأیید و تنفیذ قرار گرفته است .

 بنابراین چنانچه در مبحث بیع بیان گردیده است در صورت وجود خیارات مالک می تواند جهت فسخ معامله به آنها تمسک کند و الا موجبی برای مطالبه ضرر و زیان نخواهد بود و استرداد مبیع جز از طریق اعمال فسخ در صورت وجود خیارات امکان پذیر نخواهد بود.

ماده ۲۴۸ قانون مدنی :

« اجازه مالک نسبت به معامله فضولی حاصل می‌شود به لفظ یا فعلی که دلالت بر امضاء عقد نماید. »

ماده ۲۵۱ قانون مدنی :

« رد معامله فضولی ، حاصل می شود به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر عدم رضا به آن نماید . »

 

اقامه دعوای فروش مال غیر پس از تنفیذ معامله فضولی

اقامه دعوای فروش مال غیر پس از تنفیذ معامله فضولی

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

ارش چیست ؟

ارش، مقدار مالی است که به عنوان جبران خسارت مالی يا بدنی که در شريعت برای آن اندازه‌ای مشخص نشده به خسارت ديده پرداخت می‌گردد. ( ارش چیست ؟ ) 

معمولا جبران خسارات بدنی با پرداخت دیه یا ارش است اما، نوع ومیزان خسارت  دیه در قانون  مشخص است ولی میزان خسارت ارش در قانون مشخص نیست . ( ارش چیست ؟ ) 

ماده ۳۶۷ قانون مجازات اسلامی :

« هر جنایتی که بر عضو کسی وارد شود و شرعاٌ مقدار خاصی به عنوان دیه برای آن تعیین نشده باشد جانی باید ارش بپردازد.»

( ارش چیست ؟ ) 

و در ماده ۴۹۵ همین قانون آمده : در کلیه مواردی که به موجب مقررات این قانون ارش منظور می گردیده با در نظر گرفتن دیه کامله انسان و نوع وکیفیت جنایت، میزان خسارت وارده طبق نظر کارشناس تعیین می شود.

به طور مثال ، در قانون جبران خسارت فلج کردن فک پایین دو سوم دیه کامل و قطع فک فلج یک سوم دیه کامل دارد ، مشخص شده است اما از بین بردن یک تار عصبی از پا یا دست در قانون مشخص نشده است که طبق نظر کارشناس و پزشکی قانونی برای دریافت و میزان خسارت آن ، ارش تعیین می گردد .

بهتر است بدانیم که ،  ارش کسری است که صورت تفاوت قیمت صحیح و معیوب روز تقویم مال مورد معامله است و مخرج کسر قیمت صحیح روز تقویم می باشد. این کسر هرگاه ضرب در قیمت ثمن روز وقوع عقد شود ارش بدست می آید یعنی حلصل ضرب مزبور را اصطلاحاٌ ارش می گویند.

 

 

                                             ارش چیست ؟

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

سوء استفاده از سفید امضاء یا سفید مهر و مجازات آن

تعریف جرم سوء استفاده از سفید امضاء یا سفید مهر

(سوء استفاده از سفید امضاء یا سفید مهر و مجازات آن) 

هر کس از سفید مهر یا سفید امضایی که به او سپرده شده است یا به هر طریق به دست آورده است سو استفاده نماید مرتکب جرم سوء استفاده از سفید امضاء یا سفید مهر شده است.

( سوء استفاده از سفید امضاء یا سفید مهر و مجازات آن) 

بنابراین کسی کاعذ سفیدی را امضاء کرده و آن را به دگری بدهد و از وی بخواهد متن مشخصی را بر روی آن بنویسد ، ولی گیرنده سفید امضاء بر خلاف دستور صاحب امضاء در ورقه مذکور متنی دال بر مدیون بودن صاحب امضاء به وی نوشته و بدین ترتیب موجب ورود خسارت به صاحب امضاء می گردد .

فعل‌ بر سفید امضاء یا سفید مهر عبارت‌ است‌ از امضاء نمودن‌ ورقه‌ای‌ از قبل‌، بمنظور تأیید نوشته‌ای‌ که‌ باید متعاقباً در بالای‌ آن‌درج‌ شود.

سوء استفاده‌ از سفید مهر یا سفید امضاء، عبارت‌ است‌ از نوشتن‌ متقلبانه‌ یا خلاف‌ توافق‌ در بالای‌ امضاء یا مهر و یا مهر وامضاء در یک‌ نوشته‌ یا سندی‌ مغایر با آنچه‌ که‌ قبلاً مورد توافق‌ واقع‌ شده‌ باشد.

جرم‌ سوء استفاده‌ از سفید مهر یا سفید امضاء، موضوع‌ ماده‌ ۶۷۳ قانون‌ مجازات‌ اسلامی‌ است‌ که‌ تحت‌ عنوان‌”فصل‌ بیست‌ و چهارم‌ ، خیانت‌ در امانت‌” است‌ و می‌گوید:

« هر کس‌ از سفید مهر یا سفید امضایی‌ که‌ به‌ او سپرده‌ شده‌ است‌ یا به‌ هرطریق‌ بدست‌ آورده‌ سوء استفاده‌ نماید به‌ یک‌ تا سه‌ سال‌ حبس‌ محکوم‌ خواهد شد. »

 

سوء استفاده از سفید امضاء یا سفید مهر و مجازات آن

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

مجازات مرتکب جرم سوء استفاده از سفید مهر یا سفید امضاء و شروع به آن

الف) مجازات شروع به جرم مذکور بسته به انتخاب قاضی، یکی از موارد ذیل است:

۱) شلاق تعزیری ۳۱ تا ۷۴ ضربه.

۲) حبس بیش از ۶ ماه تا ۲ سال.

۳) جزای نقدی بیش از ۲۰ تا ۸۰ میلیون ریال.

ب) مجازات  اصلی جرم مذکور:  ۱ تا ۳ سال حبس می باشد.

 

شرکت ها و انواع آن

معنی لغوی شرکت

شرکت در فرهنگ معین ،  به معنی شریک شدن . انباز گشتن . همدست شدن در کاری می باشد .

شرکت چیست ؟

شرکت یا کمپانی به معنای یک انجمن یا بنگاه تجاری یا یک شخص حقیقی یا حقوقی یا ترکیبی از هر دوی آنها است.

ماده ۵۷۱ قانون مدنی شرکت را این گونه تعریف کرده است :

{ شرکت عبارت است از اجتماع حقوق مالکین متعدد در شی واحد به نحو اشاعه . }

 

انواع شرکت
بطور کلی در ماده ۲۰ قانون تجارت انواع شرکت را ۷ قسم نامبرده است که عبارتند از :

   ۱- شرکت سهامی.(شامل شرکت سهامی عام و شرکت سهامی خاص)

   ۲-  شرکت با مسئولیت محدود.

   ۳-  شرکت تضامنی.

   ۴-شرکت مختلط غیر سهامی.

   ۵-شرکت مختلط سهامی.

   ۶-شرکت نسبی.

–  ۷-شرکت تعاونی تولید و مصرف.

 

 

۱-شرکت سهامی

۱-*شرکت سهامی عام : شرکت سهامی‌عام، شرکت بازرگانی است که سرمایه‌‌ی آن به سهام، تقسیم‌شده که بخشی از این سرمایه از راه فروش سهام به مردم بدست می آید. شرکت سهامی یک شرکت بازرگانی محسوب می شود یعنی به امور تجاری می پردازد . در این نوع شرکت تعداد شرکاء نباید کمتر از ۳ نفر باشد .

-*شرکت سهامی خاص: شرکت بازرگانی است که تمام سرمایه‌ی آن به طور کامل توسط مؤسسین، بدست می آید و سرمایه‌ی آن به سهام، تقسیم شده و مسئولیت صاحبان سهام، ‌محدود به مبلغ سهام آنهاست.

۲-شرکت با مسئولیت محدود

شرکت با مسئولیت محدود، شرکتی است که بین دو یا چند نفر برای امور تجاری تشکیل می شود  و هر یک از شرکا فقط به میزان سرمایه‌ی خود نسبت به قروض و تعهدات شرکت مسئولیت دارند.

۳-شرکت تضامنی

شرکتی است که برای امور تجاری بین چند نفر و با مسئولیت تضامنی شکل می گیرد. اگر دارایی و سرمایه ی شرکت برای تأدیه‌ی تمام قروض کافی نباشد، هر یک از شرکا مسئول پرداخت تمام قروض شرکت هستند.

۴-شرکت مختلط غیر سهامی

شرکت مختلط غیرسهامی، شرکتی است که برای امور تجاری تحت عنوان مخصوصی بین یک یا چند نفر شریک ضامن و یک یا چند نفر شریک با مسئولیت محدود، بدون انتشار سهام، تشکیل می‌شود.

 

۵-شرکت مختلط سهامی

شرکت مختلط سهامی، شرکتی است که تحت عنوان مخصوصی بین یک عده شرکای سهامی و یک یا چند نفر شریک ضامن تشکیل می‌شود. شرکای سهامی کسانی هستند که سرمایه‌ی آنها به صورت سهام یا قطعات سهام متساوی القیمه درآمده و مسئولیت آنها تا میزان همان سرمایه‌ای است که در شرکت دارند.

۶-شرکت نسبی

شرکت نسبی شرکتی است که برای امور تجاری، تحت عنوان مخصوص بین دو یا چند نفر تشکیل می‌شود و مسئولیت هریک از شرکا به نسبت سرمایه‌ای است که در شرکت قرار داده اند. در اسم شرکت نسبی عبارت «شرکت نسبی» و حداقل اسم یکی از شرکا باید ذکر شود.

۷-شرکت تعاونی تولید و مصرف

شرکت تعاونی شرکتی است که طبق قانون تجارت تمام یا حداقل ۵۱% سرمایه‌ی آن به وسیله‌ی اعضا در اختیار شرکت تعاونی قرارگیرد. طبق ماده ۱۹۰قانون تجارت در واقع این نوع شرکت شرکتی است که بین عده ای از ارباب حرف تشکیل می شود و شرکاء ، مشاغل خود را برای تولید و فروش اشیا یا اجناس به کار می برند .

دعوای مطالبه وجه بابت ارش ملک معیوب

ماده ۴۲۲ قانون مدنی :

 « اگر بعد از معامله ظاهر شود که مبیع معیوب بوده مشتری مختار است در قبول مبیع معیوب یا اخذ ارش یا فسخ معامله » ( دعوای مطالبه وجه بابت ارش ملک معیوب ) 

مستنداً به ماده ۴۲۲ قانون مدنی باید گفت که اگر بعد از معامله معلوم شود که ملک در هنگام معامله معیوب بوده است و این عیب مخفی بوده و مشتری نیر به آن جاهل بوده است مشتری می تواند یا قرارداد را فسخ نماید یا ارش بگیرد. ( دعوای مطالبه وجه بابت ارش ملک معیوب ) 

ارش چیست ؟ ( دعوای مطالبه وجه بابت ارش ملک معیوب ) 

ارش عبارت است از تفاوت قیمت مبیع سالم و مبیع معیوب

اگر مشتری که ملکی خریداری کرده است بعد از معامله متوجع معیوب بودن آن شود و نخواهد آن معامله را فسخ کند می تواند از فروشنده ارش بگیرد که در این صورت ، می تواند دادخواست مطالبه ارش را به دادگاه ارائه دهد.

طرفین دعوای مطالبه ارش ملک معیوب

مشتری که مبیع معیوب خریداری نموده است خواهان دعوا و فروشنده که مال معیوب به مشتری فروخته است خوانده دعوا می باشد.

مرجع صالح برای رسیدگی

از آن جایی که خواسته دین است، خواهان می تواند در دادگاهی که محل اقامت خوانده است یا محل انعقاد قرارداد و یا محل انجام تعهد، طرح دعوا کند. البته چنان چه مبلغ به میزان بیست میلیون تومان یا کمتر از آن باشد، دعوا در شورای حل اختلاف محل اقامتگاه خوانده، مطرح می شود.

قیمت ارش

تشخیص عیب بر حسب عرف و عادت می باشد و دادگاه برای مشخص شدن قیمت دقیق ارش مبیع، آن را به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می دهد.

 

دعوای مطالبه وجه بابت ارش ملک معیوب

 

مستندات قانونی

-ماده ی ۴۲۳ قانون مدنی :

 « خیار عیب وقتی برای مشتری ثابت می شود که عیب، مخفی و موجود در حين عقد باشد. »

-ماده ی ۴۲۷ قانون مدنی :

« اگر در مورد ظهور عیب، مشتری اختیار ارش کند، تفاوتی که باید به او داده شود به طریق ذیل معین می شود: قیمت حقیقی مبیع در حال بی عیبی و قیمت حقیقی آن در حال معیوبی به توسط اهل خبره معین می شود. اگر قیمت آن در حال بی عیبی، مساوی با قیمتی باشد که در زمان بیع بین طرفین مقرر شده است، تفاوت بین این قیمت و قیمت مبیع در حال معیوبی، مقدار ارش خواهد بود و اگر قیمت مبيع در حال بی عیبی، کمتر یا زیادتر از ثمن معامله باشد. نسبت بین قیمت مبیع در حال معیوبی و قیمت آن در حال بی عیبی، معین شده و بایع باید از ثمن مقرر به همان نسبت، نگاه داشته و بقیه را به عنوان ارش به مشتری رد کند. »

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

تعریف قرارداد کار و شرایط اساسی انعقاد آن :

قرارداد کار عبارتیست از قرارداد کتبی کتبی یا شفاهی که به موجب آن کارگر در قبال دریافت حق السعی کاری را برای مدت موقت یا مدت غیرموقت برای کارفرما انجام میدهد.

برای صحت قرارداد کار در زمان بستن قرارداد رعایت شرایط ذیل الزامی است:

الف-مشروعیت مورد قرارداد

ب-معین بون موضوع قرارداد

ج-عدم ممنوعیت قانونی و شرعی طرفین در تصرف اموال یا انجحام کار مورد نظر

اصل بر صحت کلیه قراردادهای کار است مگر آنکه بطلان آنها در مراجع ذیصلاح به اثبات برسد.

قرارداد کار علاوه بر مشخصات دقیق طرفین باید حاوی موارد ذیل باشد:

الف-نوع کار یا حرفه یا وظیفه ای که کارگر باید به آن اشتغال یابد.

ب-حقوق یا مزد مبنا ولو احق آن

ج-ساعات کار

د-محل انجام کار

ه-تاریخ انعقاد قرارداد

و-مدت قرارداد

طرفین میتوانند با توافق یکدیگر مدتی را به نام آزمایشی کار تعیین نمایند در خلال این دوره هر یک از طرفین حق دارد بدون اخطار قبلی و بی آنکه الزام به پرداخت خسارت داشته باشد رابطه کار را قطع نماید.

اما اگر قطع رابطه کاری از طرف کارفرما باشد وی ملزم به پرداخت حقوق تمام دوره آزمایشی خواهد بود.

هر نوع تغییر حقوقی در وضع مالکیت کارگاه از قبیل فروش یا انتقال به هر شکل فوت مالک در رابطه قراردادی کارگرانی که قراردادشان قطعیت یافته است موثر نمیباشد و کارفرما جدید قائم مقام تعهدات و حقوق کارفرمائی سلبق خواهد بود.

قرارداد کارگری که توقیف میگردد و توقیف وی منتهی به حکم محکومیت نمیشود در مدت توقیف به حال تعلیق در می آیدو کارگر پس از رفع توقیف به کار خود باز میگردد.

چنانچه کارگر بدون عذر موجه حراکثر ۳۰ روز پس از رفع حالت تعلیق آمادگی خود را برای انجام کار به کارفرما اعلام نکند و یا پس از مراجعه و استنکاف کارفرما به هیات تشخیص مراجعه ننماید مستفعی شناخته می شود.

قرارداد کار به یکی از طرق زیر خاتمه می یابد :

الف-فوت کارگر

ب-بازنشستگیکارگر

ج-از کارافتادگی کل گارگر

د-انقضا مدت در قراردادهای کار با مدت موقت وعدم تجدید صریح یا ضمنی آن

ه-استعفای کارگر

از کارافتادگی در قانون اساسی:

 

از کار افتادگی یکی از تعهدات پیش بینی شده در قانون تامین اجتماعی (بند د ماده ۳ )است که با توجه به تنوع شرایط قانونی از نظر علت از کار افتادگی (کلی-۰جزئی-غرامت نقص عضو)دارای پچیدگی خاصی است و کوچکترین غفلت در این زمینه ممکن است موجب نضییع حقوق افراد و یا ایجاد حقوق غیرواقعی شود.

تعریف از کارافتادگی کلی=طبق بند ۱۳ ماده ۲ قانون :از کار افتادگی کلی عبارت است از کاهش قدرت کار فرد بیمه شده به نحوی که با اشتغال بکار سابق یا کار دیگری بیش از ۱/۳ از درآمد قبلی خود را به دست آورد

تعریف از کارافتادگی جزئی=طبق بند ۱۴ ماده ۲ قانون عبارت است از کاهش قدرت کار بیمه شده به نحوی که با اشتغال به کار سابق یا کار دیگری فقط قسمتی از درآمد خود را بدست آورد.

تعریف غرامت مقطوع نقص عضو=طبق بند ۱۷ ماه ۲ قانون غرامت مقطوع نقص عضو مبلغی است که بطور یکجا برای جبران نقص عضو یا جبران تقلیل درآمد بیمه شده به شخص او داده میشود.

مرجع تشخیص از کارافتادگی :

طبق ماده ۷۰ قانون تامین اجتماعی مرجع تشخیص از کارافتادگی کمیسیون های پزشکی مذکور در ماده ۹۱ قانون میباشند،بدین معنی که پزشک معالج پس از انجام خدمات توانبخشی و درمان چنانچه فرد بیمه شده را غیرقابل علاج تشخیص دهد این امر را گواهی مینماید و سپس کمیسیون های پزشکی بر اساس آن اعلام نظر و اقدام به صدور رای مینماید.

 

شرایط مطالبه خسارت تاخیر تادیه

خسارت

خسارت در لغت به معنی ضرر کردن، زیان بردن و هم چنین زیانکاری آمده است.

( شرایط مطالبه خسارت تاخیر تادیه) 

مطابق ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی، طلبکار می‌تواند علاوه بر دریافت اصل طلب خود، بابت  تأخیر بدهکار در پرداخت بدهی، از وی خسارت تأخیر تأدیه (دیرکرد) بگیرد.

( شرایط مطالبه خسارت تاخیر تادیه ) 

تاخیر

معنای لغوی تأخیر:

به معنای دنبال افکندن، پس انداختن و دیرکردن، آمده است و جمع آن تأخیرات است.

تادیه

تادیه در لغت:

به معنی گزاردن ، پرداختن و پرداخت، مورداستعمال قرار می گیرد. در حقوق نیز به همین معنی به کار  می رود. (پرداخت دین و ایفای تعهد)، تأدیه معمولا در خصوص دیونی بکار می رود که موضوع آن پرداخت مبلغی وجه نقد باشد و در خصوص غیر آن معمولا از وفای به عهد ، انجام تعهد و عباراتی نظایر آن استفاده می شود.

 ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی :

«  در دعاويي كه موضوع آن دِ‌ين و از نوع وجه رايج بوده و با مطالبه داين و تمكن مديون، مديون امتناع از پرداخت نموده، در صورت‌تغيير فاحش شاخص قيمت سالانه از زمان سررسيد تا هنگام پرداخت و پس از مطالبه طلبكار، دادگاه با رعايت تناسب تغيير شاخص سالانه كه توسط‌بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران تعيين مي‌گردد محاسبه و مورد حكم قرار خواهد داد مگر اين‌كه طرفين به نحو ديگري مصالحه نمايند. »

                            شرایط مطالبه خسارت تاخیر تادیه

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

شرایط مطالبه خسارت تاخیر تادیه

۱ـ طلب از نوع وجه رایج (پول) باشد، پس برای مثال، بابت مواد شیمیایی، محصولات صنعتی، مواد غذایی و … نمی‌توان دیرکرد گرفت.

۲ـ طلبکار از بدهکار درخواست نموده باشد که طلب وی را بدهد. بهترین راه برای این کار، ارسال اظهارنامه است.

همچنین تقدیم دادخواست، به منزله مطالبه طلب است و از آنجایی که مبدأ محاسبه خسارت تأخیر، زمان درخواست طلب است، بهتر است هر چه زودتر طلب خود را از بدهکار با ارسال اظهارنامه و نظایر آن درخواست کنید تا بتوانید مبلغ بیشتری را بعنوان دیرکرد دریافت نمایید.

۳ـ بدهکار توانایی مالی برای پرداخت بدهی خود را داشته باشد. تاجر ورشکسته، افراد معسر و … فاقد توانایی مالی تلقی می‌شوند.

۴ـ بدهکار یا همان مدیون، با وجود داشتن توانایی مالی از پرداخت بدهی خویش خودداری نموده باشد.

 

 

دعوای تسلیط ید چیست ؟

هر شخصی مال و اموالی دارد که مالک آنها می باشد ، اما گاهی شاید پیش آمده باشد که در مالکیت یک ملک اختلاف پیش آید و دعوای اثبات مالکیت به میان آید . ( دعوای تسلیط ید چیست ؟ ) 

برای مطالعه دعوای اثبات مالکیت کلیک کنید .

تسلیط ید

یکی از مشهورترین قواعد در دنیای حقوق، قاعده تسلیط است و موضوع آن اموال می باشد.

دعوای تسلیط ید از جمله دعاوی مالی می باشد .

اصل تسلیط به معنای «استفاده از حق، به هر نحوی که صاحب حق مقتضی بداند»

در تسلیط ید ،تصرفی مورد حمایت می باشد که مشروع باشد.

پس به هیچ وجه تصرف غاصبانه نمی تواند مورد حمایت قرار گیرد.قانون‌گذار در دعوای وضعید از تصرف مالکانه بر مال (چه این مال عین باشد یا منفعت یا حق) حمایت می کند به واقع هدف حمایت از مالک واقعی است تا نظم اقتصادی جامعه حفظ شود.

تسلیط یک قاعده مسلم فقهی است. بر اساس این قاعده هر گاه کسی بر مالی از مسیر شرعی و قانونی سلطه یافت کسی نمی‌تواند او را از انتفاع از آن مال بازدارد. اصل تسلیط تأکید بر این موضوع دارد که همه مردم حق دارند بر اموال و نفس خود مسلط باشند.

دعوای تسلیط ید

منظور از تسلیط، وضع ید بر مال و تحت اختیار داشتن آن مال است.

 ممکن است شخصی مالی را تحت اختیار داشته باشد و قانوناً اختیار تصرف بر آن مال را از سوی مالک داشته باشد، حال اگر شخصی که قرار است مال به او تحویل داده شود اختیار و تصرف یا مالکیت شخص مقابل را انکار کند در این صورت شخصی که اختیار یا مالکیتش مورد تردید قرار گرفته است می تواند از طریق دادگاه تسلیط ید(وضع ید بر مال) خود را اثبات کند.

                                                                 دعوای تسلیط ید چیست ؟

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک  کنید . )

داود چشمی 

 

سند چیست؟

سند عبارت است از هر نوشته که در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد.

سند بر دو نوع است:

سند رسمی:منظور اسنادی است که در اداره ثبت اسناد و املاک یا دفاتر اسناد رسمی و در نزد سایر مامورین رسمی و در حدود صلاحیت آنها و باتوجه به مقررات قانونی تنظیم شوند

سند عادی:منظور از اسنادی است که مردم آن را درمیان خود تنظیم میکنند و به نوعی در دادگاه قابل استناد میباشد.

حدود اعتبار اسناد رسمی:

اسناد رسمی درباره طرفین و وراث و یا قائم مقام آنها معتبر است و اعتبار آنها نسبت به اشخاص ثالث در صورتی است که قانون تصریح کرده باشد.

اسناد عادی در دو مورد اعتبار اسناد رسمی را دارند :

۱-اگر طرفی که سند بر علیه او اقامه شده است صدور آن را از منتسب الیه صدق نماید.

۲-هرگاه در محکمه ثابت شود که سند مزبور را طرفی که آن را تکذیب یا تردید کرده در واقع امضا یا مهر زده باشد.

در اسناد رسمی، تاریخ تنظیم معتبر است؛ حتی علیه اشخاص ثالث، ولی تاریخ در اسناد عادی فقط درباره اشخاصی که در تنظیم آن­ها شرکت داشته و ورثه آنان و کسی که به نفع او وصیتی شده، معتبر است.

مفاد سند در صورتی معتبر است که مخالف قوانین نباشد.

شهادتنامه سند محسوب نمیشود و فقط اعتبار شهادت را خواهد داشت.

اگر سند بوسیله یکی از مامورین رسمی تنظیم شود ولی اگر آن مامور صلاحیت تنظیم آن سند را نداشته باشد و یا مقررات قانونی در رابطه با آن سند اعمال نشده باشد سند مزبور در صورتی که دارای مهر و امضا طرف باشد عادی است.

 

بطلان معامله در زمان جنون ادواری

پرسش: هرگاه بر دادگاه ثابت شود که یکی از طرفین معامله مبتلا به جنون ادواری است ، آیا دادگاه می تواند حکم بر بطلان معامله دهد؟ ( بطلان معامله در زمان جنون ادواری) 

پاسخ :

اتفاق نظر ( بطلان معامله در زمان جنون ادواری) 

اگر دادگاه تشخیص بدهد که یکی از طرفین معامله مبتلا به جنون ادواری بوده آن عقد را نمی توان باطل شناخت ، مگر اینکه شخصی که از بطلان معامله نفع می برد ثابت کند که آن معامله در زمان جنون واقع شده چون ممکن است آن عقد در زمان افاقه منعقده شده باشد . به استناد ماده ۲۲۳ هر معامله ای که واقع می شود محمول بر صحت است مگر اینکه فساد آن معلوم شود، پس شرط ابطال معامله فوق آن است که حکم جنون شخص قبل از معامله صادر شده باشد یا اینکه پس از معامله در دادگاه ثابت شود که   معامله کننده در زمان انعقاد دچار جنون بوده است .

‌ماده ۲۲۳ قانون مدنی :

ـ« هر معامله که واقع شده باشد محمول بر صحت است مگر این که فساد آن معلوم شود. »

نظر کمیسیون نشست قضائی

چنانچه بر دادگاه ثابت شود که یکی از طرفین مبتلا به بیماری جنون ادواری است ، در صورتی حکم به بطلان معامله خواهد داد که ابتلای یکی از متعاقدین را در حین معامله به جنون احراز کند و بنا بر مقتضای اصل صحت ، در این دعوا بار دلیل بر عهده مدعی ابطال معامله به لحاظ جنون طرف دیگر در هنگام معامله است، مگر اینکه حکم حجر در جنون غیر ادواری صادر و به تاریخ معامله هم تسری داده شود.

 

                                            بطلان معامله در زمان جنون ادواری

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

امکان ابطال معامله توسط شرط فاسخ

امکان ابطال معامله ای که توسط خریدار بر روی ملک صورت گرفته در صورت حادث شدن شرط فاسخ

( امکان ابطال معامله توسط شرط فاسخ ) 

سئوال:

شخصی ملکی را فروخته است ثمن معامله یک چک وعده دار قرار داده شده است و در معامله شرط شده که اگر این چک وصول نشده ملکیت ملک به فروشنده برگردد  (شرط فاسخ) خریدار قبل از وصول چک ملک را به دیگری می فروشد و بعد به واسطه وصول نشدن چک دادگاه حکم به ابطال این معامله صادر می کند آیا ماده ۵۰۰ و ۴۵۵ قانون مدنی در این مورد تعارضی دارند؟ وضعیت تملک خریدار دوم چگونه می شود؟

( امکان ابطال معامله توسط شرط فاسخ ) 

پاسخ:

با توجه به اینکه در مبایعه ­نامه تنظیمی بین طرفین شرط شده چنانچه چک یعنی قسمتی از ثمن در موعد وصول نگردد فروشنده حق فسخ معامله را دارد و چک مذکور منتهی به گواهی عدم پرداخت گردیده فلذا خیار تخلف از شرط مقرر د ماده ۴۴۴ قانون مدنی برای فروشنده ثابت و با اعمال خیار و اعلام فسخ معامله، پرونده اقتضای صدور حکم بر فسخ معامله را داشته و با فسخ معامله اول معاملات مترتب بر آن نیز فسخ و مبیع در مالکیت فروشنده اعاده و مستقر می گردد و خریدار دومی حق رجوع به ید ماقبل خویش جهت اخذ ثمن پرداختی و خسارات را خواهد داشت و تعارضی نیز بین ماده ۴۴۴ با مواد ۴۵۵ و ۵۰۰ قانون مدنی وجود ندارد.

ماده ۴۴۴ قانون مدنی :

«  احکام خیار تخلف شرطی به طوری است که در مواد ۲۳۴ الی ۲۴۵ ذکر شده است. »

ماده ۴۵۵ قانون مدنی :

 «  اگر پس از عقد بیع مشتری تمام یا قسمتی از مبیع را متعلق حق غیر قرار دهد مثل این که نزد کسی رهن گذارد فسخ معامله موجب زوال‌حق شخص مزبور نخواهد شد مگر این که شرط خلاف شده باشد. »

ماده ۵۰۰ قانون مدنی :

« در بیع شرط مشتری می‌تواند مبیع را برای مدتی که بایع حق خیار ندارد اجاره دهد و اگر اجاره منافی با خیار بایع باشد به وسیله جعل‌خیار یا نحو آن حق بایع را محفوظ دارد و الا اجاره تا حدی که منافی با حق بایع باشد باطل خواهد بود. »

 

                                          امکان ابطال معامله توسط شرط فاسخ

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

قوانین و مقررات دعوای اثبات مالکیت

(دعوای اثبات مالکیت) قانون مدنی ( قوانین و مقررات دعوای اثبات مالکیت) 

ماده۳۰- هر مالکی نسبت به مایَملَک خود حق همه گونه تصرف و اِنتفاع دارد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.

( قوانین و مقررات دعوای اثبات مالکیت) 

ماده۳۱- هیچ مالی را از تصرف صاحب آن نمی‌توان بیرون کرد مگر به حکم قانون.

ماده۳۲- تمام ثمرات و متعلقات اموال مَنقوله و غیرمَنقوله که طبعاً یا در نتیجه عملی حاصل شده باشد بالتبع، مالِ مالکِ اموال مزبوره است.

ماده۳۳- نما و محصولی که از زمین حاصل می‌شود مال مالک زمین است چه به خودی خود روییده باشد یا به واسطه عملیات مالک مگر این‌که نما با حاصل از اَصله یا حَبه غیر حاصل شده باشد که در این صورت درخت و محصول، مال صاحب اَصله یا حَبه خواهد بود اگرچه بدون رضای صاحب زمین کاشته شده باشد.

ماده۳۴- نتاج حیوانات در ملکیت، تابع مادر است و هرکس مالک مادر شد مالک نتاج آن هم خواهد شد.

ماده۳۵- تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت است مگر این‌که خلاف آن ثابت شود.

ماده۳۶- تصرفی که ثابت شود ناشی از سبب مُمَلّک یا ناقل قانونی نبوده معتبر نخواهد بود.

ماده۳۷- اگر متصرف فعلی اِقرار کند که مِلک سابقاً مال مُدعی او بوده است در این صورت مشارالیه نمی‌تواند برای رد ادعای مالکیت شخص مزبور به تصرف خود استناد کند مگر این‌که ثابت نماید که مِلک به ناقل صحیح به او منتقل شده است.

ماده۳۸- مالکیت زمین مستلزم مالکیت فضای مُحاذی آن است تا هر کجا بالا رود و همچنین است نسبت به زیر زمین بالجمله مالک حق همه‌گونه تصرف در هوا و قرار دارد مگر آنچه را که قانون استثناء کرده باشد.

ماده۳۹- هر بنا و درخت که در روی زمین است و همچنین هر بنا و حَفری که در زیر زمین است مِلک مالک آن زمین محسوب می‌شود مگر این‌که خلاف آن ثابت شود.

ماده۱۹۰- برای صحت هر معامله شرایط ذیل اساسی است:

 قصد طرفین و رضای آن‌ها؛

اَهلیت طرفین؛

موضوع معین که مورد معامله باشد؛

مشروعیت جهت معامله.

ماده۱۹۱- عقد محقق می‌شود به قصد انشاء به شرط مقرون بودن به چیزی که دلالت برقصد کند.

ماده۱۹۲- در مواردی که برای طرفین یا یکی از آن‌ها تلفظ ممکن نباشد اشاره که مبین قصد و رضا باشد کافی خواهد بود.

ماده۱۹۳- انشای معامله ممکن است به وسیله‌ی عملی که مُبین قصد و رضا باشد مثل قبض و اقباض حاصل گردد مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.

قوانین و مقررات اثبات مالکیت

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

*برای مطالعه مقاله دعوای اثبات مالکیت کلیک کنید . 

 

دعوای اثبات مالکیت

مالکیت چیست ؟ ( دعوای اثبات مالکیت ) 

مالکیت رابطه‌ای است اعتباری بین مال از یک طرف و بین شخص (حقیقی یا حقوقی) از طرف دیگر که بر اساس آن مالک می‌تواند هر تصرف معقولی را که مایل باشد در آن انجام دهد. ( دعوای اثبات مالکیت ) 

دعوای اثبات مالکیت جزء دعاوی مالی می باشد . ( دعوای اثبات مالکیت ) 

دعوای اثبات مالکیت عنوان دعوی است که خواهان یا مدعی در مقام اثبات مالکیت عین مانند اموال منقول و غیر منقول یا حق مانند حق انتفاع یا حق ارتفاق و سایر حقوق مالی یا غیر مالی مورد ادعای خویش بر می آید.

طبق قانون مالک کسی است که سند به نام او می باشد اما بسیار پیش آمده است که بین دارندگان سند اختلاف در مالکیت پیش می آید ، اینجاست که دعوای اثبات مالکیت مطرح می شود .

ماده ۲۲ قانون ثبت بیان می‏دارد:

«همین که ملکی مطابق قانون در دفتر املاک به ثبت رسید، دولت فقط کسی را که ملک به اسم او ثبت شده و یا کسی را که ملک مزبور به او منتقل گردیده و این انتقال نیز در دفتر املاک به ثبت رسیده باشد، مالک خواهد شناخت. در مورد ارث هم ملک وقتی در دفتر املاک به اسم وراث ثبت می‏شود که وارث و انحصار آنها محرز و در سهم الارث بین آنها توافق بوده و یا در صورت اختلاف حکم نهایی در آن باب صادر شده است»

اثبات مالکیت، زمانی موضوعیت پیدا می کند که تعارضی در مالکیت، پدید آید.

اثر اثبات مالکیت

در صورت اثبات مالکیت، تصرفات متصرف قبلی و آثار وی محو می گردد و در صورتی که تصرف وی عدوانی بوده باشد به اجرت المثل ایام تصرف و خسارات حاصله محکوم خواهد شد.

دلایل اثبات مالکیت

در مواقعی که دو یا چند نفر خود را مالک یک مال می دانند و در نتیجه ی اختلاف و دعوا میان آنها بالا می گیرد باید هر کس که مدعی مالکیت مال است با استفاده از دلایل اثبات مانند سند، شهادت شهود یا اماره ی ید (تصرف) ادعای خود را اثبات کند.

مهمترین دلیل مالکیت، سند مالکیت است.

دادگاه صالح برای رسیدگی به اثبات مالکیت

برای اثبات مالکیت، صلاحیت دادگاه برای رسیدگی به امر، با توجه به نوع مال متفاوت خواهد بود، در صورتی که مال غیرمنقول باشد، اثبات مالکیت با دادگاه محل وقوع مال غیرمنقول خواهد بود و اگر موضوع اختلاف مالکیت مال منقول باشد، دادگاه صالح برای رسیدگی دادگاه محل اقامت مدعی علیه که مال منقول در تصرف اوست می‌باشد.

 

دعوای اثبات مالکیت

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

مقاله بعدی : قوانین مربوط به دعوای اثبات مالکیت – کلیک کنید . 

 

جعاله چیست؟

جعاله در لغت به معنای اجرت و دستمزد به‌کار می‌رود

جعاله عبارت است از التزام شخصی به ادای اجرت معلوم در مقابل عملی اعم از اینکه طرف معین باشد یا غیر معین. در جعاله متعهد را جاعل و طرف را عامل و اجرت را جعل میگویند.

جعاله از سه رکن تشکیل میشود که عبارتند از :

۱-جاعل: کسی که درخواست انجام کار می‌کند

۲-عامل: کسی که کار درخواستی را انجام می‌دهد

۳-جُعل یا (جعیله): یا همان عوض و مزد

مواردی که جعاله بر آنها صدق میکند عبارتند از:

*کاری که حلال و از نظر شرعی جایز باشد.

*کار عقلانی باشد جعاله بر کارهای بی فایده و بیهوده صحیح نمیباشد.

*کار مورد جعاله از کارهای واجب بر جاعل نباشد.

در جعاله معلوم بودن اجرت لازم نیست.بنابراین اگر کسی ملتزم شود که هر کس گمشده او را پیدا کند سهم مشترک معینی از آن ، مال او خواهد بود.

جعاله تعهدی است جایز و مادامی که عمل به اتمام نرسیده است هر یک از طرفین میتوانند رجوع کنند ولی اگر جاعل در بین مدت قرارداد رجوع نماید باید دستمزد میزان عمل عامل را بدهد.

هرگاه در عقد جعاله عمل دارای اجزای متعدد بوده و هریک از اجزاء مقصود بالاصاله(از جانب خود) شخص متعهد بوده باشد و جعاله فسخ گردد طرف انجام دهنده به نسبت عملی که کرده است مستحق دستمزد خواهد بود اعم از اینکه فسخ از طرف متعهد باشد یا از طرف خود انجام دهنده.

عامل وقتی مستحق جعل میگردد که موضوع جعاله را تسلیم کرده یا انجام داده باشد.

مالی که عقد جعاله برای آن واقع شده است از وقتی که بدست عامل میرسد تا به جاعل رد کند در دست او امانت است.

 

برای بهتر متوجه شدن قانون ارث درک معنا و مفهوم حقوقی واژگانی همچون ماتَرَک متوفی-تَرَکه متوفی-ارث-ورثه-انحصار وراثت و ……. الزامی است.

ما ترک متوفی به چه معناست؟

ما تَرَک واژه ای عربی است که به فارسی یعنی آنچه باقی مانده است . به همین منظور ما تَرَک متوفی یعنی دارایی به جا مانده متوفی (مورث) بعد از وفات است که خود این اموال آثار حقوقی برای بعد از فوت شخص دارد.در زمان فوت شخص مفهوم تَرَکه بوجود می آید. این اموال یا دارایی خود به ۲ بخش مثبت و منفی است:

ا

 

منظور از دارایی مثبت:یعنی اموال و حقوق و مطالبات متعلق به متوفی است که به وارث می رسد.

منظور از دارایی منفی:یعنی دیون و تعهداتی که بر گردن متوفی است که باید از محل دارایی یا ماترک متوفی پرداخت یا برداشت شود.

به همین منظور نکات ذیل از مطالب فوق قابل برداشت است:

ماتَرَک متوفی فقط املاک و خودرو و پول نیست بلکه بدهی های متوفی چه به صورت وجه نقد و چه به صورت تعهد بر گردن متوفی و طلب های وصول نشده یا اینکه تاریخ وصول آن نرسیده است نیز جزو ماتَرَک محسوب میشود.

ذکر این نکته الزامی است که در زمان فوت شخص مفهوم ترکه پیش می آید که بین وارثین یک شراکت اجباری پیش می آید که با میل و رغبت خودشان نیست بلکه به دستور و حکم قانون است.

اما برای اینکه بتوان تَرکه متوفی را بین وارثین تقسیم نمود باید اول بخش منفی ترکه تصفیه شود (طبق ماده ۸۶۸ قانون مدنی)

در حقیقت فقط بخش مثبت ترکه متوفی است که بین ورثه قابل تقسیم میباشد.

اما این نکته هم قابل توجه است که مفهوم ماترک و سهم الارث متفاوت است

سهم الارث منظور سهمی است که هر یک از وراث از اموال متوفی نصیبش میشود.

 

قرار جلب به دادرسی چیست ؟

وقتی شکایتی علیه کسی طرح وتحقیقات درباره او انجام شود، مقام قضایی یعنی بازپرس ممکن است چند تصمیم مختلف بگیرد. ( قرار جلب به دادرسی چیست ؟ ) 

یکی دیگر از تصمیمات و  قرارها  جلب به دادرسی است .

( قرار جلب به دادرسی چیست ؟ ) 

 هنگامی که مجرم بودن متهم برای بازپرس احراز شود، قرار مجرمیت صادر می شود. بازپرس در ادامه، پرونده را به دادستان ارجاع می دهد تا وی کیفرخواست صادر کند.

در قانون آیین دادرسی کیفری قبل قرار جلب به دادرسی با نام قرار مجرمیت شناخته شده بود ولی در قانون جدید نام قرار جلب به دادرسی به خود گرفته است .

جلب به دادرسی

هنگامی که شکایتی در دادسرا مطرح است بازپرس یا دادیار وظیفه تحقیقات را بر عهده دارد و تصمیم خود را در مورد آن شکایت به صورت قرار صادر می کند.

حال اگر بازپرس یا دادیار رسیدگی کننده پس از بررسی دلایل و انجام تحقیقات به این نتیجه برسد که دلایل کافی بر اتفاق افتادن جرم و انجام آن به وسیله متهم وجود دارد و باید در دادگاه محاکمه شود، قرار جلب به دادرسی را صادر می کند.

برگه ای که نام احضاریه دارد به متهم ابلاغ می شود یا بهتر بگوییم به طرف شکایت داده می شود و به او ۳ روز مهلت داده می شود که برای ادای توضیحات در محضر  بازپرسی حاضر شود.

در صورتیکه متهم در این مدت حاضر نشد مقام قضایی دستور جلب او را می دهد و برگه ای به نام برگ جلب صادر می کند که این برگ جلب را مامورین انتظامی به متهم ارائه می دهند و بعد او را به نزد بازپرس دلالت می کنند این عمل را جلب متهم می گویند. این برگ جلب ممکن است سیار هم باشد یعنی در محدود قضایی یک دادگستری خاص ممکن است برگه ای در دست مامورین باشد تا هرجا متهم را دیدند او را دستگیر و به محضر بازپرس هدایت کنند.

ماده ۲۶۵ قانون آیین دادرسی کیفری در این باره آورده است :

« بازپرس در صورت جرم بودن عمل ارتکابی و وجود ادله کافی برای انتساب جرم به متهم ، قرار جلب به دادرسی و در صورت جرم نبودن عمل ارتکابی و یا فقدان ادله کافی برای انتساب جرم به متهم ، قرار منع تعقیب صادر و پرونده را فوری نزد دادستان ارسال می کند ……. »

 

                قرار جلب به دادرسی چیست ؟

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

مطالبه ثمن معامله

معنی واژه ثمن :

ثمن در لغت به معنای بها یا نرخ کالای مورد معامله است . ( مطالبه ثمن معامله ) 

در واقع ما زمانیکه در معامله ای خرید و فروشی انجام می دهیم باید در مقابل خریدمان مبلغی پرداخت کنیم که به آن  در اصطلاح حقوقی ثمن معامله می گویند . ( مطالبه ثمن معامله ) 

که مبلغ معامله یکی از اصلی ترین موضوعات هر قرارداد خرید و فروشی است .

دعوای مطالبه ثمن معامله چه زمانی مطرح می شود؟ ( مطالبه ثمن معامله ) 

زمانی که ملکی به فروش می رسد توافقی بین خریدار و فروشنده به عنوان طرفین معامله صورت می گیرد.

باید گفت این دعوا زمانی مطرح می شود که خریدار برخلاف وعده و تعهدش در قرارداد ، از انجام تعهدات خود مبنی بر پرداخت ثمن معامله خوداری نموده و حاضر به پرداخت دین خود نسبت به فروشنده نمی شود حال اگر خریدار ثمن معامله را پرداخت نکند ، فروشنده می تواند دادخواست الزام خریدار به پرداخت ثمن معامله را مطرح کند ، که فروشنده ملک به عنوان خواهان و خریدار به عنوان خوانده می باشد .

در اصطلاحات حقوقی به فروشنده ، بایع و به مبلغ معامله ، ثمن و به مورد معامله ، مبیع می گویند .

بهتر است بدانیم که در عقد بیع ثمن (مبلغ معامله ) با  مبیع( مورد معامله )  مبادله می شود .

ماده ۳۶۲ قانون مدنی در این باره بیان میدارد که :

آثار بیعی که صحیحاً واقع شده باشد از قرار ذیل است :

  • به مجرد وقوع بیع ، مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می شود .

  • عقد بیع ، بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار می دهد .

  • عقد بیع ، بایع را به تسلیم مبیع ملزم می کند .

  • عقد بیع ، مشتری را به تادیه ثمن ملزم می کند .

دادگاه صالح برای تقدیم دادخواست مطالبه ثمن معامله

جهت طرح دعوی مطالبه ثمن معامله ، دادگاه حقوقی محل اقامت خوانده ( خریدار ) صالح به رسیدگی است .

بدین صورت که ابتدا باید به دفاتر خدمات قضائی مراجعه کنیم و هزینه دادرسی را پرداخت و پرونده را تکمیل کنیم بعد از آن دادخواست ثبت شده به دادگاه صالح ارسال می شود .

باید بدانیم در صورتی که مطالبه ثمن معامله تا سقف بیست میلیون تومان باشد می توانیم پرونده را جهت پیگیری به شورای حل اختلاف محل سکونت خوانده ارجاع بدهیم .

 

                           مطالبه ثمن معامله

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

عقد عاریه چیست ؟

عاریه در لغت به معنای عاریت، قرضی، مصنوعی است . ( عقد عاریه چیست ؟) 

عاریه عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین به طرف دیگر اجازه می دهد که از عین مال او به طور رایگان منتفع شود. ( عقد عاریه چیست ؟) 

عاریه در لغت به معنای چیزی که کسی برای انتفاع موقت از دیگری بگیرد و بعد پس بدهد و به معنی آن چه که گرفته به شرط برگرداندن، است. ( عقد عاریه چیست ؟)

ماده ۶۳۵ قانون مدنی :

« عاریه عقدی است که به موجب آن احد طرفین به‌ طرف دیگر اجازه می‌دهد که از عین مال او مجاناً منتفع شود . »

ارکان عقد عاریه

عاریه دهنده : معیر

عاریه گیرنده : مستعیر

خصوصیات عاریه

در قرارداد عاریه مالکیت شیء منتقل نمی‌شود؛ بلکه صرفا اجازه‌ی بهره‌مندی و استفاده داده می‌شود.

همچنین در این قرارداد اصل آن است که طرف بدون پرداخت وجهی و به‌صورت مجانی از شیء و مال استفاده کند. اما عاریه‌دهنده می‌تواند شرط کند که مبلغی یا مابازایی به او پرداخت شو مال مورد عاریه باید پس از استفاده و بهره‌گیری قابل باقی‌ماندن باشد و از بین نرود.

به عنوان مثال نمی‌توان خوراکی را برای خوردن به عنوان عاریه به دیگری داد، زیرا با خوردن آن، مال از بین می‌رود. درحالی که می‌توان خوراکی را برای نمایش دادن در فروشگاه به عاریه داد. به عبارت دیگر، مالی را می‌توان به عاریه داد که با استفاده‌، عینِ مال باقی بماند .

شرایط انعقاد عقد عاریه

مطابق ماده ۱۹۰ عقد عاریه نیز مانند سایر عقود باید دارای شرایط ذیل، تحت عنوان شرایط اساسی صحت معامله باشد:

  1. قصد و رضای طرفین.

  2. اهلیت طرفین (بلوغ، عقل و رشد).

  3. موضوع معین که مورد معامله.

  4. مشروعیت جهت معامله.

اوصاف عقد عاریه

۱ – عقدی اذنی و عهدی است

۲ – عقد عاریه ایجاد حق نمی کند بلکه صرفا استفاده دیگری از مال را مباح می کند

۳ – عقدی مجانی و بلاعوض است

البته در آن می توان شرط عوض قرار داد

۴ – عقد جایز است

۵ – عقدی رضایی است

۶ – عقدی مبتنی بر مسامحه است

۷ – موضوع عاریه باید از اموال قابل بقاء باشد

وضعیت معیر نسبت به مال

به استناد ماده ۶۳۶ ق.م اشخاص ذیل می توانند مالی را به عاریه دهند :

۱ – شخصی که مالک عین و منافع مال است

۲ – شخصی که اگرچه مالک عین نیست ، اما مالک منافع است

۳ – شخصی که اگرچه مالک منافع نیز نیست ، اما حق انتفاع از مال را دارد

وضعیت معیر نسبت به مال

به استناد ماده ۶۳۶ ق.م اشخاص ذیل می توانند مالی را به عاریه دهند :

۱ – شخصی که مالک عین و منافع مال است

۲ – شخصی که اگرچه مالک عین نیست ، اما مالک منافع است

۳ – شخصی که اگرچه مالک منافع نیز نیست ، اما حق انتفاع از مال را دارد

 

*برای مطالعه عقد ودیعه کلیک کنید . 

 

                    عقد عاریه چیست ؟

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی