انتقال پارکینگ آپارتمان
انتقال پارکینگ آپارتمان

انتقال پارکینگ آپارتمان

بطور کلی هر ساختمانی دارای دو قسمت است

۱٫قسمت خصوصی

۲٫قسمت مشترک

حسب ماده ۲ قانون تملك آپارتمان‌ها

قسمت‌های اختصاصی آپارتمانها عبارتند از

واحد مسكونی، بالكن، انباری و پاركینگ و به طور كلی قسمت‌هایی كه در سند مالك عنوان شده و جزو ملک اختصاصی محسوب میشود

قسمت‌های مشترك یا مشاعی عبارتست از

قسمت‌هایی از ساختمان است كه حق استفاده از آن منحصر به یك یا چند آپارتمان نیست و به همه مالکان تعلق دارد.( مثل پارکینگ آپارتمان )

ماده ۲ قانون تملک آپارتمان ها چنین مقرر داشته که :

 ” قسمتهای مشترک مذكور در این قانون عبارت از قسمتهایی از ساختمان است كه حق استفاده از آن منحصر به یک یا چند آپارتمان یا محل پیشه مخصوص نبوده و به كلیه مالكین به نسبت قسمت اختصاصی آنها تعلق می گیرد به طور كلی قسمتهایی كه برای استفاده اختصاصی تشخیص داده نشده است یا در اسناد مالكیت ملک اختصاصی یک یا چند نفر از مالكین تلقی نشده از قسمتها مشترک محسوب می شود مگر آن كه تعلق آن به قسمت معینی بر طبق عرف و عادت محل مورد تردید نباشد.” (پارکینگ آپارتمان )

پارکینگ آپارتمان در صورتی که در اسناد مالکیت یک ملک ثبت نشده باشد، جزو مشاعات ساختمان محسوب می‌شود.

همان طور که از واژه مشترک پیدا است، قسمت‌هایی از ساختمان که به طور مشترک مورد استفاده عموم مالکان قرار می‌گیرد قسمت‌های مشترک نامیده می‌شود. (پارکینگ آپارتمان )

 افراد به ۲ صورت حق پارکینگ به آنها تعلق می گیرد

۱٫ داشتن حق پارکینک که در سند با قید محدوده پارکینگ درج شده

۲٫استفاده از حق پارکینگ  با توجه به توافق اعضای ساختمان و براساس قوانین تملک آپارتمانها 

پارکینگ مزاحم

 حسب مقرارت شهرداری برای هرپارکینگی مساحت معینی در نظر گرفته می شود اما گاها با توافق ساکنین ساختمان شهرداری پارکینگ مزاحمی  برای افراد طراحی و در نظر می گیرد

منظور از پارکینک مزاحم آن است که دو ماشین پشت هم پارک کنند .

مشکل این نوع پارکینگ ها  این است که هر زمان یکی از ساکنین پارکینک بخواهد، خودرو خود را جابجا نماید، مالک پارکینگ مزاحم هم باید خودرو خودش را حرکت دهد .

اجاره پارکینگ

 قانونگذار  در جهت تامین امنیت اعضای ساختمان ،  اجازه اجاره پارکینک ساختمان  را  به اعضای خارج از ساختمان محدود نموده

 معمولا نرخ اجاره پارکینگ به صورت توافقی، بین مالک و متقاضی تعیین می‌شود.و نرخ مشخصی برای آن در نظر گرفته نشده است .

طلاق توافقی به زبان عامیانه ،چگونه، مدت و شرایط آن

طلاق توافقی به زبان عامیانه ،چگونه، مدت و شرایط آن

یکی از انواع طلاق های رایج  ،طلاق توافقی است . که در ذیل به شرح آن می پردازیم 

۱٫در وقوع طلاق توافقی همه چیز به توافق زن و شوهر بستگی دارد

۲٫در طلاق توافقی زن و شوهر متقاضی طلاق  هستند و با مراجعه به دادگاه خانواده توافق خود را در امور مختلف از قبیل :حضانت فرزند ،ملاقات فرزند ،نفقه ایام عده ، شیوه استدداد جهیزیه ،وصول مهریه و… را به دادگاه تقدیم می کنند ،محکمه ضمن تعین حق و حقوقه زوجه حکم به طلاق توافقی میدهد این حکم بمدت محدودی اعتبار داشته ضمنا زن در جهت اثبات عدم بارداری خود به پزشک جهت اخذ گواهی عدم بارداری معرفی می گردد

در صورت انصراف شما از طلاق توافقی

الف-اگر قبل از صدور گواهی عدم امکان سازش ،از طلاق توافقی منصرف شوید دادگاه حسب بند الف و ب ماده ۱۰۷ قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال و یا رد دادخواست را صادر می کند یعنی اینکه موضوع طلاق منتفی می شود .

ب-در صورتی که پس از صدور گواهی عدم امکان سازش از انجام طلاق منصرف شوید گواهی صادره قابلیت اجرا ء ندارد

طلاق توافقی به زبان عامیانه ،چگونه، مدت و شرایط آن

شماباید در هنگام اجرای صیغه طلاق توافقی ،کلیه حق و حقوق خود را اخذ نموده باشیدتا   پس از آن صیغه طلاق در حضور ۲ مرد عادل خوانده شود بعضاً رویت شده بعضی از افراد بجای اخذ وجه نقد در مورد مهریه چک های عادی اخذ نموده که بعداً با صرف هزینه های  زیاد و مدت طولانی وصول شده .

مدت زمان طلاق توافقی بستگی به شعبه ای دارد که پرونده به آن ارجاع می گردد ،ولی معمولا ا روز تا ۱ ماه طول می کشد

حتماً باید توجه داشته باشید قبل از اجرای صیغه طلاق جهیزیه خود راحتماً اخذ نموده باشید

-طلاق به جهت اعتیاد زوج 

طلاق به علت اعتیاد زوج

آیا زن می تواند به دلیل اعتیاد شوهربه مواد مخدر طلاق بگیرد

بله، زن درصورت اعتیاد شوهر به مواد مخدر میتواند ، از شوهرش طلاق بگیرد که در ذیل به شرح آن می پردازم

 

۱٫با استناد به شروط مندرج در عقدنامه :

در بند های مندرج در عقد نامه قید شده که اگر شوهر اعتیاد مضر به مواد مخدر داشته باشد زن وکیل و وکیل در توکیل است که  پس  ازاثبات اعتیاد شوهرش منوط به آنکه مضر باشد ،از شوهر طلاق بگیرد

 

۲٫با استناد به عسر و حرج :

مفهوم عسر و حرج : عسر و حرج وضعیتی است که ادامه زندگی را برای زن غیر قابل تحمل و توام با مشقت می نماید

بطور مثال مجموع ای از دلائلی از جمله  اعتیاد شوهر به مواد مخدر(  که در این نوع طلاق نیاز به اثبات مضر بودن اعتیاد نیست) ، تهمت های مکرر مرد ، بد رفتاری ،توهین وی و……

در این مورد زن برای آنکه بتواند از محکمه ، حکم طلاق خود را بگیرد ،باید مجموعه ای از شرایط و ادله را به محکمه ارائه نماید که موجب شده  زندگی برای زن غیر قابل تحمل است مثلا احکام عدم پرداخت نفقه ، شهود مبنی بر بد رفتاری زوج واستعلام از کمپ مبنی بر بستری کردن زوج برای ترک اعتیاد و…..

که مصادیق عسر و حرج تمثیلی است نه حصری   یعنی مصادیق عسر و حرج میتواند شامل موارد دیگری نیزشود ازجمله شک و بدگمانی زوج وتهمت زدن وضرب و جرح و…

طلاق به علت اعتیاد زوج

نکاتی در این باب ..

الف.منظور از اعتیاد به مواد مخدر شامل کلیه مواد مخدر وافیونی می شود و جنبه ای حصری ندارد مثل شیشه ،کراک ،تریاک

ب.اعتیاد رفتاری از جمله سادیستم و…شامل این  بند مندرج در عقدنامه نمی شود

ج.قاضی به منظور حصول  اثبات اعتیاد مضر زوج  ،وی  را به پزشک قانونی معرفی می کند

د.درصورتی که بخواهید با استناد به شروط مندرج در عقدنامه ،طلاق بگیرید الزاما  باید مضر بودن اعتیاد در محکمه اثبات شود  منظور از مضر بودن می تواند این باشد که اعتیاد وی بنحوی باشد که وی اسباب و اثاثیه را بمنظور استعمال مواد بفروش برساند و یا به بیماری مقاربتی مبتلا شود و یا سایر موارد

تشخیص مضر بودن اعتیاد با محکمه است

مضر بودن باید از جهت نوع مواد مخدر ( شیشه و….) و یا از جهت اینکه آن نوع اعتیاد با توجه به برای فرد خاصی مضر باشد بررسی گردد امکان دارد اعتیاد برای یک فرد مضر تشخیص داده شود و برای فرد دیگری مضر تشخیص داده نشود

چکیده مطالب

پس زن می تواند با استناد به اعتیاد شوهر طلاق بگیرد منوط به آنکه اعتیاد شوهر را اثبات کند حال اگر اعتیاد شوهر مضر باشد با استناد به شروط عقد نامه می تواند تقاضای طلاق کندو اگر مضر نباشد با استناد به عسر وحرج  می تواند تقاضای طلاق کند

بیشتر بدانیم

در صورت نیاز به مشاوره ویا وکیل با متخصص امور خانواده کلیک نمایید 

طلاق توافقی به زبان عامیانه ،چگونه، مدت و شرایط آن

حق سرقفلی

تفاوت سرقفلی با حق کسب و پیشه

حق سرقفلی و حق کسب و پیشه در عرف و بین مردم   ، معمولاً در کنار هم و بصورت یکجا به کار برده می شود ولی در حقیقت این دو، باهم تفاوت هایی ،به شرح ذیل دارنند  ( تفاوت سرقفلی با حق کسب و پیشه )

تفاوت سرقفلی با حق کسب و پیشه

حق سرقفلیحق کسب و پیشه
عنوان حق سرقفلی برای اولین بار در قانون روابط موجر و مستأجر مصوب۱۳۷۶ بکار برده شدهعنوان حق کسب و پیشه در قانون روابط موجر و مستأجر مصوب  ۱۳۵۶   بدون ذکر تعریف آن صرفا در ماده ۱۸ قانون مرقوم بکار برده شده

 

پس از پرداخت حق سرقفلی از ناحیه مستاجر ، به موجر ، حق سرقفلی برای مستاجرقطعا تثبیت می گردد در اثر فعالیت کسبی مستمر مستاجر و به مرور زمان حاصل می گردد

بعبارتی  اگر مستاجر فعالیتی نکندحق کسب و پیشه درملک برای وی  حاصل نمی گردد

حق سرقفلی قابل اسقاط و توقیف و ضمانت گذاشتن است.ولی حق کسب و پیشه قابل اسقاط و توقیف و ضمانت گذاشتن نیست  ، بطور مثال حق کسب و پیشه را نمی توان در ابتدای عقد اجاره از ناحیه طرفین عقد اجاره  اسقاط نمود  چرا که حقی که هنوز ایجاد نشده نمی توان اسقاط کرد ( اسقاط ما لم یجب)
       حق سرقفلی ولو با تخلف  مستأجر ساقط نمی شودولکن حق کسب و پیشه، بر اثر تخلف مستأجر به شرح مندرج در قانون روابط موجر و مستاجر مصوب  سال۵۶ ( تعدی و تفریط ، تغییر شغل و….)می توان ساقط نمود

 

حق سرقفلی  ولو بدون رضایت مالک یا مالکین  قابلیت انتقال به دیگران را دارد

 

 

 

ولکن انتقال حق کسب و پیشه منوط به رضایت مالک و یا مالکین  است و عدم اخذ رضایت مشارالیها ،  موجب تخلف مستاجر و النهایه تخلیه ملک می گردد.

 میزان و مبلغ حق سرقفلی توسط کارشناس ،براساس شرایط ذیل معین می گردد.

میزان ومبلغ حق سرقفلی پرداختی از ناحیه مستاجر  به موجر

موقعیت و شرایط ملک

کیفیت  بنا وتجهیزات  بکار برده شده در ملک

در صورت عدم توافق  موجرو مستاجر در تعین  میزان حق کسب و پیشه ، طبق نظریه کارشناس دادگاه میزان ارزش حق  سرقفلی قابل تخمین است

لازم به ذکر است کارشناس در صورت وجود حق سرقفلی علاوه بر حق کسب و پیشه ، قیمت بیشتری برای ملک در نظر می گیرد

میزان ومبلغ حق کسب و پیشه  توسط کارشناس براساس ….

نوع کسب و شغل مستاجر  وفعالیت تجاری

مدت عقد اجاره

میزان جذب مشتری

شهرت کسب و کار  مستاجر

 

در صورت عدم توافق  موجرو مستاجر در تعین  میزان حق کسب و پیشه ، طبق نظریه کارشناس دادگاه میزان ارزش حق کسب و پیشه قابل تخمین است .

 

 

تفاوت سرقفلی با حق کسب و پیشه

البته تفاوت ها دیگری هم به غیر از موارد مندرج در بالا وجود داشته که صرفا به ذکر تعدادی از موارد مهم آن بسنده نموده

نکته مهم در این باب

برابر ماده ۱۸ قانون روابط موجر و مستأجر مصوب  سال ۱۳۵۶، میزان حق کسب و پیشه و تجارت ، برمبنای اصول و ضوابط خاص از جمله  آیین نامه ی که  از طرف وزارتخانه ی دادگستری و سازمان مسکن و شهرسازی تهیه و به تصویب کمیسیون های مربوط مجلسین می رسد.تعین میگردد

مشاوره حقوقی مفهوم عقد وکالت(نحوه ابطال وکالت بلاعزل)

 عقدی است  که به موجب آن یکی از طرفین، طرف دیگر را برای انجام کارها و امور خود، نایب ووکیل خود می کند.

 وکالت بلاعزل در چه مواردی از بین می رود. ( نحوه ابطال وکالت بلا عزل )

مشاوره حقوقی نحوه ابطال وکالت بلاعزل

نحوه ابطال وکالت بلاعزل

از آنجاییکه عقد وکالت( وکالت بلاعزل) جزء عقود جایز محسوب می شود  با فوت و یا جنون  هر یک از طرفین عقد ( وکیل یا موکل)و یا استعفای وکیل  از بین می رود

  اما نمی توان در زمان حیات وکیل او را عزل نمود،مگر آنکه…  

آیا به وکیل که  وکالت بلاعزل داده شده ، می توان عزل نمود (نحوه ابطال وکالت بلاعزل)

بموجب  ماده ۶۷۹ قانون مدنی

کسی که به دیگری وکالت بلاعزل داده ، می تواند هر وقت بخواهد وکیل خود را عزل کند مگر آنکه وکالت وکیل یا عدم عزل وکیل در ضمن عقد وکالت شرط شده باشد( منظور وکالت بلاعزل )که در این حالت موکل دیگر حق عزل وکیل را از خود ساقط می نماید

 ولکن بلاعزل بودن وکالت مانع  از این نیست که خود موکل ( کسی که وکالت داده است ) شخصا  خود مورد وکالت را انجام دهد بنابراین با انتقال مورد وکالت توسط خودتان ، وکیل دیگر نمی تواند از آن وکالتنامه استفاده کند

بطور مثال :

شخص الف به شخص ب  وکالت بلاعزل در جهت خرید و فروش ملکی راداده  مشروط به آنکه  هیچ خرید و فروشی هم بین آنها محقق نشده باشد

 موکل(کسی که وکالت داده است)  ،میتواند خود شخصا مال مورد وکالت را به دیگری انتقال دهد مادامی که مال مورد وکالت به کسی انتقال داده نشده باشد   در غیر اینصورت امکان دارد به جهت ارتکاب جرم کیفری تحت تعقیب قرار گیرد

از همین رو بهتر است در  وکالتنامه های بلاعزل در امور جزیی اختیارات داده شود و نه امور کلی.

 عباراتی که در وکالتنامه ها موجب بلاعزل شدن آن می گردد بصورت مدت دار یا فاقد مدت است عبارتست از ..

موکل حق عزل وکیل مرقوم را ضمن عقد خارج لازم از خود  سلب وساقط نمود

 _ موکل حق عزل وکیل مرقوم را بمدت ( ۳سال ،۵۰ سال ،۹۹ سال ) را از خود سلب وساقط نمود.

 مشاوره حقوقی در باب (مفهوم حق انتقاع و اقسام حق انتفاع )

هدف از تاسیس حق انتفاع

مفهوم حق انتقاع و اقسام حق انتفاع

بعضی از اشخاص تمایل دارنند حق استفاده از منافع ملک یا املاک خود را بصورت دائم یا موقتا به دیگری واگذار نمایند( مثل حق انتفاع یا ارتفاق ) ، بدون آنکه بخواهند مالکیت قانونی  آن املاک  را به دیگری انتقال دهند در این صورت می توانند در چارچوب حق انتفاع حقی برای دیگران در نظر بگیرنند ( مفهوم حق انتقاع و اقسام حق انتفاع ) 

مشاوره حقوقی در باب حق ارتفاق

حق انتفاع

 ماده ۲۹ قانون مدنی بیان می دارد که..

ممکن است اشخاص نسبت به اموال علاقه های ذیل را دارا باشند:

  • مالکیت (اعم از عین یا منفعت) ۲- حق انتفاع ۳- حق ارتفاق به ملک غیر

تعریف قانون مدنی در باب حق انتفاع

واژه‌ی انتفاع از ریشه‌ی «نفع» گرفته شده و به معنای بهره و سود بردن است.

ماده ۴۰ قانون مدنی :

حق انتفاع عبارت از حقی است که به موجب آن شخص می تواند از مالی که عین آن ملک دیگری است ،یا مالک خاصی ندارد استفاده کند.

 

مفهوم حق انتفاع به زبان عامیانه  (  مفهوم حق انتقاع و اقسام حق انتفاع )

حقی که به موجب آن اشخاص می توانند  از  منافع مال یا  ملکی که متعلق  به  دیگران است استفاده نمایند

بطور مثال :

فردی مالک یک باغچه  است به دیگران  اجازه می دهد که از منافع و میوه های آن باغچه برای مدت کوتاهی استفاده کند .

و یا اینکه شخصی اجازه استفاده از  منزل شخصی خود را، برای مدت معین یا نامعین به  افراد فقیر بدهد

نکته :

در حق انتفاع، مال در مالکیت  مالک مال یا ملک  باقی می ماند و لکن  دارنده حق انتفاع حق استفاده و بهره برداری از منافع آن را دارد ، نه حق مالکیت بر آن را

طرفین حق انتفاع

  1. صاحب ملک یا مالِ موضوعِ انتفاع (مالک)
  2. کسی که حق انتفاع به او واگذار شده است (منتفِع)

مفهوم حق انتقاع و اقسام حق انتفاع

انواع حق انتفاع کدامند 

۱٫عمری   ۲٫رقبی      ۳٫سکنی      ۴٫ مطلق

۱-عمری :

ماده‌ی ۴۱ قانون مدنی بیان می دارد

حق عمری ،عقدی که  از طرف مالک برای شخصی به مدت عمر خود یا عمر منتفع و یا عمر شخص ثالثی برقرار شده باشد.»    در این نوع از حق انتفاع، این حق محدود  به مدت طول عمر مالک یا منتفع یا هر شخص معلوم ومشخصی است که  حق انتفاع واگذار می‌گردد و با فوت آن شخص قرارداد خودبه‌خود منتفی می شود

۲-رقبی:

ماده‌ی ۴۱ قانون مدنی: «رقبی حق انتفاعی است که از طرف مالک برای مدت معینی برقرار می‌گردد.»  در این قسم از حق انتفاع نیز مدت زمان اعتبار قرارداد، توسط مالک مال یا ملک تعیین می‌شود .

 

۳-سکنی:

طبق ماده‌ی ۴۳ قانون مدنی: «اگر حق انتفاع عبارت از سکونت در مسکنی باشد سکنی یا حق سکنی نامیده می‌شود و این حق ممکن است به طریق عمری یا به طریق رقبی برقرار شود.»

در این مورد نیازی به تعیین مدت زمان نیست و تا زمانی که مالک در قید حیات است یا از تصمیمِ خود مبنی بر انتقال حق انتفاع رجوع نکرده است، حق مزبور به سودِ منتفع پابرجاست.

 

 

۴٫مطلق:

طبق ماده‌ی ۴۴ قانون مدنی: «در صورتی‌که مالک برای حق انتفاع مدتی معین نکرده باشد حبس مطلق بوده و حق مزبور تا فوت مالک خواهد بود مگر اینکه مالک قبل از فوت خود رجوع کند.»        اگر مالک به صورت مطلق و بدون تعیین مدت، انتفاع از مال یا ملک خود را به دیگری واگذار نماید این نوع حق انتفاع را حبس مطلق می گویند  و تا زمان فوت مالک یا رجوع او، این قرارداد دارای اعتبار است.

 

بطور خلاصه :

اگر حق انتفاع جهت سکونت در مسکنی باشد آنرا «سکنی» گویند و اگر این حق برای مدت عمر مالک یا منتفع یا شخص ثالث قرار داده شد آنرا «عمری» و اگر برای مدت معینی برقرار شود آنرا «رقبی» و اگر برای این حق مدتی تعیین نشده باشد آنرا «مطلق» دانسته .

بیشتر بدانیم

-حق ارتفاق چیست 

 

 مشاوره حقوقی (فرق مبایعه نامه با قولنامه)

مفهوم لغوی مبایعه نامه
کلمه مبایعه نامه از دو قسمت مبایعه و نامه تشکیل شده است که در عرف رایج مردم ، فروش نامه نیز نامیده می شود .
مبایعه نامه همان قرارداد خرید و فروش یا بیع است(فرق مبایعه نامه با قولنامه )

الزام-به-اخذ-پایان-کار

فرق مبایعه نامه وقولنامه

بیع نیز در لغت، به معنای فروش است و وفق ماده ۳۳۸ قانون مدنی، بیع عبارتست از تملیک عین به عوض معلوم است

مفهوم عامیانه مبایعه نامه :
نوشته ای و یا سندی است که فیمابین دو یا چند نفر مالی ،تنظیم ورد و بدل میشود که هر قرارداد مبایعه نامه از ۲ طرف تشکیل شده است ۱٫ فروشنده ۲٫ خریدار
قرارداد مبایعه نامه به ۲ شیوه تنظیم می گردد
۱٫ عادی
۲٫ رسمی

-نکته
عموم جامعه ،بدون آنکه مفهوم واژ ه قولنامه و مبایعه نامه را بدانند ، این دو کلمه را در کنار هم بکار برده می برنند و لکن در حقیقت این دو واژه در قانون دارای تعاریف و مفاهیم جداگانه ای می باشد

فرق مبایعه نامه با قولنامه

مبایعه نامه قولنامه
مفهوم لغوی آن ،خرید و فروش میباشد ( اصطلاح بیع نامه نامیده می شود) مفهوم لغوی آن قول و عهد و پیمان میباشد بعبارتی وعده ی قرارداد است
بعنوان قرارداد اصلی محسوب میشود بعنوان پیش قراردادمحسوب میشود
به محض انعقاد قرارداد بیع، انتقال مالکیت نیز صورت می گیرد طرفین قصد انعقاد معامله ( فروش ) را در آینده در زمان مقرر با مبلغ معینی را دارنند تا کار مقدمات برای انتقال سند فراهم شده

چکید:
پس نتیجه می گیریم بین مبایعه نامه و قولنامه تفاوت های بسیار زیادی وجود دارد ،در مبایعه نامه بیع قطعی است ودر قولنامه حالت پیش قرارداد دارد پس سعی نماید در هنگام تنظیم قرارداد به کلمات و عبارتی که در آن بکار برده میشود توجه کنید

بیشتر بدانیم …

-قرارداد مشارکت در ساخت 

-پیش فروش
در پایان از حسن توجه و دقت شما متشکرم

قولنامه چیست ؟تفاوت آن با مبایعه نامه /میزان اعتبار ،آثار ،نحوه تنظیم آن ونمونه -کاملا کاربردی

چگونه مبایعه نامه فوق العاده وهوشمندانه بنویسم ( ۵ نکته کلیدی)،کاملا کاربردی

عقد بیع یکی از رایج ترین عقودی است که در بین عموم جامعه،رواج داشته که در قالب قرارداد های از جمله  مبایعه نامه و یا قولنامه و…ظهور پیدا می نماید ، علم و آگاهی نسبت به قوانین عقد بیع ، بقدری حایز اهمیت است ، که در حقوق اسلام  به عقد بیع ، ام العقود نیز می گویند

حال در ذیل به بررسی پاره ای از شرایطی که در هنگام تنظیم  قرارداد ها ( مبایعه نامه و…)  میبایست رعایت نمایید می پردازیم

۱٫احراز هویت متعاملین

در قسمت مربوط به مشخصات طرفین معامله میبایست ، ضمن بررسی و رویت  اصل مدارک هویتی طرفین ( کارت ملی و شناسنامه ) مشخصات کامل آنها ( اعم از فروشنده و خریدار) با ذکر شماره ملی و شناسنامه در قسمت مشخصات طرفین قید گردد

ضمناکپی مدارک هویتی طرفین (به امضاء مالک آن مدرک برسد )نیز ،اخذ نمایید

چگونه مبایعه نامه فوق العاده وهوشمندانه بنویسم ( 5 نکته کلیدی)،کاملا کاربردی

چگونه مبایعه نامه فوق العاده وهوشمندانه بنویسم ( ۵ نکته کلیدی)،کاملا کاربردی

این مطالب را از دست ندهید 

فرق مبایعه نامه با قولنامه ؟

مفهوم مبایعه نامه ،میزان اعتبار مبایعه نامه ؟

نحوه تنظیم سندچگونه است ؟

 جهت مشاوره رایگان با وکلای متخصص در زمینه قراردادها کلیک کنید

۲.بررسی سمت طرفین معامله

هر یک از طرفین معامله امکان دارد مالک (اصیل )باشند و یا اینکه قائم مقام مالک ( ولی قهری ، قیم ، وصی ) باشد

در صورتی که فروشنده مالک باشد می بایست ضمن بررسی سند مالکیت وی ،  مالکیت وی ومیزان سهام ودانگ وی مشخص گردد

و در سایر موارد اگر…..

الف. وکیل مالک است ،ضمن بررسی وکالتنامه از حیث اینکه ۱٫ آیا وکیل  حق فروش  و واگذاری ملک موصوف را دارد ۲٫حق اسقاط کافه خیارات دارد ۳٫حق اخذ ثمن دارد ۴٫ اگر وکالتنامه منتقل شده حق وکیل در توکیل وجود دارد ۵٫ آیا وکالتنامه بلاعزل است یا خیر ( ضمن عقد خارج لازم حق عدم عزل وکیل شرط شده یا خیر )

  1. ضمن عقد خارج لازم حق ضم وکیل به خریدار شرط شده و وکیل مستقلا حق ندارد ،مورد وکالت واگذار نماید

که پس از  احراز شرایط بالا  که میبایست وکیل آن اختیارات را داشته باشد النهایه میبایست ، مشخصات کامل  وکیل با ذکر شماره وکالتنامه و….در مبایعه نامه قید گردد

ب. ورثه است اگر فروشنده ورثه است ،ضمن اخذ گواهی حصر وراثت ، کپی  برابر با اصل آن  اخذ گردد

ب. فروشنده ولی قهری ( پدر و یا جد پدری ) است باید در تاریخ امضای مبایعه نامه ، دقت شود فرزند صغیر کبیر نشده باشد ( ۱۸ سال تمام )

ج.قیم،بررسی شود در قیم نامه حق فروش قیم  با نظارت و تصویب مقامات قضایی  وجود دارد یا به  قیم نامه اختیارات به طور مطلق قید شده که در فرض اولیه نباید بدون اجازه و تصویب مقام قضایی ملک را خرید  

د. وصی،بررسی شود وصی  حق فروش با نظارت و تصویب مقامات قضایی  را دارد یا اختیارات طور مطلق قید شده  که در فرض  اول نمی بایست با وصی  وارد فاز معامله شوید

چگونه مبایعه نامه فوق العاده وهوشمندانه بنویسم ( ۵ نکته کلیدی)،کاملا کاربردی

۲٫بررسی اهلیت قانونی فروشنده و سایر شرایط   در مبایعه نامه

۱٫بررسی گردد آیا طرفین معامله بالغ  ( ۱۸ سال تمام ) و عاقل ( مجنون نباشد ) هستند و یا خیر

۳٫از جهت قوانین و مقرارت قانونی ممنوع المامله و ورشکسته به تقلب و تقصیر و…. نباشد

۴٫فراری از خدمت  نظام وظیفه شد ( در این صورت سند  بصورت رسمی بنام شما نمی شود و لکن تنظیم قرارداد بصورت عادی فاقد اشکال است  )

۳.درج قیمت مورد معامله( مبایعه نامه )

بمنظور جلوگیری از اختلاف بهتر است مبلغ مورد معامله  هم به حروف و هم به  عدد قید گردد

بهتر است ثمن معامله را بصورت نقدی و یا چک تضمینی اخذ گردد چرا که مطالبه و وصول  چک عادی ،در صورت عدم تامین وجه از ناحیه خریدار،  با مشقات فراوانی همراه خواهد بود

چگونه مبایعه نامه فوق العاده وهوشمندانه بنویسم ( ۵ نکته کلیدی)،کاملا کاربردی

۴.درج مشخصات وشرایط ملک( مبایعه نامه )

الف. در مبایعه نامه میزان دانگ و سهم مالک یا مالکین ،قید گردد و اینکه  اگر مورد معامله بصورت زمین / باغچه /باغ می باشد این موارد نیز درج گردد

ب.ذکر شماره پلاک ثبتی فرعی /اصلی /شماره قطعه/بخش منظقه ثبتی ضروری می باشد

ج.آدرس دقیق مورد معامله ،قید گردد

ه.درج دقیق میزان مساحت کل ملک و زیر بناء  و اینکه آیا  انباری و یارکینگ دارد یا خیر قید گردد

ه. آیا ملک دررهن است یا خیر ،آیا کسی حق ارتفاق و انتفاع در ملک دارد یا خیر ،آیا ملک وقف است نیز مشخص گردد

۵٫٫درج شماره دفترخانه ونشانی  روز و ساعات معینی جهت تنظیم سند ضروری است

چگونه مبایعه نامه فوق العاده وهوشمندانه بنویسم ( ۵ نکته کلیدی)،کاملا کاربردی

۵٫تحویل ملک ( مبایعه نامه )

تاریخ دقیق تحویل ملک ( روز ، ماه ، سال) مشخص گردد ، در صورت تحویل ملک ، برای تحویل آن صورتجلسه تحویل تنظیم گرددضمنا در صورت عدم تحویل ، با دادن دادخواست تامین دلیل با جلب نظر کارشناس مراتب عدم تحویل را گواهی نمایید

زمان تنظیم سند

ضمن تعین تاریخ حضور در دفترخانه ( روز و ماه و سال ) و قید شماره وآدرس دفترخانه ،برای عدم حضور هر یک از طرفین در دفترخانه ، خسارت تعین گردد  و اینکه قید گردد این خسارت بدل از اصل تعهد نیست

این مطلب را از دست ندهید 

-شرط داوری در قرارداد ها ( مبایعه نامه ) 

 

 

راههای طلاق فوری و ضرب الاجلی،مراحل ومدارک،کاملا کاربردی

راههای طلاق فوری و ضرب الاجلی،مراحل ومدارک،کاملا کاربردی

وکیل طلاق

خانواده، از ارکان اصلی تشکیل هر اجتماعی واضح و مبرهن است که  از هم گسیختگی این نهاد، جامعه  را در معرض آسیب های جدی قرار می دهد  متأسفانه امروزه ما با گسترش روزافزون پدیده ی طلاق، در جامعه ی خود مواجه هستیم  در ذیل به ذکر پاره ای از دلائل طلاق می پردازم …..

  1. عدم شناخت کافی زوجین نسبت به یکدیگر
  2. مشکلات اقتصادی
  3. فقدان مهارت کلامی

مشاوره طلاق

این مطالب را از دست ندهید

طلاق به جهت اعتیاد زوج

طلاق و انواع آن

طلاق توافقی چیست؟

نظر مشاوره طلاق ( تعریف طلاق)

فرق طلاق وفسخ نکاح 

 

جهت مشاوره حقوقی با وکیل متخصص در امور خانواده کلیک کنید

مفهوم لغوی طلاق : گشودن،ترک کردن و رهاکردن است.

مفهوم حقوقی طلاق:  انحلال و برهم زدن عقد دائم از سوی مرد و یا نماینده ی قانونی وی

نحوه طلاق از ناحیه زوج ( مرد)

۱٫برابر ماده ی ۱۱۳۳ قانون مدنی، قانونگذار به مرد اجازه داده که هرموقع بخواهد زن خود را طلاق بدهد ولو بدون دلیل ،مشروط به اینکه تکلیف زوجه ( زن )را از حیث حق و حقوق زوجه از جمله مهریه، نفقه، اجرت المثل و تنصیف دارایی را روشن نماید

متأسفانه ،بعضا مردان ،وجود این  حق را مستمسکی در جهت تحت فشار قراردادن زنان قرار می دهند

مرد نمی تواند بدون اخذ حکم از دادگاه و رعایت تشریفات قانونی، زن خود را طلاق  دهد.

مرد به منظور طلاق دادن همسر خود، باید ضمن همراه داشتن اصول اسناد خود، از جمله شناسنامه،کارت ملی، عقدنامه و یا رونوشت عقدنامه ،به یکی از دفاتر خدمات الکترونیک قضایی در نزدیکی محل کار و یا زندگی خود،مراجعه نموده و متعاقبا ضمن تکمیل نمودن دادخواست طلاق خود، منتظر ارسال پیامک از ناحیه ی دادگاه خانواده باشید النهایه دادگاه خانواده پس از تشکیل پرونده وتعین وقت رسیدگی، نسبت به تعین تکلیف وضعیت زن از حیث  حق و حقوق زن اقدام می نماید

سوال از مشاوره طلاق ،آیا حکم طلاق قابل اعتراض است

پس از صدور حکم طلاق، زن، حق اعتراض در دو مرحله ی۱٫ تجدیدنظرخواهی ۲٫ فرجام خواهی در دیوانعالی کشور،را دارد

مدت اجرای صیغه طلاق

پس از آنکه حکم طلاق قطعی؛ مرد می بایست ظرف مدت ۳ ماه، طلاق را در دفترخانه ی طلاق اجرا نماید و صیغه ی طلاق خوانده شوددر غیر اینصورت طلاق منتقی می شود

لازم به ذکر است که صیغه ی طلاق، می بایست به زبان عربی و در حضور دو نفر مرد عادل، جاری گردد.

راههای طلاق فوری و ضرب الاجلی،مراحل ومدارک،کاملا کاربردی

سوال از مشاوره طلاق :

 آیا مرد می تواند مهریه وسایر حقوق زن را تقسیط نماید؟

اگر مرد به جهت نداشتن مال و اموال، قادر به پرداخت حق و حقوق زن ،اعم از مهریه و نفقه نباشد؛ می تواند از دادگاه ،درخواست تقسیط آنرا بنماید

و در صورتی که دادخواست تقسیط بدهد؛ مهلتی که برای رسیدگی به اعسار در نظرگرفته می شود؛ جزو مهلت اجرای طلاق (منظور،مهلت ۳ ماهه ی مندرج در بالا) ،محسوب می گردد.

این مطالب را از دست ند

راههای طلاق فوری و ضرب الاجلی،مراحل ومدارک،کاملا کاربردی

مشاور طلاق

وکیل طلاق

نکاتی در باب مشاوره طلاق ……………

۱٫طلاق، مخصوص عقد دائم است و در عقد موقت (نکاح منقطع یا متعه) ،

ما چیزی به عنوان طلاق نداریم و زن یا مردی که با صیغه ی موقت، به عقد یکدیگر درامده اند؛ در صورتی زن می تواند از قید زوجیت شوهر موقت خود خارج شود که یا شوهر،الباقی مدت عقد موقت خود را بذل نماید (بخشش نماید)

و یا زن، به جهت عسروحرج (شرایطی که زندگی برای زن،سخت و غیرقابل تحمل شده) ؛تقاضای الزام شوهر به بذل بقیه ی عقد موقت خود را از محکمه بخواهد.

 

۲٫طلاق، از جمله احکام اعلامی است یعنی نیاز به صدور اجرائیه ی طلاق نیست و به صرف ارسال حکم طلاق و گواهی قطعیت آن، از ناحیه ی مدیر دفتر دادگاه به سردفتر، حکم طلاق اجرا می گردد.

 

۳٫طلاق دهنده، می بایست درهنگام تقدیم دادخواست طلاق، عاقل باشد.

بنابراین، مجنون دائمی ،نمی تواند در حالت جنون، زن خود را طلاق دهد و از طرفی ، کسی که مجنون ادواری است (یعنی گاهی مجنون و گاهی عاقل می شود) ، درحال جنون نمی تواند همسر خود را طلاق دهد

 

  1. طلاق دهنده، باید از روی اختیار و اراده ی کامل، دادخواست طلاق بدهد و همسر خود را مطلقه بنماید.

بنابراین، کسی که با زور و اجبار، مجبور به طلاق همسر خود شده؛ می تواند تقاضای ابطال طلاق نامه را از محکمه بخواهد.

 

و هم چنین، زن که می خواهد مطلقه شود؛ نباید در طهر مواقعه باشد.

( طهر، مدتی است بین دو عادت زنانگی و اقل مدت آن، ده روز است.)

لذا مرد نمی تواند زن خود را در مدت طهری که با او نزدیکی کرده طلاق دهد.

مشاوره حقوقی چک

مشاوره حقوقی در باب قانون چک

موضوع .دستور عدم پرداخت وجه چک

مشاوره حقوقی قانون چک

قانون چک

ماده ۱۴ قانون چک

صادره کننده چک یا ذینفع یا قائم مقام قانونی آنها با تصریح به این که چک ،مفقود یا سرقت یا جعل شده و یا از طریق کلاهبرداری ،خیانت در امانت یا جرائم دیگری تحصیل گردیده ؛ برابر ماده ۱۴ قانون چک میتواند کتباً دستور عدم پرداخت وجه چک را به بانک بدهد.

بانک پس از احراز هویت دستور دهنده ،از پرداخت وجه آن خودداری خواهد کرد و در صورت ارائه چک ، بانک گواهی عدم پرداخت را با ذکر علت اعلام شده ،       صادر و تسلیم می نماید.

حسب  ماده ۱۴ قانون چک ،صادر کننده /دارنده ویا ذینفع چک ، می توانند در موارد ذیل ،دستور عدم پرداخت وجه چک را به بانک بدهند .

۱-در صورت مفقودی چک

۲-سرقت چک

۳-جعل چک

۴-در صورتی که چک دراثرکلاهبرداری تحصیل شود.

۵-اگر چک در اثر خیانت در امانت کسب شود.

۶- اگر چک در جریان جرائم دیگری بدست آید.

قانون چک (نحوه ارائه در خواست  عدم پرداخت به بانک)

موضوع :درخواست عدم پرداخت وجه چک

ریاست محترم بانک………….

اینجانب…………………فرزند ……………دارنده حساب جاری شماره……………..به استحضار میرساند

نظر به مفقودی و یا سرقت و……. چک شماره ………….. بانک…………صورت گرفته در راستای اعمال ماده ۱۴ قانون صدور چک، خواستار عدم پرداخت وجه چک به مدت میباشم.

محل امضاء

نکته۱

دارنده و یا ذینفع چک ،می بایست ظرف مدت یک هفته از تاریخ دستور عدم پرداخت به بانک ،از بابت جرم کیفری حاصله از چک (خیانت در امانت و یا کلاهبردای و یا.. ) شکایت خود را به دادسرا تقدیم نموده و سپس گواهی شکایت خود را به بانک مربوط تسلیم نماید

در غیر اینصورت ،پس از انقضای مهلت یک هفته ای ، به تقاضای دارنده ی ویا ذینفع چک ،وجه آن به وی  پرداخت میگردد

نکته ۲

دستور عدم پرداخت موضوع ماده ۱۴ قانون چک ،صرفاً در مواردی است که چک ،بواسطه ی جرم کیفری تحصیل شده باشد و شامل موارد ..

اختلاف حساب / اختلاف در مفاد و شرایط قرارداد نمی گردد بدین نحو که…

اگر شما ،دارنده و یا ذینفع چک را ،به هر دلیلی محق به دریافت وجه  چک نمی دانید نمی تواند جلوی چک را با استناد به این ماده بگیرید

چرا که خلف وعده و یا عدم انجام تعهد از ناحیه دیگران،مثل جرائم مندرج در  بالا ،جرم کیفری محسوب نمی شود و صرفاً تخلف مدنی محسوب میشود و صرفا” میتوان با استناد به ماده ۱۴ قانون صدور چک دستور عدم پرداخت  وجه چک را به بانک داد

 

نکته:

درموارد اختلاف حساب و یا اختلاف در معامله ، نمی توانید

دستور عدم پرداخت به بانک بدهید و یا به اصطلاح ، جلوی چکتان را بگیرید.

 

چکیده مطالب قانون چک

پس نتیجه می گیرم که صادره کننده چک یا ذینفع یا قائم مقام قانونی آنها با تصریح به این که چک ،مفقود یا سرقت یا جعل شده و یا از طریق کلاهبرداری ،خیانت در امانت یا جرائم دیگری تحصیل گردیده ؛میتواند کتباً دستور عدم پرداخت وجه چک را به بانک بدهد. که این موارد نیز تمثیلی میباشد یعنی به استناد جرائم کیفری دیگر نیز می توان جلوی پرداخت چک را گرفت

 

اصولا قوانین مربوط به چک جزء قوانین بسیار خاص و پیچیده ای بوده که با آگاهی از قوانین  چک می توانید جلوی بسیاری از خسارات  وارده را  به خود بگیرد ،بنظر بنده قبل از ورود به اینگونه دعاوی  ضمن اخذ مشاوره حقوقی با وکیل یا وکلای  دادگستری مجرب  ، روند رسیدگی در پرونده تان را تغییر دهید پس حتما با وکیل مشاوره نماید

 

الف. استنادات قانونی مشاوره حقوقی( در باب تجویز انتقال منافع  )

مشاوره حقوقی بیان می داردکه ..

برابر ماده ۱۸ و۱۹ قانون روابط موجر و مستاجر مصوب سال۱۳۵۶

قانونگذار برای مستاجرین  دارنده حق کسب وپیشه امتیازی قائل شده مبنی بر اینکه..

اگر درمتن قرارداد اجاره، حق انتقال  مورد اجاره به غیر، قید  نشده باشد وبعدا نیز مالک نیز رضایت بر انتقال آن نداشته باشد ،میتواند اجازه انتقال مورد اجاره را در چارچوب دادخواست تجویز انتقال منافع از محکمه در خواست نمایند

متاسفانه غالبا رویت نموده ام ، مستاجرین  از وجود چنین حقی اصلاع نداشته و با انتقال مورد اجاره (بدون اجازه مالک )به غیر  ، موجب ورود خسارات فراوان به خود گردیده اند وجود یه وکیل و یا مشاورحقوقی در این باب می تواند برایتان بسیار راهگشا باشد    که در ذیل به شرح و بسط آن می پردازم

تجویز انتقال منافع

ب.نظر مشاوره حقوقی در باب حق انتقال  مستاجربه غیر   

در قرارداد های اجاره مشمول قانون روابط موجر و مستاجر سال ۵۶ در خصوص حق مستاجر بر انتقال مورد اجاره به غیر دو حالت متصور است

حالت اول:موجر به مستاجر در متن قرارداد اجازه،اجازه  انتقال به غیر داده باشد

در این باب بحثی نیست چرا که مستاجر می تواند با همان شرایط سابق مندرج  در عقد اجاره   مال مورد اجاره را ، برای  همان شغل ، یا شغل مشابه انتقال به غیر دهد ، در غیر اینصورت مالک می تواند با پرداخت نصف حق کسب و پیشه مستاجر را از ملک تخلیه نماید

حالت دوم : به مستاجر در متن قرارداد اجاره ،اجازه انتقال به غیر داده نشده

که در این حالت  مستاجر می تواند با تقدیم دادخواست تجویز انتقال منافع به دادگاه ، مجوز انتقال مورد اجاره به غیر را بگیرد

ج. نظر مشاوره حقوقی در باب شرایط دعوی تجویز انتقال منافع به غیر

دادخواست تجویز انتقال منافع به غیر ، با توجه به تعداد مستاجرین نیز حالت های مختلف پیدا می کند  

 ۱٫مستاجر ملک یک نفر باشند

که در این باب بحثی پیش نمی آید و مستاجر می تواند دادخواست تجویز انتقال منافع را به طرفیت مالک بدهد

۲٫مستاجرین ملک چند نفر باشند ( مشاعی )

بعضی موافق تقدیم دادخواست تجویز انتقال منافع باشند و بعضی هامخالف انتقال  مورد اجاره به غیر باشند، که در این مورد بر حسب اینکه ملک قابل افراز باشد یا نباشد حالت های مختلف پیدا می کند

الف. اگر ملک قابل افراز باشد ( قابل جدا و تفکیک سازی باشد )

هر یک از مستاجرین می توانند سهم خود را افراز و جدا سازی کنند و سپس دادخواست تجویز انتقال منافع  مورد اجاره را به غیر  بدهند

ب. اگر ملک قابل افراز نباشد

که در این مورددر خصوص حق انتقال مستاجرین در محاکم دو رویه متفاوت وجود دارد

۱٫بعضی قضات  قائل به این هستند که می توان دادخواست تجویز انتقال منافع مورد اجاره را بطرفیت مالک و سایر مستاجرین مشاعی مورد اجاره را داد

  1. برخی قضات قائل به این هستند که پذیرش دادخواست تجویز انتقال منافع مورد اجاره ، منوط به درخواست وپذیرش همگی مستاجرین است بعبارتی اگر ملکی ۵ نفر مستاجر داشته باشد با درخواست یک نفر اصلا نمی توان دادخواست تجویز انتقال منافع مورد اجازه را از طریق محکمه خواست

د .نظر مشاوره حقوقی در باب ..

راهکار عملی بر اخذ حکم تجویز انتقال منافع از محکمه

  1. بدوا مستاجر میبایست با ارسال اظهارنامه از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی ، مالک را از قصد خود مبنی بر انتقال مورد اجاره به غیر ،مطلع نماید
  2. سپس مبادرت به تقدیم دادخواست تحویز انتقال منافع بطرفیت مالک در دادگاه عمومی محل وقوع ملک نماید

 

  1. پس از حضور طرفین دعوی در در جلسه رسیدگی ۲ حالت پیش می آید

 

الف. موجر حاضر به پرداخت حق کسب و پیشه مستاجر باشد

در این مورد دادگاه ضمن ارجاع مراتب به کارشناس رسمی دادگستری  و تعین میزان حق کسب و پیشه ،حکم به تخلیه ملک مورد اجاره را  می دهد

واینکه موجر موظف است ظرف مدت ۳ ماه از تاریخ ابلاغ حکم قطعی دادگاه ،حق کسب و پیشه مستاجر را پرداخت کند

و اینکه  متعاقبا مستاجر موظف است ظرف مهلت ۶ ماه از تاریخ انقضای مهلت ۳ ماه، در صورت عدم پرداخت حق کسب و پیشه  از ناحیه  مالک ،به هر کسی میخواهد (برابر شرایط مندرج در قرارداد  اجاره نامه سابق ) ملک مورد اجاره را به غیر انتقال دهد ، در غیر اینصورت  مجوز انتقال مستاجر ، ملغی می شود

ب. موجر حاضر به پرداخت حق کسب و پیشه مستاجر نباشد

که در این صورت مستاجر می تواند پس از صدور حکم  قطعی دادگاه ،منافع مورد اجاره را به غیر انتقال دهد

نکاتی در باب تجویز انتقال منافع از نظر مشاوره حقوقی ..

حکم تجویز انتقال منافع ،نیاز به در خواست صدور اجراییه ندارد چرا که این نوع احکام  جنبه اعلامی دارد نه اجرایی

با توجه به اینکه قوانین مرتبط با حق کسب و پیشه و سرقفلی ،بسیار پیچیده و خاص بوده ، قبل  از اقامه  و طرح اینگونه دعاوی  ، نظر وکیل پایه دادگستری ویا وکیل حقوقی و یا مشاوره حقوقی ملکی را در این زمینه جویا شوید

حق ارتفاق       

ماده ۹۴ قانون مدنی بیان می دارد

صاحبان املاک می‌توانند در ملک خود هر حقی را که بخواهند نسبت به دیگری قرار دهند( مثل حق ارتفاق و یا انتفاع )  در این صورت، کیفیت استحقاق، تابع قرارداد و عقدی است که مطابق آن، حق داده شده است. حسب ماده فوق  قانونگذار به اشخاص اجازه داده از ملک خود هر حقی که بخواهند به دیگری واگذار نمایند.

مشاوره حقوقی در باب حق ارتفاق

حق ارتفاق

مفهوم لغوی :

ارتفاق در لغت به معنای تکیه دادن بر آرنج، از چیزی یاری گرفتن در رفاقت کردن است.

مفهوم  حقوقی:

حقی است  در ملک و یا مال فرد دیگری  ،بمنظور کمال استفاده از ملک خود،  ،و از آثار مالکیت است.

مفهوم  از نظر قانون مدنی

ماده ۹۳ قانونی مدنی بیان می دارد

 حق ارتفاق، حقی است برای شخص، در ملک دیگری.

بطور مثال :  حق عبور ومرور ، یا حق داشتن ناودان  یا  درب و روزنه در ملک دیگری.

بعبارتی دیگر  هر گاه بمنظور رفتن درملک خود ،نیاز به عبور وتردد از ملک همسایه داشته باشید ،این حق  رفت و آمد در ملک دیگری را حق ارتفاق می گویند.

در باب ویژ گی های حق ارتقاق

  • حق ارتفاق مختص به ملک است ونمی توان آن را بصورت جداگانه ، به دیگری فروخت و یا واگذار نمود
  • حق ارتفاق یک حق کاملا  دائمی  ومستمر  است مگر اینکه بین مالک و دارنده حق ارتفاق به نحو دیگری توافق شده باشد مثلا حق ارتفاق محدود به زمان خاصی شود
  • حق ارتفاق  امکان دارد بر  اساس الف . توافق  بین صاحب دو ملک بر ایجاد حق ارتفاق ب.یا بطور طبیعی وقانونی ایجاد گردد بطور مثال  ماده ۹۶ و ۳۹ قانون مدنی
  • اگر ملکی بین چند نفر مشاعی ،دارای حق ارتفاق، تقسیم گردد ،حق ارتفاق مابین آنها قابل تقسیم نمی باشد و همگی آنها  به تساوی حق استفاده از  حق  را دارنند
  • اگر  مالکی به  شما ، اذن استفاده از چیزی را به شما بدهد ، این اذن ایجاد حق ارتفاق برای شما نمی نماید
  • مثلا به شما بگوید یکبار حق تردد از ملک او را دارید  بعبارتی اذن استفاده قابل رجوع است و لکن حق ارتفاق  قابل رجوع نیست –این حق   به ورثه منتقل می شود ولکن اذن به ورثه  منتقل نمی شود –حق قابلیت انتقال به دیگران دارد و لکن اذن ندارد .

منشاء ایجاد حق ارتقاق

حق ارتفاق به دو صورت ایجاد می‌شود یا  منشاء قراردادی است یا منشاء قانونی وطبیعی دارد

 

الف.قراردادی

مالک دو ملک با یگدیگر توافق می کنند که یکی از آنها در ملک دیگری  حق ارتفاق داشته باشد

بطور مثال مجرای آب یا فاضلاب یا راه عبور و مرور در ملک دیگری داشته باشد

حسب قانون این توافق دارای اعتبار قانونی دائمی  می باشد مگر توافق محدودبه زمان  خاصی شود  .

لازم به ذکر است  طرفین حق ارتفاق می توانند توافق کنند در قبال آن وجه یا چیزی پرداخت شود یا خیر ( بعبارتی معوض باشد یا نه )

 

ب. قانونی و طبیعی

در یعضی موارد قانونگذار به طور طبیعی برای مردم حق ارتفاق در نظر گرفته

بطور مثال ماده ۹۵ قانون مدنی

که قانونگذار  به جهت  وضعیت طبیعی دو ملک برای آن املاک حق ارتفاق در نظر گرفته

در زمین های کشاورزی که مجرای آب زمین پایین دستی ،از زمین بالا دستی می گذرد برای زمین پایین دستی حق ارتفاق ( عبور و مرور به منظور دست یافتن به نهر ) درنظر گرفته

 

 

 

پاره ای از تفاوت های  حق ارتفاق و حق انتفاع

-حق ارتفاق قائم به ملک است و میبایست بین دو ملک غیر منقول برقرار شود و لکن حق انتفاع قائم به شخص می باشد .

-حق ارتفاق نسبت به مال غیر منقول (زمین یا خانه)  مستقر می شود و لکن حق انتفاع می تواند نسبت به مال منقول ویا  غیر منقول  برقرار شود