کاربرد واژه کلاهبرداری در عرف و قانون متفاوت است، در این راستا به اختصار این جرم بررسی می شود.

در تعریف کلاهبرداری می توان گفت : کلاهبرداری عبارت است از بردن مال دیگری از طریق توسل توام با سوء­نیت به وسایل یا عملیات متقلبانه

جرم کلاهبرداری در وضعیت مختلفی قابل تحقق است :

۱-شروع به کلاهبرداری    ۲-کلاهبرداری ساده              ۳-کلاهبرداری مشدد             ۴-در حکم کلاهبرداری

به  علاوه مشارکت و معاونت در جرم کلاهبرداری نیز دارای مجازات می باشد.

در مواردی مانند:

 ۱- اتخاذ عنوان یا سمتِ ماموریت از طرف سازمان­ها و موسسات دولتی یا وابسته به …

۲-استفاده از تبلیغ عامه از طریق وسایل ارتباط جمعی از قبیل رادیو، تلویزیون ….

 ۳- مرتکب از کارکنان دولت یا موسسات و سازمان­های دولتی یا …. باشد.

 

فروش مال غیر یکی از قالب‌های متقلبانه تعدی و تجاوز به حق مالکیت و اموال محسوب می‌شود. عمل مرتکب در این جرم عبارت از انتقال حقوقی مال متعلق به غیر است، که این عمل در قالب معامله‌ موجب انتقال عین یا منفعت می‌شود. در نتیجه بر حسب اینکه مرتکب جرم، انتقال‌دهنده یا انتقال‌گیرنده باشد، می‌توان از وی به عنوان معامل یا متعامل یاد کرد و بنابراین شاید عناوین مختلف حقوقی نظیر بایع، مشتری، موجر، مستاجر، مصالح و متصالح را به خود بگیرد.

جرم انتقال مال غیر، جرمی مقید است که نتیجه آن به صورت ایراد ضرر مالی به غیر جلوه‌گر می‌شود..

در این جرم، انتقال‌دهنده بدون آن که مالک مال یا دارای مجوز قانونی برای انتقال مال باشد، بر خلاف واقع و به نحو متقلبانه خود را مالک یا دارای اختیار قانونی معرفی کرده و با قصد اضرار، به انتقال مال غیر اقدام می‌کند.
در حقیقت، جرم انتقال مال غير يكي از صور خاص كلاهبرداري است و در طبقه‌بندي جرايم بر حسب موضوع جزو جرايم عليه اموال به شمار مي‌آيد؛ هرچند انتقال مال غیر، شامل مال منقول و غیرمنقول می‌شود مهمترین نوع آن در مواردی است که مال مورد نظر، ملک است.

مجازات فروش مال غیر

قانونگذار در ماده یک قانون مجازات راجع به انتقال مال غیر می‌گوید: کسی که مال غیر را با علم به اینکه مال غیر است به نحوی از انحا عیناً یا منفعتاً بدون مجوز قانونی به دیگری منتقل کند، کلاهبردار‌ محسوب می‌شود
مجازات این جرم عبارت از حبس از يک تا هفت سال و پرداخت جزاي نقدي معادل مالي که اخذ شده و رد مال، به صاحب آن است و اگر مرتکب از کارکنان دولت باشد به انفصال ابد از خدمات دولتي نيز محکوم خواهد شد. قانونگذار انتقال‌گیرنده‌ای را که در حین معامله عالم به عدم مالکیت انتقال‌دهنده باشد، نیز معاون جرم می‌داند.

مرجع صالح برای رسیدگی

اصولاً دادسرای عمومی و انقلاب، مرجع صالح برای تعقیب مرتکبان این جرم است و باید به دادسرایی شکایت کرد که جرم فروش یا انتقال مال غیر در حوزه آن واقع شده است؛..

دعاوی مالی و غیر مالی را بشناسیم

گاهی پیش می آید بعضی از محاکم به خصوص محاکم نخستین و بدوی در تشخیص دعوا از نوع مالی و غیر مالی دچار اشتباه شدند و مشکلات زیادی برای اصحاب آن پرونده بوجود آورده اند ؛

( دعاوی مالی و غیر مالی را بشناسیم )

كه این امر علاوه بر وارد كردن خسارت به درآمد عمومی كشور و طرح دعاوی واهی از ناحیه اشخاص، مشكلات عدیده ای را نیز خصوصاً در مرحله تجدید نظر پدید می آورد . ( دعاوی مالی و غیر مالی را بشناسیم ) 

مال چیست ؟

مال: عبارت است از هر چیزی که دارای ارزش اقتصادی ‌باشد.

دعاوی مالی و غیرمالی چیست ؟

یکی از تقسیم بندی هایی که به موجب قانون آیین دادرسی مدنی در خصوص دعاوی مطرح شده در دادگاه می توان ارائه داد ، تفکیک دعاوی به دعاوی مالی و غیر مالی است .

دعاوی مالی چیست ؟

بطور کلی دعوای مالی به دعوایی گفته می شود که در خصوص موضوعات مالی و مادی مطرح است و در مقابل دعوای غیر مالی مربوط به امور غیر مالی می باشد.

برای شناختن و تفکیک دعوای مالی از غیر مالی باید حق مالی را تشخیص بدهیم . حق مالی ، حقی است که قابل تقویم به پول باشد و بطور مستقیم برای صاحب آن ، ارزش پولی داشته باشد . مثل حانه ، زمین و…. که با فروش آن بطور مستقیم پول عاید صاحب آن می شود .

مصادیق دعاوی مالی

از جمله موارد و مصادیق دعاوی مالی می توان به دعوای مطالبه اجرت المثل ، دعوای مطالبه وجه چک ، دعوای مطالبه سهم الارث ، دعوای مطالبه مهریه اشاره کرد که با اثبات آنها پول بطور مستقیم عاید فردی که صاحب آن است می شود .

                            دعاوی مالی و غیر مالی را بشناسیم

 

دعاوی غیر مالی

در صورتی که حقی که مورد دعوا قرار گرفته است ، از جمله حقوق غیر مالی باشد ، به تبع آن ، دعوا نیز غیر مالی خواهد بود . بطور مثال ، ولایت ، نسب ، وکالت و…..

 

تفاوت های موجود بین دعاوی مالی و غیر مالی

۱-تفاوت در سن مدعی برای اقامه دعوا

۲-تفاوت در تقویم خواسته

۳-تفاوت در هزینه دادرسی

۴-فاوت در هزینه‌های خدمات وكالت

۵-تفاوت در گواهی گواهان

۶-تفاوت در هزینه‌های اجرایی

۷-تفاوت در نتیجه قرار قبولی اعاده دادرسی

۸-تفاوت در نتیجه درخواست فرجام

۹-تفاوت در ارجاع به داوری

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی (برای گرفتن مشاوره حقوقی و راهنمایی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

چک صیاد چه نوع چکی است ؟ و چه مزیت هایی دارد ؟

چک همیشه وسیله ای مهم در سیستم پرداخت بوده و همیشه نقش قابل ملاحظه ای را در پرداخت هزینه معاملات کوچک و بزرگ داشته است؛ ( چک صیاد چه نوع چکی است ؟ و چه مزیت هایی دارد ؟ ) 

با این حال در سال های گذشته با وجود برخی مسائل مانند افزایش تعداد چک های برگشتی تا حدودی اعتبار چک را کاهش داد و افرادی که طرف حساب این چک ها بودند همیشه برای وصول آن نگرانی هایی داشته اند.

( چک صیاد چه نوع چکی است ؟ و چه مزیت هایی دارد ؟ ) 

چک صیاد چیست ؟ ( چک صیاد چه نوع چکی است ؟ و چه مزیت هایی دارد ؟ ) 

صیاد کوتاه شده عبارت صدور یکپارچه الکترونیکی چک است که این سامانه به منظور یکپارچه سازی و متمرکز کردن فرآیند صدور دسته چک های بانکی از سوی بانک مرکزی ساخته شده است.

به عبارتی قانون گذار ، برای اطمینان و بررسی از صاحب حساب و دسته چک ، سامانه صدور یکپارچه الکترونیکی چک را وضع کرده است ؛ تا از پیش آمدن بسیاری از مشکلات چک فاقد اعتبار و صلاحیت جلوگیری شود .

مزیت یکپارچه سازی و متمرکز کردن درخواست دسته چک، امکان اعتبارسنجی صاحبان حساب و امضا است و به این ترتیب از اختصاص دسته چک به افراد فاقد صلاحیت و افراد با پیشینه بد بانکی جلوگیری می کند.

 

                             چک صیاد چه نوع چکی است ؟ و چه مزیت هایی دارد ؟

نحوه دریافت چک های صیاد

از این پس این دسته چک ها به جای دسته چک های چاپ قدیم در تمامی بانک ها صادر می شود و هر فردی که پس از اتمام دسته چک خود برای دریافت دسته چک جدید مراجعه نماید دسته چک صیاد برای او صادر خواهد گردید.

صیاد، سامانه یکپارچه‌سازی چک محسوب شده و بر اعتبارسنجی یکپارچه، کنترل دقیق اهلیت متقاضی دسته چک پیش از صدور و استعلام وضعیت عملکرد صادرکننده به طور ویژه‌ای توجه دارد.

با عملیاتی شدن رسمی سامانه صیاد صاحبان دسته چک می‌توانند با مراجعه حضوری و غیرحضوری دسته چک‌های خود را تعویض کرده و آن را به ” صیاد” تبدیل کنند.

 

مزیت های چک صیاد

-خدمت غیرحضوری دریافت چک

-رفع مشکل چک‌های جعلی و کاهش مخاطرات جعل برگه چک

-استعلام اعتبار صاحبان حساب و صاحبان امضاء

-عدم ارائه دسته‌چک به افراد دارای سوء عملکرد

-افزایش اعتبار دسته‌چک با بررسی کامل و دقیق سوابق درخواست‌کننده

-حذف قدرت شعب در صدور دسته‌چک

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

اموال عمومی به چه معناست و شامل چه اموالی می شود ؟

مال چیست ؟ ( اموال عمومی به چه معناست و شامل چه اموالی می شود ؟ )

مال در لغت به معني خواسته، املاك و اسباب، امتعه و كالا و ثروت وهرچيزي كه در تملك كسي باشد، يا در تصرف و يد كسي باشد، گفته مي‌شود.

در اصطلاح مال عبارت است ازچيزي كه ارزش اقتصادي داشته و قابل تقويم به پول باشد.

(اموال عمومی به چه معناست و شامل چه اموالی می شود ؟ )

اموال عمومی

مشتركات عمومي يا اموال عمومی، اموالي هستند كه متعلق به شخص خاصي نیستند و استفاده از آن ها در جهت مصلحت عام مي باشد.

(اموال عمومی به چه معناست و شامل چه اموالی می شود ؟ )

 به همین جهت، این اموال در اختيار دولت و موسسات عمومي قرار دارد.

اين اموال قابل تملك به وسيله افراد نبوده و استفاده انحصاري از آن بدون آن كه تملك شود ممنوع است. این ممنوع بدون تملک، اعم است از حيازت يا خريد و به طور کلي قرارداد و تملکي که با دولت امضاء مي شود. به همين جهت، گفته شده است که انتقال اين اموال (عمومي) نياز به قانون دارد.

حق مالکیت افراد نسبت به اموال خود حق مطلق بوده و تقریباً نامحدود است، زیرا هر مالکی نسبت به مایملک خود حق هر گونه تصرف و انتفاع دارد، مگر در مواردی که قانون استثناء کرده باشد.

برعکس حق جامعه نسبت به مشترکات حق محدود است و به همین جهت گفته می‌شود که مشترکات مال همه است، ولی مال هیچ کس نیست.

 بنابراین افراد جامعه نمی‌توانند در اموالی که داخل در مشترکات و مال عموم است همان تصرفی را نمایند که در اموال خصوصی خود می‌کنند .

 

 

                        اموال عمومی به چه معناست و شامل چه اموالی می شود ؟

 

 

مصادیق اموال عمومی که در مواد ۲۴، ۲۵ و ۲۶ قانون مدنی آمده است.

ماده ۲۴ قانون مدنی :

« هيچ کس نمي تواند طرق و شوارع عامه و کوچه هايي را که آخر آن ها مسدود نيست، تملک نمايد. »

ماده ۲۵ قانون مدنی :

« هيچ کس نمي تواند اموالي را که مورد استفاده عموم است و مالک خاص ندارد، از قبيل پل ها و کاروانسراها و آب انبارهاي عمومي و مدارس قديمه و ميدان گاه هاي عمومي، تملک کند و هم چنين است قنوات و چاه هايي که مورد استفاده عموم است. »

ماده  ۲۶ قانون مدنی :

« اموال دولتي که معد است براي مصالح يا انتفاعات عمومي مثل استحکامات و قلاع و خندق ها و خاکريزهاي نظامي و قورخانه و اسلحه و ذخيره و سفاين جنگي و هم چنين اثاثيه و ابنيه و عمارات دولتي و سيم هاي تلگرافي دولتي و موزه ها و کتابخانه هاي عمومي و آثار تاريخي و امثال آن ها و بالجمله، آنچه از اموال منقوله و غيرمنقوله که دولت به عنوان مصالح عمومي و منافع ملي در تحت تصرف دارد، قابل تملک خصوصي نيست و هم چنين است اموالي که موافق مصالح عمومي به ايالت يا ولايت يا ناحيه يا شهري اختصاص يافته باشد.»

دولت برای انجام خدمات عمومی‌ و اجرای وظایف خود، اموال گوناگونی در اختیار دارد و به تناسب موارد از هر یک استفاده خاصی می‌کند.

اموال دولتی به معنی عام را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:

اموالی که ملک دولت است:

 موسسات عمومی‌ حق مالکیتی مانند سایر اشخاص بر این اموال دارند. با این که قوانین، تصرفات دولت را در این اشیاء نیز تا اندازه‌ای محدود کرده است، ولی حق دولت بر اموال دولتی به معنی خاص شبیه حق مالکیت افراد بر سایر اموال است.

اموال و مشترکات عمومی:

که برای استفاده مستقیم تمام مردم آماده است، یا اختصاص به حفظ مصالح عمومی‌ داده شده و دولت، تنها از جهت ولایتی که بر عموم دارد، می‌تواند آن را اداره کند: مانند پل‌ها، موزه‌هاو معابر عمومی. در واقع تنها این دسته از اشیاء دارای مالک خاص نیست و سایر اموال دولتی مالک معین دارد. برای مثال، کشتی‌های تجاری، اموالی که دولت‌ها اختصاص به تشکیل بانک‌ها و شرکت‌های خصوصی داده‌اند، و ترکه بدون وارث، و جنگل‌ها و زمین‌های موات اطراف شهر، مال دولت محسوب می‌شود.

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

فهرست دعاوی غیر مالی

اگر حقی که منشاء دعوا شده است غیر مالی باشد ، به تبع آن دعوا نیز غیر مالی خواهد بود.

(فهرست دعاوی غیر مالی ) 

در ذیل لیست مصادیق دعاوی غیر مالی را ذکر می کنیم :

( فهرست دعاوی غیر مالی ) 

۱- دعوای الزام موجر به تعمیرات اساسی عین مستأجره

۲- دعوای اعلام جزئی یا اساسی بودن تعمیرات عین مستأجره

۳- دعوای فسخ اجاره

۴- دعوای تخلیه ملک استیجاری

۵- دعوای الزام موجر به تعمیرات اساسی تأسیسات عین مستأجره از جمله دستگاههای حرارت مرکزی و تهویه

۶- دعوای صدور حکم به وصل آب ، برق ، گاز ، تلفن در عین مستأجره

۷- دعوای تجویز قطع خدمات

۸- دعوای تجویز انتقال منافع به غیر

۹- دعوای رفع تصرف عدوانی

۱۰- دعوای رفع مزاحمت

۱۱- دعوای رفع ممانعت از حق

۱۲- دعوای اعتراض به تشخیص وزارت مسکن از جهت نوع زمین

۱۳- دعوای اعتراض به تشخیص وزارت نیرو مبنی بر انسداد چاه

۱۴- دعوای اعتراض به حفر چاه

۱۵- دعوای تعیین تکلیف دستگاههای حفاری

۱۶- دعوای اعتراض به تشخیص وزارت نیرو در مورد حریم چاه و قنات

۱۷- دعوای اعتراض به تشخیص وزارت نیرو  در مورد پروانه مصرف آب

۱۸- دعوای مربوط به اختلاف در میزان بهره برداری از آبهای سطحی

۱۹- دعوای استرداد چک

۲۰- دعوای اعتراض به انحلال شورای اسلامی

۲۱- دعوای اعتراض به سلب عضویت شورای اسلامی

۲۲- دعوای تنفیذ وصیت نامه

۲۳- دعوای ابطال وصیت نامه

۲۴- دعوای اثبات تولیت مال موقوفه

۲۵- دعوای اعتراض به تولیت

۲۶- دعوای اثبات ولد یا نفی ولد

۲۷- دعوای عسر و حرج در اجاره

۲۸- دعوای اثبات تابعیت

۲۹- دعوای ابطال خلاصه فوت

۳۰- دعوای اثبات سیادت

۳۱- دعوای عدم تعلق شناسنامه

۳۲- دعوای ابطال شناسنامه

۳۳- دعوای الزام به تحویل عین سند

۳۴- دعوای اعتراض به نظریه هیأت تحقیق اداره اوقاف

۳۵- دعوای الزام به تنظیم سند اجاره

۳۶- دعوای اثبات سوابق بیمه

۳۷- دعوای اعتراض به آگهی ثبت علامت یا اختراع

۳۸- دعوای الزام به ثبت علامت صنعتی یا اختراع

۳۹- دعوای الزام به صدور شناسنامه

۴۰- دعوای الزام به رفع رطوبت

۴۱- دعوای تشخیص صحت تاریخ معامله

۴۲- دعوای ضم امین به متولی

۴۳- دعوای اعتراض به گواهی انحصار وراثت

۴۴- دعوای ورشکستگی تاجر

۴۵- دعوای انحلال شرکت تجاری

۴۶- دعوای اعتراض به رأی اداره ثبت در مورد افراز ملک

۴۷- دعوای اعسار از محکومٌ به

۴۸- دعوای صدور حکم موت فرضی

۴۹- دعوای اثبات زوجیت

۵۰- دعوای نفی زوجیت

۵۱- دعوای اجازه ازدواج

۵۲- دعوای اثبات وقوع طلاق

۵۳- دعوای اثبات رجوع

۵۴- عوای ازدواج مجدد

۵۵- دعوای تجویز حضانت طفل توسط مادر

۵۶- دعوای استرداد فرزند

۵۷- دعوای الزام خوانده به ثبت واقعه ازدواج

۵۸- دعوای تمکین زوجه

۵۹- درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش

۶۰- دعوای طلاق

۶۱- درخواست حکم رشد

۶۲- درخواست تأمین دلیل

۶۳- درخواست دستور موقت

۶۴- دعوای اعسار از هزینه دادرسی

۶۵- دعوای اعسار از محکومٌ به

۶۶- درخواست تأمین خواسته

۶۷- دعوای اعاده اعتبار تاجر ورشکسته

۶۸- دعوای الزام به صدور پایان کار

۶۹- الزام به صدور پروانه وکالت

۷۰- درخواست صلح و سازش

۷۱- دعوای تعدیل اجاره بها

۷۲- دعوای انحلال شرکت تجاری

۷۳- دعوای اثبات بذل مدت یا انقضای مدت در نکاح موقت

۷۴- دعوای اثبات حیله و تقلب منتهی به حکم

۷۵- دعوای اسلامیت

۷۶- دعوای بلوغ

۷۷- دعوای جرح و تعدیل شاهد

۷۸- دعوای اثبات وکالت

۷۹- دعوای حجر

۸۰- دعوای تأیید اصالت سند

۸۱- دعوای رفع اثر از واقعه فوت

۸۲- دعوای الزام به ثبت ولادت

۸۳- دعوای تغییر نام از لحاظ جنسیت

 

فهرست دعاوی غیر مالی

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

مصاديق دعاوي مالي

دعاوی مالی چه دعاوی هستند ؟ ( مصاديق دعاوي مالي ) 

حق مالی آن است که اجرای آن برای دارنده حق، ایجاد منفعتی نماید که قابل تقویم به پول باشد مانند حق مالکیت نسبت به خانه ای که مستقیماً برای دارنده آن ارزش پولی دارد.

( مصاديق دعاوي مالي ) 

در ذیل به لیست و موارد و مصادق دعاوی مالی می پردازیم :

۱- دعوای مطالبه وجه چک ، سفته ، برات و حواله ، سند عادی قرض و امثال آنها

۲- دعوای مطالبه ثمن مبیع یا استرداد ثمن

۳- دعوای مطالبه اجرت المثل یا اجور معوقه

۴- دعوای مطالبه پول خارجی (دلار – یورو – مارک – ین ژاپن – دینار و…)

۵- دعوای مطالبه خسارت اعم از خسارت و ضرر و زیان قهری یا قراردادی

۶- دعوای مطالبه حق کسب و پیشه و تجارت و سرقفلی

۷- دعوای مطالبه منافع

۸- دعوای مطالبه سهم الارث

۹- دعوای اثبات مالکیت

۱۰- دعوای الزام به تنظیم سند رسمی بیع

۱۱- دعوای خلع ید غاصبانه

۱۲- دعوای تسلیط یا وضع ید

۱۳- دعوای مطالبه وجه التزام قراردادی

۱۴- دعوای مدنی مطالبه دیه

۱۵- دعوای مطالبه مهریه

۱۶- دعوای اعتراض به نظر هیأت مدیره واحد آپارتمانی در مورد پرداخت حق شارژ

۱۷- دعوای استرداد وثیقه

۱۸- دعوای مطالبه بهای حقوق مکتسبه در ملک موقوفه

۱۹- دعوای مطالبه حقوق زارعانه ( حق ریشه )

۲۰- دعوای اثبات نسق زارعانه

۲۱- دعوای ابطال ظهر نویسی چک

۲۲- دعوای اثبات وقوع مستحدثات در خارج از حریم راه یا رودخانه

۲۳- دعوای مطالبه نحله ایام زوجیت

۲۴- دعوای مطالبه ارش مبیع معیوب

۲۵- دعوای تجویز فروش مال مشاع غیر ثبتی

۲۶- دعوای ابطال سند مالکیت مال غیر منقول

۲۷- دعوای ابطال معامله فضولی

۲۸- دعوای بی اعتباری معامله موضوع سند رسمی یا عادی

۲۹- دعوای ابطال سند در وجه حامل

۳۰- دعوای ابطال سند وقف

۳۱- دعوای اثبات وقفیت

۳۲- دعوای اثبات وصیت مالی

۳۳- دعوای مطالبه مال موهوب یا استرداد آن

۳۴- دعوای مطالبه مال الصلح

۳۵- دعوای مطالبه مورد صلح

۳۶- دعوای استرداد جهیزیه

۳۷- دعوای استرداد هدایای نامزدی

۳۸- دعوای استرداد مبیع

۳۹- دعوای اعتراض به ثبت مال غیرمنقول

۴۰- دعوای اعتراض به تحدید حدود

۴۱- دعوای الزام به تحویل مبیع

۴۲- دعوای قلع و قمع مستحدثات

۴۳- دعوای اثبات حریم ملک

۴۴- دعوای مطالبه سهم الشرکه

۴۵- دعوای مطالبه هزینه هاي درمان

۴۶- دعوای الزام به مشارکت در تنقیه قنات

۴۷- دعوای تحویل موصی به

۴۸- دعوای استرداد عاریه

۴۹- دعوای مطالبه سهم الترکه

۵۰- دعوای اخذ به شفعه

۵۱- دعوای اثبات معامله

۵۲- دعوای اثبات اقاله

۵۳- دعوای ابراء

۵۴- دعوای فک رهن

 

                                                  مصاديق دعاوي مالي

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

شورای حل اختلاف چه مرجعی است ؟

شورای حل اختلاف چیست ؟ ( شورای حل اختلاف چه مرجعی است ؟) 

طبق ماده ۱ قانون شورای حل اختلاف :

« به منظور حل اختلاف و صلح و سازش بین اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی، شوراھای حل اختلاف که در این قانون به اختصار « شورا » نامیده میشوند، تحت نظارت قوه قضائیه و با شرایط مقرر در این قانون تشکیل میگردد.»

( شورای حل اختلاف چه مرجعی است ؟)

شوراي حل اختلاف برخلاف گذشته که به دنبال افزایش مشارکت مردم در حل وفصل اختلافات و صلح و سازش بود، امروز با هدف صلح و سازش و حل وفصل اختلافات میان اشخاص حقیقی و حقوقی غیردولتی زیر نظر قوه قضاییه فعالیت میکند.

شورای حل اختلاف یک مرجع غیر قضایی در امر رسیدگی ، حل و فصل اختلافات و صدور حکم است .

این مرجع در سال ۱۳۷۹ تاسیس شد .

در واقع این مرجع به منظور کاهش مراجعات مردم به محاکم قضایی و در راستای توسعه مشارکت های مردمی ، رفع اختلافات محلی  و نیز حل و فصل اموری که ماهیت قضایی ندارند و یا ماهیت قضایی آن از پیچیدگی کمتری برخوردار است ، به شوراهای حل اختلاف واگذار می گردد .

 

اهـداف تشـکیل شوراهـای حل اختـلاف :

۱ – بهره گیری از مشارکت های مردمی

۲- ایجاد فرهنگ صلح وسازش و رفع اختلاف از طریق کدخدامنشی

۳-  تلاش برای حل وفصل دعاوی از طریق مذاکره و صلح و سازش بین طرفین

۴- پیشگیری از طرح برخی دعاوی ساده در مراجع قضائی

 

ویژگیهـای شورای حل اختـلاف :

۱- رسیدگی درشورای حل اختلاف تابع تشریفات قانون آئین دادرسی نبوده وکم هزینه می باشد .

۲- تلاش شوراها حتی الامکان حل وفصل موضوع از طریق صلح وسازش بین طرفین است .

۳- رسیدگی به دعاوی و شکایتها سریعتر انجام می گیرد و مدت رسیدگی طولانی نیست .

۴- اعضای شوراهای حل اختلاف از میان مردم و افراد خوشنام و معتمدین محلی می باشند .

 

صلاحیت شورای حل اختلاف

الف ـ دعاوی مالی راجع به اموال منقول تا نصاب دویست‌میلیون ریال به‌جز موردی که در تاریخ لازم‌الاجراء شدن این قانون در دادگستری مطرح می‌باشند.

ب ـ تمامی دعاوی مربوط به تخلیه عین مستأجره به جز دعاوی مربوط به سرقفلی و حق کسب و پیشه

پ ـ دعاوی تعدیل اجاره بها به شرطی که در رابطه استیجاری اختلافی وجود نداشته باشد

ت ـ صدور گواهی حصر وراثت، تحریر ترکه، مهر و موم ترکه و رفع آن

ث ـ ادعای اعسار از پرداخت محکومٌ به در صورتی که شورا نسبت به اصل دعوی رسیدگی کرده باشد

ج ـ دعاوی خانواده راجع به جهیزیه، مهریه و نفقه تا نصاب مقرر در بند (الف) در صورتی که مشمول ماده (۲۹) قانون حمایت خانواده مصوب ۱/۱۲/۱۳۹۱ نباشند.

چ ـ تأمین دلیل

ح ـ جرائم تعزیری که صرفاً مستوجب مجازات جزای‌نقدی درجه هشت باشد.

 

شرایط اعضاء شورای حل اختلاف

ماده ۶ قانون شورای حل اختلاف در رابطه با شرایط اعضای آن آورده است :

اعضای شورا باید دارای شرایط زیر باشند:

الف – متدین به دین مبین اسلام

ب – تابعیت جمهوری اسلامی ایران

پ – التزام عملی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ولایت مطلقه فقیه

ت – حسن شهرت به امانت و دیانت و صحت عمل

ث – عدم استفاده از مشروبات الکلی و عدم اعتیاد به مواد مخدر یا روانگردان

ج – حداقل سی سال سن تمام

چ – کارت پایان خدمت وظیفه عمومی یا معافیت از آن برای مشمولان

ح – حداقل مدرک کارشناسی یا مدرک حوزوی معادل برای تمام اعضای شورای حل اختلاف شهر و در شورای روستا سواد خواندن و نوشتن و ترجیحاً داشتن دیپلم و بالاتر

خ – متاهل بودن

د – سابقه سکونت در حوزه شورا حداقل به مدت شش ماه و تداوم سکونت پس از عضویت

ذ – نداشتن سابقه محکومیت مؤثر کیفری و عدم محرومیت از حقوق اجتماعی

 

                         شورای حل اختلاف چه مرجعی است ؟

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

عدم تادیه هزینه درج آگهی انحصار وراثت

پرسش : ( عدم تادیه هزینه درج آگهی انحصار وراثت ) 

در مورد درخواست گواهی حصر وراثت هرگاه به متقاضی برای پرداخت هزینه درج آگهی اخطار شود و از طرف او اقدامی در این باره نشود تکلیف پرونده چیست ؟ ( عدم تادیه هزینه درج آگهی انحصار وراثت ) 

نظریه کمیسیون مشورتی آئین دادرسی مدنی :

پاسخ : ( عدم تادیه هزینه درج آگهی انحصار وراثت ) 

بموجب ماده ۳۶۰ قانون امور حسبی اگر ورثه متوفی یا اشخاص ذینفع در ترکه بخواهند گواهی انحصاروراثت تحصیل نمایند درخواست نامه کتبی به دادگاه تسلیم می نمایند و درخواست نامه مزبور با دادخواست مربوط به دعاوی مدنی که بر طبق مقررات آئین دادرسی مدنی باید تنظیم شود تفاوت دارد.  به عبارت دیگر برای اقامه دعوی مدنی در دادگاهها دادخواست لازم است ولی در امور حسبی اقامه دعوی نمی شود وبه درخواست مربوط به امر حسبی هم دادخواست اطلاق نمیگردد با این ترتیب تبصره ۳ ماده ۸۵ اصلاحی قانون آئین دادرسی مدنی اختصاص به درخواست دعاوی مدنی داشته و اعمال تبصره مزبور نسبت به درخواست انحصار وراثت مجوزی نخواهد داشت و اگرمتقاضی گواهی انحصار وراثت هزینه انتشار آگهی را نپردازد پرونده امر تا مراجعه متقاضی و تادیه هزینه آگهی بایگانی میگردد و این نوع پرونده ها هم جزء موجودی جریانی دادگاه محسوب نمی شود.

ماده ۳۶۰ قانون امور حسبی :

« در صورتی که وراث متوفی یا سایر اشخاص ذینفع بخواهند تصدیق انحصار وراثت تحصیل کنند درخواست نامه کتبی مشتمل بر نام و مشخصات درخواست کننده و متوفی و ورثه و اقامتگاه آنها و نسبت بین متوفی و وارث تنظیم نموده به دادگاه تسلیم می نماید. »

 

                                           عدم تادیه هزینه درج آگهی انحصار وراثت

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

تحقق فسخ در عقود

پرسش : ( تحقق فسخ در عقود ) 

با توجه به اینکه ملاحظه می شود، خواهان با تقدیم دادخواست به خواسته فسخ عقد بیع، نکاح و … از دادگاه تقاضای صدور حکم می نماید؛ ( تحقق فسخ در عقود ) 

اولاً: آیا فسخ عقد عمل قضایی است و تحقق آن ضرورتاً نیاز به صدور رأی دادگاه دارد؟

( تحقق فسخ در عقود ) 

ثانیاً: فسخ عقد از چه زمانی محقق و منشأ اثر می گردد، زمان تقدیم دادخواست یا صدور رأی بدوی یا رأی قطعی؟

ثالثاً: آیا صرف تقدیم دادخواست به خواسته فسخ عقد، حاکی از انشاء فسخ و اعمال آن است یا اینکه تقدیم دادخواست به کیفیت مذکور حاکی از تقاضای خواهان برای فسخ عقد به وسیله دادگاه است؟

رابعاً: آیا خواهان باید قبل از تقدیم دادخواست، نسبت به اعمال فسخ اقدام نماید سپس در صورت بروز اختلاف صرفاً اثبات آن را قبل از طرح دعوی بخواهد؟

 

                                                       تحقق فسخ در عقود

پاسخ:

اولاً: هرچند ممکن است ضمن قرارداد، حق فسخ به موجب یکی از خیارات به «من له الخیار» داده شده باشد و مشارالیه در مهلت مقرر از این حق استفاده و به وسیله اظهارنامه اعلام فسخ نماید، رسیدگی به موضوع اعلام (فسخ، صحت یا عدم صحت) با دادگاه است.

 ثانیاً: بر فرض رسیدگی دادگاه و صدور حکم به اعلام فسخ قرارداد، با توجه به اینکه حکم دادگاه در این مورد جنبۀ کاشفیت دارد پس فسخ قرارداد و در نتیجه سلب رابطه حقوقی بین طرفین، از زمان استفاده از این حق توسط «من له الخیار» خواهد بود نه زمان صدور رأی

ثالثاً: با عنایت به رسیدگی به موضوع توسط دادگاه و صدور حکم به فسخ قرارداد، در نتیجه صحت دعوی خواهان، کشف می شود که اعلام فسخ توسط خواهان صحیح بوده و آثار حقوقی از زمان اعلام فسخ توسط خواهان خواهد بود.

رابعاً: چون فسخ قرارداد در هر صورت عمل حقوقی است، این عمل حقوقی باید اعلام و طرف قرارداد از این عمل حقوقی اطلاع حاصل نماید . صرف اتخاذ تصمیم توسط «من له الخیار» بدون اعلام کافی نیست.

 با توجه به ماده ۴۹۹ قانون مدنی

 «فسخ به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن نماید حاصل می شود»

بنابراین در هر صورت این عمل حقوقی نیاز به اعلام دارد لازم به ذکر است که حق فسخ در مواردی رأساً توسط یکی از متعاقدین در قرارداد قید می شود (مانند خیار شرط و …) و در مواردی حتی بدون قید آن در عقد توسط قانونگذار تعیین میشود (خیار غبن یا عیب و …)

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

دادگاه اطفال و نوجوانان و جرایم آنان

اگر چه شلوغی و تشویش و نگرانی مقتضای همه ی دادگاه ها می باشد اما ؛ به خاطر طبع و روحیه خاص اطفال و نوجوانان ایجاب می کند که در صورت ارتکاب جرم توسط آنها ، در دادگاهی خاص به نام دادگاه ویژه اطفال و نوجوانان امورشان پیگیری و تحت تعقیب قرار بگیرد تا علل بزهکاری و شخصیت آنها به خوبی شناخته شود تا روش ها و واکنش های مناسب برای اصلاح آنها و پیشگیری از ارتکاب مجدد جرم اتخاذ گردد .

( دادگاه اطفال و نوجوانان و جرایم آنان )

دادگاه اطفال و نوجوانان از جمله مراجع اختصاصی رسیدگی هستند .

(دادگاه اطفال و نوجوانان و جرایم آنان )

ماده ۳۰۴ قانون آیین دادرسی کیفری :

« به کلیه جرایم اطفال و افراد کمتر از هجده سال تمام شمسی در دادگاه اطفال و نوجوانان رسیدگی می شود . در هر صورت محکومان بالای سن هجده سال تمام موضوع این ماده ، در بخش نگهداری جوانان که در کانون اصلاح و تربیت ایجاد می شود ، نگهداری می شوند . »

ملاک صلاحیت دادگاه اطفال و نوجوانان سن مرتکب است .

اما با توجه به تبصره ۲ ماده ۳۰۴ قانون مذکور ؛ سن مرتکب در زمان شروع به رسیدگی ملاک صلاحیت دادگاه اطفال و نوجوانان است .

تبصره ۲ ماده ۳۰۴ –

هرگاه در حین رسیدگی سن متهم از هجده سال تمام تجاوز نماید، رسیدگی به اتهام وی مطابق این قانون در دادگاه اطفال و نوجوانان ادامه می‌یابد. چنانچه قبل از شروع به رسیدگی سن متهم از هجده سال تمام تجاوز کند، رسیدگی به اتهام وی حسب مورد در دادگاه‌کیفری صالح صورت می‌گیرد. در این صورت متهم از کلیه امتیازاتی که در دادگاه اطفال و نوجوانان اعمال می شود، بهره‌مند می‌گردد.

تشکیلات دادگاه اطفال

دادگاه اطفال و نوجوانان در حوزه‌ی قضاییِ شهرستان یا مرکز استان، در یک یا چند شعبه تشکیل می‌شود که ریاست آن در شهرستان‌های غیر از مرکز استان با رئیس دادگستری و در شهرستانهای مرکز استان با رئیس کل دادگاه های شهرستان مرکز استان می ‌باشد.

قضات دادگاه مذکور، توسط رئیس قوه‌ی قضاییه و از بین قضاتی که حداقل پنج سال سابقه‌ی خدمت قضایی دارند، با رعایت سن و تأهل و ترجیحا داشتن فرزند، انتخاب می‌شوند.

مشاوران دادگاه اطفال و نوجوانان :

به منظور شناخت بهتر شخصیت متهم و کمک به یافتن واکنش مناسب در برابر رفتار او ؛ حضور مشاور در دادگاه پیش بینی شده است .

مشاور دادگاه مستشار نیست و حق رای ندارد بلکه مشاوران از بین متخصصان علوم تربیتی، روانشناسی، جرم شناسی، مددکاران اجتماعی، دانشگاهیان و فرهنگیان آشنا به مسائل روانشناختی و تربیتی کودکان و نوجوانان اعم از افراد شاغل و بازنشسته انتخاب می شوند و نظرش برای قاضی جنبه مشورتی دارد .

                                                                               دادگاه اطفال و نوجوانان و جرایم آنان

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

تعدی نسبت به دولت

واژه ی تعدی در لغت به معنای تجاوز کردن ، دراز دستی ، اجحاف ، تجاوز کردن از حد خود آمده است .

تعدی نسبت دولت چیست و چه زمانی رخ می دهد ؟ ( تعدی نسبت به دولت ) 

ماده ۵۹۹ قانون تعزیرات در این باره آورده است : ( تعدی نسبت به دولت ) 

 « هر شخصی عهده‌دار انجام معامله یا ساختن چیزی یا نظارت در ساختن یا امر به ساختن آن برای هر یک از ادارات و سازمانها و‌موسسات مذکور در ماده (۵۹۸) بوده است به واسطه تدلیس در معامله از جهت تعیین مقدار یا صفت یا قیمت بیش از حد متعارف مورد معامله یا تقلب‌در ساختن آن چیز نفعی برای خود یا دیگری تحصیل کند، علاوه بر جبران خسارت وارده به حبس از شش ماه تا پنج سال محکوم خواهد شد. »

( تعدی نسبت به دولت ) 

تعدی نسبت به دولت و امور آن ، بدین معنی است که اشخاصی که در صنف و یا ارگان خاصی که زیر نظر دولت و یا وابسته به آن باشند ، با استفاده از تدلیس در معاملات و …… نفعی برای خود و یا دیگری داشته باشند ، مشمول ماده فوق می شوند .

بهتر است بدانیم که جرم نامبرده شده در ماده فوق تفاوت قابل ذکری با کلاهبرداری ندارد .

همچنین ماده ۵۹۸ در این باره بیان داشته که :

« هر یک از کارمندان و کارکنان ادارات و سازمان‌ها یا شوراها و یا شهرداریها و موسسات و شرکتهای دولتی و یا وابسته به دولت و یا‌نهادهای انقلابی و بنیادها و موسساتی که زیر نظر ولی فقیه اداره می‌شوند و دیوان محاسبات و موسساتی که به کمک مستمر دولت اداره می‌شوند و یا دارندگان پایه قضائی و به طور کلی اعضا و کارکنان قوای سه گانه و همچنین نیروهای مسلح و مامورین به خدمات عمومی اعم از رسمی و غیر رسمی ‌وجوه نقدی یا مطالبات یا حوالجات یا سهام و سایر اسناد و اوراق بهادار یا سایر اموال متعلق به هر یک از سازمانها و موسسات فوق‌الذکر یا اشخاصی ‌که بر حسب وظیفه به آنها سپرده شده است را مورد استفاده غیرمجاز قرار دهد بدون آن که قصد تملک آنها را به نفع خود یا دیگری داشته باشد،‌ متصرف غیرقانونی محسوب و علاوه بر جبران خسارات وارده و پرداخت اجرت‌المثل به شلاق تا (۷۴) ضربه محکوم می‌شود و در صورتی که منتفع شده باشد علاوه بر مجازات مذکور به جزای نقدی معادل مبلغ انتفاعی محکوم خواهد شد و همچنین است در صورتی که به علت اهمال یا تفریط‌ موجب تضییع اموال و وجوه دولتی گردد و یا آن را به مصارفی برساند که در قانون اعتباری برای آن منظور نشده یا در غیر مورد معین یا زائد بر اعتبار‌ مصرف نموده باشد.»

 

 

                                 تعدی نسبت به دولت

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

دعوای ورشکستگی علیه شرکت سهامی

پرسش: ( دعوای ورشکستگی علیه شرکت سهامی) 

در دعوای ورشکستگی علیه شرکت سهامی که از طرف بعضی طلبکاران اقامه شده آیا صاحبان سهام می‌توانند به‌عنوان ثالث وارد دعوا شوند؟ ( دعوای ورشکستگی علیه شرکت سهامی) 

طبق کمیسیون مشورتی حقوق تجارت اداره حقوقی :

پاسخ : ( دعوای ورشکستگی علیه شرکت سهامی) 

چون بر طبق مواد ۸۵ و ۱۲۸ قانون آیین دادرسی مدنی تا وقتی دادخواست تکمیل نشود هم‌عرض پرونده کامل مطروحه در دادگاه قرار نمی‌گیرد؛ بنابراین، در مانحن فیه دادخواست ناقصی که از طرف صاحبان سهام به‌عنوان ورود ثالث در روز جلسه رسیدگی تقدیم می‌شود به لحاظ وجود نقص یا پرونده اصلی توأم نمی‌شود و جریان رسیدگی پرونده اصلی به این جهت متوقف نمی‌گردد و اما اینکه صاحبان سهام در چنین مواردی عنوان ثالث دارند یا نه؟

دو فرض متصور است

 یا اینکه خواسته خواهان ثالث با خواسته مدیران شرکت یکی است که در این صورت خواهان وارد عنوان ثالث ندارد زیرا مدیران شرکت یکی است که در این صورت خواهان وارد عنوان ثالث ندارد؛ زیرا مدیران شرکت به نمایندگی صاحبان سهام و از جمله خواهان‌های طرف دعوا قرار گرفته‌اند؛

 ولی اگر منظور از دعوای وارد با منظور مدیران شرکت فرق داشته باشد در این صورت عنوان وارد ثالث مصداق دارد.

 

دعوای ورشکستگی علیه شرکت سهامی

 

‌ماده ۸۵ قانون آیین دادرسی مدنی :

 «  خواهان حق دارد نسبت به كسي كه به عنوان وكالت يا ولايت يا قيمومت يا وصايت پاسخ دعوا را داده است درصورتي كه سمت او‌محرز نباشد، اعتراض نمايد. »

‌ماده ۱۲۸ قانون آیین دادرسی مدنی :

« در ورشكستگي چنانچه مال توقيف شده عين معين و مورد ادعاي متقاضي تأمين باشد درخواست كننده تأمين بر ساير طلبكاران حق‌تقدم دارد. »

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

سازش به چه معناست ؟

واژه ی سازش در فرهنگ معین به معنای ۱- توافق ، سازگاری .۲ – صلح . ۳ – خوش رفتاری  آمده است .

(سازش به چه معناست ؟ ) 

در اصطلاح حقوقی و در آیین دادرسی مدنی سازش به معنی موافقت و هماهنگی بین دو طرف دعواست که به صورت داوطلبانه در داخل یا خارج از دادگاه و به منظور پایان‌دادن به شکایت و دعوای موجود بین طرفین صورت می‌پذیرد. ( سازش به چه معناست ؟ ) 

طرفین هر اختلاف و دعوایی ، می توانند اختلافات خود را با سازش به پایان برسانند ، سازش می تواند با دخالت دادگاه و یا بدون آن باشد . ( سازش به چه معناست ؟ ) 

سازش می تواند پیش از اقامه ی دعوا ، پس از آن و یا در دادگاه و خارج از آن صورت بگیرد .

ماده ۱۸۷ قانون آیین دادرسی مدنی در رابطه با زمان امکان سازش آورده است :

« درهرمرحله از دادرسی مدنی طرفین می توانند دعوای خود را به طریق سازش خاتمه دهند . »

سازش یکی از روش‌های حل‌وفصل اختلافات است که از طریق آن طرفین درصدد برمی‌آیند که با جستجوی راه‌حلی رضایت‌بخش برای هر دو طرف به اختلاف خود پایان دهند.

درخواست سازش

با توجه به اینکه طرفین دعوا بیشتر و بهتر به حقوق خود واقف هستند، همچنین ممکن است زمانی برای اثبات حق خود دلیلی در دست نداشته باشند یا قادر نباشند دلیل خود را به موقع ارائه کنند، در این زمان و مواردی از این قبیل طرفین می‌توانند دعوای خود را با سازش حل و فصل نمایند.

هر کس می تواند در مورد هر ادعایی از دادگاه نخستین به طور کتبی درخواست نماید که طرف او را برای سازش دعوت کند .

                                          سازش به چه معناست ؟

 

انواع سازش

در خصوص سازش دو مرحله قابل تصور است:

الف) سازش قبل از اقامه‌ی ‌دعوا و منظور زمانی است که دعوا هنوز در دادگاه مطرح نشده است.

سازش پیش از اقامه ی دعوا ، در دادگاه کمتر روی می دهد .

به منظور حل مشکل بین طرفین، یکی از آنها از دادگاه می‌خواهد که نقش واسطه را داشته باشد و مشکل و اختلاف بین طرفین با وساطت دادگاه فیصله یابد و طرفین به توافق برسند. بنابراین این نوع درخواست سازش، مرحله‌ای قبل از اقامه‌ی دعواست، به این صورت که طرفین به دادگاه دعوت می‌شوند و در دعوت‌ نامه‌ی دادگاه باید قید شود که خوانده برای سازش دعوت می‌شود.

درخواست سازش باید کتبی باشد و چون پیش از اقامه ی دعوا بوده و باید توسط مقام ارجاع کننده به شعبه ای ارجاع شود ، بر روی برگ دادخواست نوشته شده و در دفتر ثبت دادخواست های کل ثبت شود .

ب) سازش پس از اقامه‌ی دعوا

پس از اقامه ی دعوا ، معمولاً با تشویق دادگاه و همکاری وکلا ، طرفین گاهی به سازش می رسند .

سازش پس از اقامه‌ی دعوا در واقع نسبت به دعوایی صورت می‌پذیرد که در جریان رسیدگی است. در تمام مراحل دادرسی امکان ختم دعوا به سازش وجود دارد.

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

تخلیه عین مستاجره به علت تخلف از پرداخت اجاره بها

پرسش : ( تخلیه عین مستاجره به علت تخلف از پرداخت اجاره بها ) 

اگر دعوی تخلیه عین مستأجره و مطالبه اجور معوقه زائد بر دویست هزار ریال توأماً در دادگاه عمومی حقوقی اقامه و منتهی به صدور حکم شود آیا حکم مذکور قطعی است یا نه؟

پاسخ : ( تخلیه عین مستاجره به علت تخلف از پرداخت اجاره بها ) 

در صورتی ‌که دادگاه حقوقی عمومی به اعتبار میزان اجاره‌بهای مورد تخلف، مستقلاً صلاحیت رسیدگی به دعوی تخلیه عین مستأجره و مطالبه اجاره‌بهای مربوط را داشته است، نه به‌عنوان قائم‌مقامی از دادگاه صلح موضوع تبصره الحاقی به ماده ۲۲ لایحه قانونی تشکیل دادگاه‌های عمومی، با توجه به این‌که اصطلاح تجدیدنظر که در لایحه قانونی تشکیل دادگاه‌های عمومی به کار رفته است به معنای پژوهش و استیناف است و از آنجا که

 اولاً: به ‌موجب ذیل بند ۹ ماده ۱۴ قانون روابط موجر و مستأجر حکم دادگاه در مورد درخواست تخلیه عین مستأجر و وصل اجاره‌ بهای مورد تخلف به هر میزانی که باشد قطعی و ماده ۲۶ قانون مذکور نیز چنین مواردی را از حکم کلی قابل پژوهش بودن احکام مستثنی کرده است؛

بند ۹ ماده ۱۴ قانون موجر و مستاجر

۹- در صورتی که مستاجر در مهلت مقرر در ماده ۶ این قانون از پرداخت مال‌الاجاره یا اجرت‌المثل خودداری نموده و با ابلاغ اخطار دفترخانه ‌تنظیم‌کننده سند اجاره یا اظهارنامه (‌در موردی که اجاره‌نامه عادی بوده یا اجاره‌نامه‌‌ای در بین نباشد) ظرف ده روز قسط یا اقساط عقب افتاده را نپردازد. ‌در این مورد اگر اجاره‌نامه رسمی باشد موجر می‌تواند از دفترخانه یا اجری ثبت صدور اجرائیه بر تخلیه و وصول اجاره بها را درخواست نماید. ‌هر‌گاه پس از صدور اجرائیه مستاجر اجاره‌بهای عقب افتاده را تودیع کند اجرای ثبت تخلیه را متوقف می‌کند ولی موجر می‌تواند به استناد تخلف‌ مستاجر از پرداخت اجاره بها از دادگاه درخواست تخلیه عین مستاجر را بنماید. ‌هر‌گاه اجاره‌نامه عادی بوده یا سند اجاره تنظیم نشده باشد موجر می‌تواند برای تخلیه عین مستاجره و وصول اجاره بها به دادگاه مراجعه کند. ‌در موارد فوق هر‌گاه مستاجر قبل از صدور حکم دادگاه اضافه بر اجاره‌بهای معوقه صدی بیست آن را به نفع موجر در صندوق دادگستری تودیع نماید‌حکم به تخلیه صادر نمی‌شود و مستاجر به پرداخت خسارت دادرسی محکوم و مبلغ تودیع شده نیز به موجر پرداخت می‌گردد، ولی هر مستاجر فقط ‌یک بار می‌تواند از این ارفاق استفاده کند، حکم دادگاه در موارد مذکور در این بند قطعی است.

 

ثانیاً: به ‌موجب ماده ۲ لایحه قانونی تشکیل دادگاه‌های عمومی رسیدگی در دادگاه‌های عمومی حقوقی یک درجه است و پژوهش و تجدیدنظر ندارد مگر در مورد تبصره الحاقی به ماده ۲۲ لایحه قانونی مذکور که دادگاه حقوقی به قائم‌مقامی از دادگاه صلح رسیدگی نموده باشد حکم دادگاه حقوقی عمومی مبنی بر تخلیه عین مستأجره به علت تخلف از پرداخت اجاره‌بها و وصول اجاره‌بهای مورد تخلف به هر میزانی که باشد غیرقابل پژوهش و تجدیدنظر خواهد بود.

                                                            تخلیه عین مستاجره به علت تخلف از پرداخت اجاره بها

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

حجر چیست ؟ و انواع آن

واژه حجر در لغت به معنی منع و بازداشتن است . ( حجر چیست ؟ و انواع آن ) 

در اصطلاح حقوقی حجر به معنی عدم اهلیت استیفاست . حجر، در مقابل اهلیت است.

( حجر چیست ؟ و انواع آن ) 

به عبارت دیگر حجر عبارت است از منع شخص به حکم قانون از اینکه بتواند امور خود را به طور مستقل و بدون دخالت دیگری اداره کند و شخصاً اعمال حقوقی انجام دهد . (  حجر چیست ؟ و انواع آن ) 

به کسی محجور گویند که دارای حجر است.

اسباب حجر عبارت اند از صِغَر (کودکی)، جنون (دیوانگی)، فلس (ناداری)، سفه (نداشتن عقل اقتصادی)

ماده ۱۲۰۷ قانون مدنی

اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:

۱) صغار.

۲) اشخاص غیر رشید.

۳) مجانین.

 

               حجر چیست ؟ و انواع آن

انواع تقسیم بندی حجر:

۱- حجر عام و حجر خاص:

 منظور از حجر عام آن است كه شخص به طور كلی از اجرای حق و انجام دادن اعمال حقوقی ممنوع باشد . مثل حجر مجنون كه حجر عام است ، چرا كه دیوانه در كلیه امور خود ممنوع از تصرف است و به علت فقدان اراده، هیچ گونه عمل حقوقی، چه عقد باشد چه ایقاع، نمی‌تواند انجام دهد.

منظور از حجر خاص، آن است كه شخص از پاره‌ای از تصرفات خود ممنوع باشد نه همه آن‌ها، مثل حجر سفیه كه حجر خاص است چرا كه حجر و ممنوعیت تصرف او، محدود به امور مالی است.

حجر تاجر ورشکسته نیز یک نوع حجر خاص است ؛ زیرا محدود به تصرفات مالی است که به زیان بستانکاران باشد .

۲- حجر حمایتی و سوء ظنی:

در حجر حمایتی، منظور قانونگذار، حمایت از محجور است كه او را در مقابل دیگران تحت حمایت خود قرار دهد، تا اینكه دیگران از حجر و وضعیت او سوء استفاده نكنند.

مثلاً در حجر صغیر، مجنون و غیر رشید، قانونگذار بدلیل اختلال یا نقص قوای دماغی و به جهت اینكه آن‌ها قادر به ادارۀ امور خود به طور كامل نیستند، بعضی از محدودیتی‌ها را نسبت به آنان و كسانی كه با آنان تعامل دارند، اعمال نموده است.

ولی در حجر سوء ظنی، منظور قانونگذار، حمایت از دیگران است در مقابل محجور، مثل حجر تاجر ورشكسته كه محدودیت قانونگذار برای تاجر ورشكسته، بدلیل حمایت از طلبكاران می‌باشد.

۳- حجر قانونی و حجر قضایی:

منظور از حجر قانونی این است كه قانون مستقیماً آن شخص را محجور می‌داند مثل:

اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:

۱- صغار ۲- اشخاص غیر رشید ۳- مجانین.

منظور از حجر قضائی این است كه حكم توسط دادگاه صادر شده باشد؛ مثل حجر تاجر ورشكسته كه پس از احراز شرایط ورشكستگی توسط دادگاه صادر می‌شود.

۴- حجر مبتنی بر فقدان اراده و نقص اراده:

در پاره ای از موارد حجر مبتنی بر فقدان درک ، شعور و اراده است و در پاره ای از موارد مبنای حجر نقص یا عدم کفایت اراده است . چنانچه مجنون از نوع اول و حجر صغیر ممیز یا سفیه از نوع دوم است .

۵- حجر در امور مالی و غیرمالی:

گاهی حجر و ممنوعیت تصرف شخص، فقط در امور مالی است مثل حجر سفیه كه در امور غیر مالی نمی‌باشد و فقط در امور مالی است كه عقل معاش ندارد

 و گاهی حجر هم شامل امور مالی و هم غیر مالی است مثل حجر صغیر و مجنون كه عام است.

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

شرط مجهول که باعث بطلان معامله می شود

مصداق شرط  مجهولی که موجب جهل به عوضین و بطلان معامله می شود .

( شرط مجهول که باعث بطلان معامله می شود ) 

دو خواهر خانه مسکونی خویش را طی مبایعه ­نامه عادی به برادرشان فروخته اند، شرح مبایعه نامه بدین صورت است که: ( شرط مجهول که باعث بطلان معامله می شود ) 

مورد معامله یک باب خانه مسکونی… که از ارث پدری به جا مانده که خانم اشرف … و خانم فاطمه الزهرا ….. سهم خود را که مبلغ پانصدهزار تومان (۵۰۰٫۰۰۰) بوده است را به آقای مهدی …  واگذار نموده اند و از این تاریخ (۱۵/۱۰/۷۶) به بعد هیچ گونه ادعایی در مورد این خانه مسکونی ندارند ضمناً هر موقع این خانه به فروش برسد به قمیت روز حق اشرف و زهرا پرداخت خواهد شد.

خواهان ( برادر ) دادخواست الزام به تنظیم سند رسمی به طرفیت دو خواهر خود داده است .

آیا امکان صدور حکم به الزام تنظیم سند رسمی می توان صادر نمود و اگر حکم صادر شود ، آیا بایستی این شرط که ( …… ضمناً هر موقع این خانه به فروش برسد به قیمت روز بایستی حق اشرف و زهرا پرداخت گردد . ) در سند و حکم قید گردد یا خیر ؟

پاسخ :

با توجه به فروش و شروط مذکور در سئوال نظر به اینکه اولاً پرداخت ثمن معامله منوط به فروش خانه موضوع بحث بوده و قید شده است که هر موقع خانه به فروش برسد، بنابراین چون زمان فروش، حین انجام معامله مجهول بوده است از مصادیق بارز بند ۲ ماده ۲۳۳ قانون مدنی یعنی شرط مجهولی بوده که موجب جهل به میزان ثمن معامله گردیده است و بالنتیجه موجب بطلان معامله می باشد.

ثانیاً هر چند در قرارداد ثمن معامله ظاهراً تعیین گردیده است؛

 اما ین عبارت که هر موقع خانه به فروش برسد به قیمت روز حق اشرف و زهرا پرداخت می شود نیز موجب ابهام به میزان ثمن منظور نظر طرفین، یا حداقل فروشندگان بوده و به این لحاظ مشمول مقررات ماده ۲۳۳ بوده و بالنتیجه با فرض بطلان قرار داد، درخواست الزام به تنظیم سند فاقد توجیه قانونی خواهد بود.

 

                            شرط مجهول که باعث بطلان معامله می شود

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

ماده ۲۳۳ قانون مدنی :

شروط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است.

۱ – شرط خلاف مقتضای عقد.

۲ – شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود.

تبدیل تعهد ، یکی از طرق سقوط تعهد

پرسش : ( تبدیل تعهد ، یکی از طرق سقوط تعهد ) 

در صورتی که بستانکار چک شخص دیگری را بابت طلبش از مدیون بپذیرد ، دارنده چک حق مراجعه به چه کسی را دارد ؟

پاسخ : ( تبدیل تعهد ، یکی از طرق سقوط تعهد ) 

با توجه به اینکه ماده ۲۶۴ قانون مدنی تبدیل تعهد را یکی از طرق سقوط تعهدات دانسته

( تبدیل تعهد ، یکی از طرق سقوط تعهد ) 

 

‌ماده ۲۶۴ قانون مدنی :

« تعهدات به یکی از طرق ذیل ساقط می‌شود:

۱- بوسیله وفای به عهد

۲- بوسیله اقاله

۳-  بوسیله ابراء

۴- بوسیله تبدیل تعهد

۵- بوسیله تهاتر

۶- بوسیله مالکیت مافی الذمه »

و طبق بند ۳ ماده ۲۹۲ قانون مدنی

تبدیل تعهد در موارد ذیل حاصل می‌شود:

۱- وقتی که متعهد و متعهدله به تبدیل اصلی به تعهد جدیدی که قائم مقام آن میشود بسببی از اسباب تراضی نمایند در این  صورت متعهد‌ نسبت به تعهد اصلی بری می‌شود.

۲- وقتی که شخص ثالث با رضایت متعهدله قبول کند که دین متعهد را ادا نماید.

۳- وقتی که متعهدله مافی الذمه متعهد را به کسی دیگر منتقل نماید.

تبدیل تعهد محقق می شود .

در فرض استعلام که بستانکار چک شخص دیگری را از مدیون بپذیرد ، دو حالت متصور است :

اول آنکه مدیون چک شخص دیگری را بدون ظهر نویسی یا ضمانت در اختیار طلبکار قراردهد و طلبکار آن را در قبال طلب خود بپذیرد به گونه ای که طبق ماده ۲۹۲ قانون مدنی تبدیل تعهد محقق شود ، در این حالت ، اگر به تشخیص دادگاه تبدیل تعهد انجام شده باشد ، دارنده چک تنها حق مراجعه به صادر کننده چک را دارد ، به عبارت دیگر چون با اخذ چک از سوی بستانکار ، مدیون اصلی بری الذمه شده است ، لذا دارنده چک منحصراً باید به صادر کننده چک مراجعه کند ، مگر اینکه طرفین شرط کرده باشند که در صورت عدم پرداخت وجه چک دارنده چک حق مراجعه به مدیون اصلی را داشته باشد .

دوم آنکه مدیون برای ادای دین ، چک شخص دیگری را با انجام ظهر نویسی یا ضمانت به طلبکار بدهد که در این حالت چون ظهر نویس یا ضامن یا صادر کننده مسئوولیت تضامنی دارند ، در این صورت دارنده چک علاوه بر آنکه می تواند علیه صادر کننده شکایت کیفری نماید ؛ با رعایت شرایط مقرر در قانون تجارت نیز می تواند به صادر کننده و هم ظهر نویس ضامن برای دریافت وجه چک مراجعه نماید .

 

                           تبدیل تعهد ، یکی از طرق سقوط تعهد

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

صرف وجود وجه التزام برای عدم انجام تعهد

صرف وجود وجه التزام کافی، برای عدم انجام تعهد وفسخ قول نامه وپرداخت آن نیست.

( صرف وجود وجه التزام برای عدم انجام تعهد ) 

پرسش :

دراکثرقول نامه ها ومبایعه نامه ها عبارت زیر: ( صرف وجود وجه التزام برای عدم انجام تعهد ) 

« اگرهریک از طرفین معامله به هرعنوان ازمعامله منصرف شود باید مبلغ…..ریال به عنوان خسارت به طرف دیگر پرداخت کند. »

( صرف وجود وجه التزام برای عدم انجام تعهد ) 

یا مشابه آن قید می گردد، آیا این قید به منظورتاکید پایه های معامله و وجه التزام برای عدم امکان استفاده از فسخ معامله تحت هر عنوان مورد توجه متعاملین است، یا به این منظور است که هرگاه یکی از طرفین از انجام معامله اعلام انصراف نمود معامله فسخ می شود النهایه منصرف شونده باید مبلغ تعیین شده رابه عنوان خسارت وضرر وزیان به طرف دیگر پرداخت نماید؟

پاسخ :

صرف وجه التزام ،کافی برای عدم انجام تعهد وفسخ نامه وپرداخت نیست بلکه باید به مفاد قرارداد وعباراتی که به کاربرده شده و مجموع شرایط توجه کرد.

درصورتی که از عبارات قول نامه استفاده شودکه طرفین حق انصراف ازمعامله رابرای خود در ازای پرداخت مبلغی محفوظ داشته اند دراین صورت طرف مقابل فقط حق مطالبه وجه التزام را خواهد داشت واگر عبارات قول نامه به نحو دیگری باشد؛ مثلا، قید شود که درصورت تخلف متخلف علاوه بر الزام به انجام معامله باید فلان مبلغ را بپردازد ،طرف مقابل حق خواهد داشت که از متخلف هم وجه التزام مطالبه کند وهم الزام اورا به انجام معامله بخواهد.

صرف وجود وجه التزام برای عدم انجام تعهد

ماده ۲۳۰ قانون مدنی :

« اگر در ضمن معامله شرط شده باشد که در صورت تخلف ، متخلف مبلغی به عنوان خسارت تأدیه نماید ، حاکم نمی تواند او را به بیشتر یا کمتر از آنچه ملتزم شده است محکوم کند . »

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

دستور عدم پرداخت وجه چک

ماده ۱۴ قانون صدور چک (دستور عدم پرداخت وجه چک ) 

صادر کننده چک یا ذینفع یا قائم مقام قانونی آنها با تصریح به اینکه چک ، مفقود یا سرقت یا جعل شده و یا از طریق کلاهبرداری ، خیانت در امانت یا جرائم دیگری تحصیل گردیده ، می تواند کتباً دستور عدم پرداخت وجه چک را به بانک بدهد . ( دستور عدم پرداخت وجه چک ) 

بانک پس از احراز هویت دستور دهنده ، از پرداخت وجه آن خودداری خواهد کرد و در صورت ارائه چک ، بانک گواهی عدم پرداخت را با ذکر علت اعلام شده ، صادر و تسلیم می نماید .( دستور عدم پرداخت وجه چک ) 

نکته :

حسب ماده ۱۴ قانون صدور چک ، صادر کننده / دارنده و یا ذینفع چک ، می توانند در موارد ذیل دستور عدم پرداخت وجه چک را به بانک بدهند .

۱-در صورت مفقودی چک

۲-سرقت چک

۳-جعل چک

۴-در صورتی که چک در اثر کلاهبرداری تحصیل شود .

۵-اگر چک در اثر خیانت در امانت کسب شود .

۶-اگر چک در جریان جرائم دیگری به دست آید .

نحوه ارائه درخواست به بانک

موضوع : درخواست عدم پرداخت وجه چک

ریاست محترم بانک ………………….

اینجانب ……………………..فرزند …………………….. دارنده حساب جاری شماره ……………………. به استحضار می رساند .

نظر به مفقودی و یا سرقت و ……… چک شماره ……………………… بانک ……………….صورت گرفته در راستای اعمال ماده ۱۴ قانون صدور چک ، خواستار عدم پرداخت وجه چک به مدت می باشم .                                                                      محل امضاء

                                                                            دستور عدم پرداخت وجه چک

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

نکته ۱ :

دارنده و یا ذینفع چک ، می بایست ظرف مدت یک هفته از تاریخ دستور عدم پرداخت به بانک ، از بابت جرم کیفری حاصله از چک ( خیانت در امانت و یا کلاهبرداری و یا …… ) شکایت خود را به دادسرا تقدیم نموده و سپس گواهی شکایت خود را به بانک مربوط تسلیم نماید .

در غیر این صورت ، پس از انقضای مهلت یک هفته ای ، به تقاضای دارنده و یا ذینفع چک ، وجه آن را به وی پرداخت می گردد .

نکته ۲ :

دستور عدم پرداخت موضوع ماده ۱۴ قانون صدور چک ، صرفاً در مواردی است که چک ، به واسطه ی جرم کیفری تحصیل شده باشد و شامل موارد …….

اختلاف حساب / اختلاف در مفاد و شرایط قرارداد نمی گردد بدین نحو که …… اگر شما ، دارنده و یا ذینفع چک را به هر دلیلی محق به دریافت وجه چک نمی دانید نمی توانید جلوی چک را با استناد به این ماده بگیرید .

چرا که خلف وعده و یا عدم انجام تعهد از ناحیه دیگران ، مثل جرائم مندرج در بالا ، جرم کیفری محسوب نمی شود و صرفاً تخلف مدنی محسوب می شود و صرفاً می تواند با استناد به ماده ۱۴ قانون صدور چک دستور عدم پرداخت وجه چک را به بانک داد .

نکته :

در موارد اختلاف حساب و یا اختلاف در معامله ، نمی توانید دستور عدم پرداخت به بانک بدهید و یا به اصطلاح جلوی چک تان را بگیرید .

 

شرایط قانونی طرفین قرارداد مشارکت در ساخت

هر قرارداد مشارکت در ساختی حداقل دارای ۲ طرف می باشد :

( شرایط قانونی طرفین قرارداد مشارکت در ساخت ) 

الف ) مالک / مالکین

ب ) سازنده / سازندگان

که هر یک از مالکین و سازندگان نیز می تواند متشکل از ۱ یا ۲ یا چند نفر باشند . لازم به ذکر است هر کدام از مالکین و یا سازندگان ، امکان دارد جزء اشخاص حقیقی یا حقوقی باشند .

( شرایط قانونی طرفین قرارداد مشارکت در ساخت ) 

منظور از اشخاص حقیقی ، بر هر انسان زنده و در قید حیات شخص حقیقی می گویند .

اشخاص حقیقی از جهات قانونی باید حائز شرایط  ذیل باشند ( ماده ۲۱۱ قانون مدنی )

( شرایط قانونی طرفین قرارداد مشارکت در ساخت ) 

الف ) عقل سالم و کامل داشته باشد .

نقطه مقابل شخص عاقل ، مجنون است کسی که تعادل عقلی اش از رفته مجنون می نامند بنابراین با مجنون دائمی به جهت فقدان قصد مطلقاً نمی توانید هیچ گونه معامله ای نماید و با مجنون ادواری ( گاهی مجنون و گاهی عاقل ) ، فقط در حالت افاقه ( عاقل بودن ) ؛ می توانید توافق نماید .

ب ) به سن بلوغ شرعی و رشد قانونی رسیده باشد .

برابر ماده ۱۲۱۰ قانون مدنی سن بلوغ شرعی برای پسران ۱۵ سال تمام شمسی و دختران ۹ سال تمام شمسی است که این سن را سن بلوغ معاملاتی می گویند . لازم به ذکر است ، طرفین قرارداد مشارکت در ساخت ، علاوه بر سن بلوغ معاملاتی ، می بایست به سن رشد قانونی ( ۱۸ سال ) هم رسیده باشند .

بنابراین عملاً قبل از سن ۱۸ سالگی افراد ، نمی توانند وارد معامله با دیگران بشوند ، مگر آنکه حکم رشد آن ها از ناحیه مرجع قانونی صالح ( دادگاه خانواده مستقر در دادگاه امور حسبی ) صادر شده باشد .

نتیجه :

بنابراین معامله با محجورین که عبارتند از :

۱٫کودکان صغیر ( ممیز و غیر ممیز )

۲٫اشخاص  غیر رشید

( فرد بالغی که تصرفات او در مال و اموالش عقلایی نیست یا اصطلاحاً عقل معاش ندارد . )

۳٫مجانین

به واسطه عدم اهلیت باطل است .

مگر آنکه قرارداد مشارکت در ساخت با ولی یا قیم آن ها منعقد گردد ؛ که در این صورت می بایست مدرک مثبت قیمومیت و سرپرستی و اجازه نامه کتبی از دادگاه ، ملاحظه و اخذ گردد .

نکته :

اگر یکی از طرفین قرارداد مشارکت در ساخت مشکوک به محجوریت باشد مثل آنکه کهولت سن داشته و رفتار و حرکات غیر طبیعی داشته باشد ، کمی تنظیم و انعقاد قرارداد خود را به تاخیر بیندازید .

بدواً جهت بررسی این که طرف قرارداد جزء محجورین است به اداره سرپرستی و امور محجورین مراجعه نماید لازم به ذکر است ، مراجعه به اداره سرپرستی برای همگان آزاد است .

البته حالتی دیگر امکان دارد به وقوع بپیوندد و آن این است که متاسفانه بعضی از افراد ظاهراً محجور نیستند و از طرفی اسامی آنها را جزء اسامی محجورین ، در اداره سرپرستی هم قید نکرده اند ولکن بستگان و اقوام وی بعداً مدعی محجوریت وی می گردند که دراین حالت بهتر است گواهی صحت و سلامت عقل و روان وی را ( از پزشک قانون ) مطالبه کنیم .

لازم به ذکر است در مواردی که حکم به محجوریت اشخاص صادر می شود ، مراتب از طریق دادگاه به اداره ثبت اسناد و املاک کشور هم اعلام می گردد .

ج ) شخص حقیقی نباید فوت کرده باشد .

باید به عرض برسانم ، بعد از فوت هر شخص می توانند ، با ورثه وی مبادرت به انعقاد قرارداد مشارکت در ساخت نمایند ، مشروط به آنکه ……

۱٫مدارک هویتی آن ها را رویت و اخذ گردد .

۲٫گواهی حصر وراثت را از آن ها رویت و اخذ گردد .

۳٫قرارداد به امضای همگی ورثه برسد .

نکته :

ضمن اخذ کپی مدارک فوق ، ذیل آن مدارک می بایست به امضای کلیه ورثه برسد .

اگر مالکین چند ملک قصد تجمیع ، املاک خود را با یکدیگر داشته باشند به منظور انعقاد قرارداد مشارکت با اشخاص ثالث می بایست همگی مالکین ذیل قرارداد مشارکت در ساخت را امضاء نمایند .

د) اشخاص حقیقی به خاطر تخطی از قوانین و مقررات از ناحیه مقامات اداری و یا قضایی ، ممنوع المعامله نشده باشند .

مثل تاجر ورشکسته به تقصیر و تقلب ، مفاسد اقتصادی و اشخاصی که اموالشان مصادره شده .

ه ) اشخاص مشمول ، فراری از نظام وظیفه نباشد آن ها می توانند قرارداد عادی با دیگران تنظیم نمایند ولکن سند رسمی نمی توانند تنظیم نمایند .

 

                                  شرایط قانونی طرفین قرارداد مشارکت در ساخت

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

اموال منقول و غیر منقول چیست؟

اموال منقول به اموالی گفنه می‌شود که می‌توان آنها را از محلی به محل دیگر منتقل کرد؛ بدون اینکه به خود مال یا محل استقرار آن، صدمه‌ای وارد شود، برای مثال اشیایی مثل کتاب و لباس از اموال منقول محسوب می‌شوند.اموال غیرمنقول نیز به اموالی گفته می‌شود که نمی‌توان آنها را از محلی به محل دیگر منتقل کرد، به صورتی ‌که در خود مال یا محل استقرارش، صدمه‌ای وارد نشود. برای مثال، دیوار، ساختمان و زمین، مال غیر‌منقول محسوب می‌شوند.

 


مقررات عمومی توقیف اموال

مامور اجرای حكم پس از درخواست توقیف اموال باید بدون تاخیر نسبت به توقیف اموال محكوم‌علیه اقدام كند. فرقی نمی‌كند كه این اموال در حوزه دادگاه صادركننده اجراییه باشد یا در حوزه دادگاه دیگر، زیرا اگر مال در حوزه دادگاه دیگری واقع شده باشد، توقیف آن را از قسمت اجرای احکام آن دادگاه می‌توان درخواست كرد. باید توجه داشت كه از اموال محكوم‌علیه به اندازه‌ای توقیف می‌شود كه معادل محكوم‌به و هزینه‌های اجرایی باشد اما هر گاه مال معرفی‌شده ارزش بیشتری داشته و قابل تجزیه نباشد، تمام آن توقیف خواهد شد. در این صورت چنانچه مال، غیرمنقول باشد، مقدار مشاعی از آن كه معادل محكوم‌به و هزینه‌های اجرایی باشد، توقیف می‌شود.

توقیف اموال منقول

اموال منقولی که خارج از محل سکونت یا محل کار محکوم‌علیه باشد، در صورتی توقیف می‌شود که دلایل کافی برای تعلق این اموال به محکوم‌علیه در دسترس باشد.اگر مال منقول در تصرف شخص دیگری غیر از محکوم‌علیه باشد و آن شخص نسبت به آن ادعای مالکیت داشته باشد یا اینکه شخص متصرف (شخص ثالث) آن مال را متعلق به دیگری معرفی کند، به عنوان مال محکوم‌علیه توقیف نخواهد شد البته اگر خلاف ادعای متصرف ثابت شود، او مسئول جبران خسارت محکوم‌له خواهد بود.از اموال موجود در محل سکونت زن و شوهر، آنچه معمولاً و عادتاً مورد استفاده اختصاصی زن باشد، متعلق به زن و آنچه مورد استفاده اختصاصی مرد باشد، متعلق به شوهر و بقیه مشترک بین آنان محسوب می‌شود، مگر آن که خلاف آن ثابت شود.

اگر مال منقول معرفی‌شده در جایی قرار گرفته باشد که درب آن بسته باشد و از بازکردن آن خودداری شود، مأمور اجرای احکام با حضور مأموران انتظامی اقدام لازم را برای باز کردن درب و توقیف مال انجام می‌دهد و در مورد باز کردن محلی که کسی در آن نیست با حضور نماینده دادستان، درب باز خواهد شد.مأمور اجرا قبل از توقیف اموال منقول باید صورتی که مشتمل بر اوصاف کامل اموال از قبیل نوع، عدد، وزن و اندازه که با تمام حروف و اعداد باشد را تنظیم کند همچنین لازم است در هر مورد، مشخصات و خصوصیاتی که معرف کامل مال باشد، نوشته شود.هنگامی که شخص ثالث نسبت به مال منقولی که می‌خواهد توقیف شود، مدعی حقی است، مأمور اجرا مشخصات و خلاصه اظهارات او را قید می‌کند.

اموال منقول، حین توقیف ارزیابی می‌شود. قیمت اموال را محکوم‌له و محکوم‌علیه با توافق یکدیگر تعیین می‌کنند و هر گاه با یکدیگر به توافق نرسند یا اینکه اصولاً حین توقیف حاضر نباشند، قیمت اموال توسط ارزیاب تعیین می‌شود.تعیین ارزیاب با توافق طرفین است و در صورت حاصل نشدن توافق یا حاضر نشدن محکوم‌علیه، مأمور اجرا از میان کارشناسان رسمی و در صورت نبودن کارشناسان رسمی از بین اشخاص معتمد و خبره، ارزیاب را معین می‌کند و هر گاه هنگام توقیف به ارزیاب دسترسی نباشد، قیمتی که محکوم‌له تعیین می‌کند، برای توقیف مال ملاک عمل است. در حالت اخیر، مأمور اجرا نسبت به تعیین ارزیاب و تقویم مال به قید فوریت عمل خواهد کرد.نظریه ارزیاب بلافاصله به طرفین ابلاغ می‌شود و هر یک می‌توانند ظرف سه روز از تاریخ ابلاغ ارزیابی، به آن اعتراض کنند. دادگاهی که حکم به وسیله آن اجرا می‌شود، به اعتراض رسیدگی می‌کند.

بر اساس ماده‌ ۹۹ قانون اجرای احکام مدنی، هر گاه مال غیرمنقولی توقیف شود، باید به اداره‌ ثبت محلی که مال غیرمنقول در آنجا واقع است، اطلاع داده شود. بر طبق ماده‌ ۱۰۰ همین قانون، اداره‌ ثبت محل، در صورتی ‌که آن مال، به نام محکوم‌علیه به ثبت رسیده باشد، بازداشت آن مال را در «دفتر املاک» درج می‌کند و به مسئولان اجرای حکم هم اطلاع می‌دهد که آن مال، به نام محکوم‌علیه ثبت شده است همچنین اگر آن مال در جریان ثبت شدن به نام محکوم‌علیه باشد، اداره‌ ثبت، بازداشت آن مال را در «دفتر املاک بازداشتی» درج می‌کند و به مسئولان اجرای حکم نیز اطلاع می‌دهد.

دستمزد ارزیاب به وسیله مأمور اجرا معین شده که پرداخت آن بر عهده محکوم‌علیه است.اموال منقول توقف‌شده درهمان جایی که هست، حفظ می‌شود، مگر آن که نقل اموال به محل دیگر ضرورت داشته باشد. اموال توقیف‌شده برای حفاظت به شخص مسئولی که حافظ نامیده می‌شود، سپرده خواهد شد. حافظ نسبت به این اموال امین محسوب می‌شود و حق ندارد از آن اموال به نفع خود استفاده کند یا آن را به کسی بدهد. هر گاه مال منقول متعلق به محکوم‌علیه نزد شخص ثالثی باشد (اعم از حقیقی و حقوقی) یا مورد درخواست توقیف طلبی باشد که محکوم‌علیه از شخص ثالث دارد، اخطار متضمن رونوشت اجراییه به شخص ثالث ابلاغ می‌شود و مراتب فوراً به محکوم‌علیه نیز ابلاغ می‌شود.شخص ثالث پس از ابلاغ مذکور نباید مال یا طلب توقیف‌شده را به محکوم‌علیه بدهد و باید طبق دستور مدیر اجرا عمل کند و در صورت تخلف، مسئول جبران خسارت وارده به محکوم‌له خواهد بود.

توقیف اموال غیر‌منقول

چگونگی توقیف اموال غیرمنقول، کاملاً با توقیف اموال منقول متفاوت است؛ مقررات مربوط به توقیف اموال غیر‌منقول را می‌توان در چند بخش، مورد بررسی قرار داد که عبارتند از:

۱-  توقیف اموال غیرمنقول (ثبت‌شده)

بر اساس ماده‌ ۹۹ قانون اجرای احکام مدنی، هرگاه مال غیرمنقولی توقیف شود، باید به اداره‌‌ ثبت محلی که مال غیرمنقول در آنجا واقع است، اطلاع داده شود. بر طبق ماده‌ ۱۰۰ همین قانون، اداره‌ ثبت محل، در صورتی ‌که آن مال، به نام محکوم‌علیه به ثبت رسیده باشد، بازداشت آن مال را در «دفتر املاک» درج می‌کند و به مسئولان اجرای حکم نیز اطلاع می‌دهد که آن مال، به نام محکوم‌علیه ثبت شده است همچنین اگر آن مال در جریان ثبت شدن به نام محکوم‌علیه باشد، اداره‌ ثبت، بازداشت آن مال را در «دفتر املاک بازداشتی» درج می‌کند و به مسئولان اجرای حکم هم اطلاع می‌دهد.در مقابل، اگر مال غیرمنقول، به نام شخص دیگری به غیر از محکوم‌علیه، به ثبت رسیده باشد، اداره‌ ثبت، فوراً مسئولان اجرای حکم را در جریان می‌گذارد تا به حق و حقوق صاحبان آن مال، لطمه‌ای وارد نشود.

۲-  توقیف اموال غیرمنقول ثبت‌نشده (فاقد سابقه ثبت)

در بعضی از مناطق کشور، ممکن است اشخاص، به ثبت اموال غیرمنقول خود اقدام نکرده باشند؛ برای مثال ممکن است شخصی، قهوه‌خا‌نه‌ای در بین راه بسازد و در آن فعالیت کند و اقدامی نیز برای ثبت آن انجام ندهد؛ به همین دلیل کاملاً طبیعی است که این مال غیرمنقول، هیچ‌گونه سابقه‌ ثبتی نداشته باشد. توقیف چنین اموالی (اموال غیرمنقول فاقد سابقه‌ ثبت) زمانی مجاز است که محکوم‌علیه، در آن «تصرف مالکانه» داشته یا اینکه به موجب حکم نهایی، مالک آن مال شناخته شده باشد. البته اگر به موجب حکمی، محکوم‌علیه مالک آن مال شناخته شده اما آن حکم، هنوز نهایی نشده باشد، می‌توان آن مال را به عنوان اموال متعلق به محکوم‌علیه توقیف کرد اما تا زمانی‌ که حکم مذکور (که محکوم‌علیه را مالک شناخته است) نهایی نشود، مال غیرمنقول، فقط در توقیف می‌ماند و محکوم‌له نمی‌تواند درخواست کند که از این مال، محکوم‌به به او پرداخت شود.

۳- توقیف عواید مال غیرمنقول

بر طبق ماده‌ ۱۰۲ قانون اجرای احکام مدنی، اگر مال غیرمنقول، عوایدی داشته باشد، به‌ قدری که عواید یک سال آن، برای پرداخت محکوم‌به و هزینه‌های اجرایی کافی باشد، عینِ (خودِ) مال توقیف نمی‌شود و فقط عواید آن مال، مورد توقیف قرار می‌گیرد تا محکوم‌به از آن پرداخت شود؛ البته به شرط آن ‌که محکوم‌علیه به این‌کار راضی باشد.

بر اساس ماده‌ ۱۱۰ قانون اجرای احکام مدنی، ارزیابی اموال غیرمنقول، بر اساس همان مقرراتی است که بر طبق آنها، ارزیابی اموال منقول انجام می‌شود.

 

پاک کردن سوء پیشینه

تعریف پیشینه: درلغت سابقه هر چیز و هر امرى را گویند مانند سوابق مربوط به پیدایش صنعت نفت یا کشت نیشکر و قند و از این مقوله است (عدم سوء پیشینه). در اصطلاحات حقوق ادارى اوراق مربوط به گذشته یک امر حاضر را که در دست اقدام است گویند.

 

اسم دیگر آن سابقه است. قانون در مورد سابقه کیفری چه می‌گوید: طبق ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ افرادی که مرتکب جرمی بشوند و مجازات آن‌ها به شرح زیر باشد دارای محکومیت موثر کیفری هستند و تا پایان این موارد نمی‌توانند گواهی عدم سوء پیشینه بگیرند.

 

ماده ۲۵ – محکومیت قطعی کیفری در جرایم عمدی، پس از اجرای حکم یا شمول مرور زمان، در مدت زمان مقرر در این ماده محکوم را از حقوق اجتماعی به عنوان مجازات تبعی محروم می‌کند:

 

الف- ۷ سال در محکومیت به مجازات‌های سالب حیات و حبس ابد از تاریخ توقف اجرای حکم اصلی

 

ب- ۳ سال در محکومیت به قطع عضو، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده بیش از نصف دیه مجنیٌ‌علیه باشد، نفی بلد و حبس تا درجه ۴

 

پ- ۲ سال در محکومیت به شلاق حدی، قصاص عضو در صورتی که دیه جنایت وارد شده نصف دیه مجنیٌ‌علیه یا کمتر از آن باشد و حبس درجه ۵

 

تبصره ۱ ـ در غیر موارد فوق، مراتب محکومیت در پیشینه کیفری محکوم درج می‌شود، لکن در گواهی‌های صادره از مراجع ذی‌ربط منعکس نمی‌شود، مگر به درخواست مراجع قضایی برای تعیین یا بازنگری در مجازات

 

تبصره ۲ – در مورد جرایم قابل گذشت در صورتی که پس از صدور حکم قطعی با گذشت شاکی یا مدعی خصوصی، اجرای مجازات موقوف شود اثر تبعی آن نیز رفع می‌شود.

 

تبصره ۳ – در عفو و آزادی مشروط، اثر تبعی محکومیت پس از گذشت مدت‌های فوق از زمان عفو یا اتمام مدت آزادی مشروط رفع می‌شود. محکوم در مدت زمان آزادی مشروط و همچنین در زمان اجرای حکم نیز از حقوق اجتماعی محروم می‌شود.

 

نکته: در اجرای تبصره ۱ ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ در خصوص افرادی که سابقه محکومیت کیفری داشته، اما سابقه آن‌ها در حال حاضر موثر نیست آیا فرم شماره یک (فاقد سابقه کیفری) یا فرم شماره ۲ (فاقد سابقه موثر کیفری) صادر و به وی تحویل می‌شود یا خیر؟

 

با توجه به اینکه صرفاً محکومیت قطعی کیفری در جرایم عمدی طبق ماده ۲۵ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۹۲ محکومٌ علیه را در مدت‌های مقرر در ذیل این ماده از حقوق اجتماعی محروم می‌کند؛ بنابراین در غیر موارد مذکور در بندهای ذیل این ماده محکومٌ علیه فاقد سابقه کیفری محسوب می‌شود و لزومی به درج در گواهی صادره نیست و باید گواهی عدم سوء‌پیشینه کیفری صادر شود.

 

 

روش های مهاجرت به کانادا و انگلیس

 

مهاجرت از طریق ویزای کار:

مهندسی عمران-مکانیکی-برق-کامپیوترو معماری و …………………و همچنین تکنسین فنی و مشاغل مهارتی مانند جوشکاری-لوله کشی-کابینت سازی-آشپزی-کشاورزی-آرایشگری و …………………. با گذراندن دوره های فنی و حرفه ای و اخذ مدرک میتوانند از طریق این روش کمتر از یکسال برای خود و خانوادشان اقامت دائم کانادا و انگلیس را کسب کنند.

مهاجرت از طریق خویشاوندی:

افرادی که خویشاوند نزدیک در کانادا و انگلیس دارندو یا کسانی که همسرشان اقامت کانادا و انگلیس را داشته باشد.

مهاجرت از طریق ویزای تحصیلی:

 

یکی از راه های مهاجرت به کانادا  و گرفتن اقامت  ، مهاجرت به کانادا و از طریق تحصیل است سالانه تعداد بیشماری دانشجو جهت تحصیل در کانادا به این کشور مهاجرت می کنند در این مطلب قصد داریم در این مورد به طور مفصل صحبت کنیم .

برای مهاجرت یه کانادا از طریق ویزای تحصیلی باید دارای شرایط زیر باشید:

۱-تمکن مالی

۲-مدرک زبان انگلیسی (نمره۷  IELTS)

تحصیل در کانادا رایگان نیست اما در مقایسه با کشورهای دیگر از هزینه کمتری برخوردار است.

اکثر محصلین بعد اتمام تحصیل در کانادا میتوانند اقامت دائم را کسب کنند و در همان جا مشغول به کار شوند.

افرادی که زیر ۱۸ سال هستند میتوانند بدون مدرک زبان و به همراه یک نفر ازاعضای خانواده خود به صورت رایگان برای تحصیل به این کشور مهاجرت کنند.

ضرب و جرح چیست ؟

ضرب چیست ؟ ( ضرب و جرح چیست ؟ ) 

ضرب به صدماتی اطلاق می گردد که بدون از هم گسیختگی ظاهری نسجی و جاری شدن خون ایجاد می شود . تورم ، کوفتگی ، سرخی ، کبودی و سیاه شدگی و پیچ خوردن مفاصل بدون شکستگی و تجمع خون در بافت ها و خونمردگی ها آثار ضرب هستند .

جرح چیست ؟ ( ضرب و جرح چیست ؟ ) 

جرح به مواردی گفته می شود که بافت های بدن از هم گسیخته شده و اغلب با خونریزی همراه هستند . مانند پوست رفتگی ، خراشیدگی ، پارگی ، بریدگی سطحی و عمیق ( ضرب و جرح چیست ؟ ) 

مجازات ضرب و جرح عمدی

لازم است بدانیم مجازات اصلی و اولیه ضرب و جرح از نوع عمدی مانند قتل عمدی، قصاص است.

یعنی همان‌طور که اولیای دم مقتول (بستگان درجه اول مقتول که صاحب خون او هستند) می‌توانند درخواست کنند که قاتل کشته شود، در ضرب و جرح نیز شخص آسیب‌دیده می‌تواند عین همان آسیبی که ضارب به او وارد کرده، تحت نظر قاضی بر جسم ضارب وارد نماید.

بهتر است بدانیم …..

قصاص چیست ؟

قصاص در لغت بمعنای دنبال کردن و پی گیری کردن است.

در اصطلاح به معنای قتلی است که به دنبال قتل دیگر می آید و در جایی دیگر قصاص به معنای پی گیری کردن اثر جنایت به گونه ای که قصاص کننده (و یا اولیای دم) همان جنایتی را برجانی وارد کنند که جانی بر او یا مقتول وارد کرده است.

در مقالات آتی شما همراهان عزیز را با قصاص و قوانین آن آشنا می کنیم .

 

                                                                  ضرب و جرح چیست ؟

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

دیه جراحات

در مواردی قصاص قابل اجرا نیست و به‌جای آن، برای هر نوع آسیبی که به بدن بزه‌دیده وارد می‌شود، مبلغ معینی در قانون تعیین شده که دیه نام دارد و مرتکب جرم در صورت درخواست مجنی‌علیه مکلف به پرداخت آن به وی می‌باشد.

در قانون مجازات اسلامی از ماده ۷۰۹ الی ۷۱۵ قوانین راجع به دیه جراحات پیش بینی شده است .

بطور مثال هر گاه گلوله ای یا نیزه ای وارد دست یا پای شخصی شود طبق ماده ۷۱۳ قانون جزا می تواند تقاضای دیه بکند که به شرح ذیل است :

ماده ۷۱۳ قانون مجازات اسلامی :

« نافذه جراحتی است که با فرو رفتن وسیله ای مانند نیزه یا گلوله در دست یا پا ایجاد می شود دیه آن در مرد یک دهم دیه کامل است و در زن ارش ثابت می شود . »

وسایل ضرب و جرح

ضارب ممکن است عمل ضرب و جرح را به وسیله اعضای خود مانند دست و پا و دندان انجام دهد یا از وسایل دیگری مانند سنگ، چوب، چاقو، سلاح و… استفاده کند.

بطور کلی عوامل ایجاد کننده ضرب و جرح بر سه دسته تقسیم می شوند :

عوامل طبیعی – وسایل اتفاقی – وسایل از پیش تهیه شده و قتاله

عوامل طبیعی : این عوامل عبارت اند از اعضای بدن شخص که بیشتر در دفاع بکار می رود . مثل : دست ، پا ، دندان ها ، سر و تنه

وسایل اتفاقی : این وسایل عبارت اند از اشیائی که هنگام منازعه یا دفاع از خویش در دسترس شخص قرار می گیرند . مانند سنگ ، چوب ، شاخه درخت ، شن ، خاک ، ظروف غذا ، میز و ……

وسایل از پیش تهیه شده و قتاله : این وسایل شامل اجسام سخت ، اسلحه آتشین ، اجسام برنده ، مواد منفجره ، مواد شیمیایی و عوامل فیزیکی اند .

 

حل و فصل اختلافات ناشی از قرارداد مشارکت در ساخت

هر یک از طرفین قرارداد مشارکت در ساخت اعم از ( مالک / سازنده ) در جهت حل و فصل اختلافات حاصله ، ناشی از قرارداد مشارکت در ساخت ، می توانند به نحو مندرج در ذیل ، فصل خصومت نمایند .

( حل و فصل اختلافات ناشی از قرارداد مشارکت در ساخت ) 

۱٫طرفین قرارداد مشارکت در ساخت ، راساً و بدون دخالت دادگاه و داور ، توافق بر رفع اختلافات حاصله نمایند

۲٫اگر طرفین قرارداد مشارکت در ساخت ، شرط ارجاع به داوری را در صورت حصول اختلاف در قرارداد مشارکت در ساخت ، قید نموده باشند .

( حل و فصل اختلافات ناشی از قرارداد مشارکت در ساخت ) 

بدواً طرفین قرارداد مشارکت در ساخت می بایست ، در جهت حل اختلافات حاصله ، به داور یا داوران مراجعه نمایند و دادگستری اصلاً صلاحیت رسیدگی به اصل دعوا را ندارد مگر در موارد استثنائی .

طرفین قرارداد مشارکت در ساخت ، الزامی به درج شرط داوری در قرارداد را ندارند و این امر اختیاری می باشد

۳٫در صورت عدم قید شرط داوری در قرارداد مشارکت در ساخت

طرفین قرارداد مشارکت در ساخت ، می بایست جهت حل و فصل اختلافات حاصله ، به دادگستری مراجعه کنند

 

ارجاع پرونده ها به داوری دارای مزایا و معایبی به شرح ذیل می باشد :

الف ) مزایا

۱٫رسیدگی و اتخاذ تصمیم توسط داور ، راهی آسان تر و فوری تر برای حل و فصل اختلافات حاصله در قراردادهای مشارکت در ساخت می باشد ، منوط به آنکه داور دانش و تخصص کافی را ، در زمینه ی داوری و بالاخص قراردادهای مشارکت در ساخت داشته باشد .

نکته :

استفاده از اشخاص متخصص و خبره مثل کارشناسان رسمی دادگستری و یا مرکز داوری مستقر در کانون وکلای دادگستری ، موجب با کیفیت شدن آراء داوری می گردد .

۲٫اعمال نظر داوری ، نیاز به رعایت تشریفات طولانی دادرسی و پرداخت هزینه های زیاد دادرسی نمی باشد .

 

ب ) معایب

امکان دارد داور تعیینی یک فرد غیر متخصص و مجرب باشد که به راحتی تحت نفوذ و سلطه یکی از طرفین قرارداد ، قرار گیرد و حق شما تضییع گردد .

 

مدت زمان صدور رای داوری

داور می بایست ظرف مدت سه ماه ، از زمان ارجاع اختلاف ، اظهارنظر نماید و پس از صدور رای داوری می توان در خواست اجرای رای داوری ( اجرائیه ) را از دادگستری نمود .

 

اعتراض به رای داور

برابر ماده ۴۹۳ قانون آیین دادرسی مدنی ، اعتراض به رای داور ، مانع از اجرای رای داور نیست ، مگر آنکه دلایل اعتراض ، قوی باشد . در این صورت دادگاه ، قرار توقف اجرای آن را تا پایان رسیدگی به اعتراض و صدور حکم قطعی صادر می نماید  .

 

راه های از بین رفتن شرط داوری در قرارداد

برابر ماده ۴۸۱ قانون آیین دادرسی مدنی در دو صورت وقوع دو شرط ذیل ، شرط داوری از بین می رود :

۱٫تراضی کتبی طرفین دعوا

۲٫فوت یا محجوریت یکی از طرفین دعوا

 

                 حل و فصل اختلافات ناشی از قرارداد مشارکت در ساخت

 

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

استشهادیه محلی برای شکایت از همسایه

گاهی ممکن است همسایه ای بدون ملاحظه قوانین و مقررات آپارتمان نشینی و یا بدون در نظر گرفتن حقوق همسایه ها تا دیر وقت با صدای بلند مشغول جشن و برپایی مهمانی است.

( استشهادیه محلی برای شکایت از همسایه ) 

هر چند در این گونه موارد، می‌توان با گزارش موضوع به مرکز  ۱۱۰ اقدام به دریافت گزارش پلیس و طرح شکایت نمود، ولی تهیه استشهاد محلی برای شکایت از همسایه مزاحم، برای اثبات مزاحمت و محکومیت کیفری وی ضرورت دارد. ( استشهادیه محلی برای شکایت از همسایه ) 

یا در مواردی که همسایه با پارک در پارکینگ دیگران و یا ایجاد مزاحمت برای پارک اتومبیل، مرتکب مزاحمت ملکی شده باشد، باز هم تهیه استشهاد محلی برای شکایت از همسایه مزاحم، ضرورت می‌یابد.

و یا گاهی استفاده بیش از حد و خارج از عرف از مشاعات ساختمان ، تصرف عدوانی  در پارکینگ و انباری و سایر موضوعات دیگر می توانیم اقدام به طرح شکایت کنیم که در ابتدا لازم است استشهادیه محلی تنظیم کنیم

 

استشهادیه محلی برای شکایت از همسایه

 

نمونه اسشهادیه محلی جهت شکایت از همسایه مزاحم

بسمه تعالی

استشهادیه

اینجانبان با در نظر گرفتن خداوند متعال و قرآن مجید شهادت و گواهی می دهیم که خانم / آقای ……………….. فرزند ………….. ساکن در …………………………………………………………… اقدام به اذیت و آزار همسایگان از طریق ریختن زباله در باغچه ، تصرف در پارکینگ مجاور و….. نموده است .

هر زمان که آن مقام محترم لازم بداند حاضر هستیم جهت ادای شهادت حاضر شویم .

شاهد اول :

نام و نام خانوادگی : ………………. نام پدر : ……………………. شماره تماس :…………………………………

آدرس : …………………………………………………………….. امضاء و اثر انگشت

شاهد دوم :

نام و نام خانوادگی : ………………. نام پدر : ……………………. شماره تماس :…………………………………

آدرس : …………………………………………………………….. امضاء و اثر انگشت

شاهد سوم :

نام و نام خانوادگی : ………………. نام پدر : ……………………. شماره تماس :…………………………………

آدرس : …………………………………………………………….. امضاء و اثر انگشت

شاهد چهارم :

نام و نام خانوادگی : ………………. نام پدر : ……………………. شماره تماس :…………………………………

آدرس : …………………………………………………………….. امضاء و اثر انگشت

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

*همچنین برای مشاوره و تهیه استشهادیه کلیک کنید . 

 

 

بررسی اثر شرط مدت در قراردادهای مشارکت در ساخت

یکی از ارکان اساسی قراردادهای مشارکت درساخت ، تعیین مهلت و اجل برای انجام تعهد و اجرای تعهدات می باشد . ( بررسی اثر شرط مدت در قراردادهای مشارکت در ساخت ) 

اصولاً عدم تعیین مدت در عقود و قراردادهای متعدد ، آثار متفاوتی به جای می گذارد که در ذیل به شرح و بسط آن می پردازم : ( بررسی اثر شرط مدت در قراردادهای مشارکت در ساخت ) 

۱٫عدم تعیین مدت ، در بعضی از قراردادها موجب بطلان آن می گردد مثل اجاره و رهن

۲٫عدم تعیین مدت در بعضی از قراردادها اثری ندارد مثل وکالت

۳٫عدم قید مدت ، در بعضی از قراردادها ، آن را از اعتبار ساقط نمی کند ولکن قید مدت در آن بهتر است ، مثل قرارداد مشارکت در ساخت

شیوه های گوناگون تعیین مدت ( در قراردادهای مشارکت در ساخت )

۱٫تعیین مدت کلی انجام تعهد ، در قرارداد

سازنده متعهد است ظرف مدت ۲ سال ، از تاریخ تحویل ملک و یا زمین ، پروژه ساختمانی را تکمیل و تحویل دهد .

معایب : صرف تعیین مدت کلی در قرارداد ، موجب تاخیر سازندگان در به پایان رساندن پروژه ساخت و ساز ، تا روزهای نهایی تعهد ( بطور مثال در بالا ۲ سال ) می گردد .

۲٫ضمن تعیین مدت کلی انجام تعهد ، برای اجرای مراحل مختلف پروژه نیز ، زمان معینی تعیین می گردد .

( بهترین نوع تعیین مدت )

 

                          بررسی اثر شرط مدت در قراردادهای مشارکت در ساخت

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

بطور مثال :

تصور بفرمایید بنده ، به عنوان مالک قصد انعقاد قرارداد مشارکت در ساخت با آقای رضایی ( به عنوان سازنده ) را دارم باید بنویسم :

« سازنده می بایست ظرف مدت ۲ سال از تاریخ تحویل ملک ، نسبت به ساخت و احداث پروژه ساخت و ساز اقدام نماید ضمناً در مراحل ذیل می بایست مهلت و فواصل ذیل را رعایت نماید :

*اخذ جواز تخریب و نوسازی ظرف مدت ۲ ماه

*تخریب ، گودبرداری ، فونداسیون ، اسکلت بندی ، ظرف ۶ ماه

*سفت کاری ، ظرف مدت ۴ ماه

*نازک کاری ، ظرف مدت ۴ ماه

*اخذ پایان کار و صورتمجلس تفکیکی و تقسیم نامه و تفکیکی ، ظرف مدت ۳ ماه

نکنه :

بهتر است برای اخذ جواز تخریب و نوسازی از شهرداری ، نیز یک زمان فرضی در نظر بگیرید ، چرا که امکان دارد ، سازنده یا مالک تا زمان اتمام مهلت پروژه ، اقدامی برای اخذ جواز ننماید .

 

*برای مشاوره و تنظیم قرارداد مشارکت در ساخت و اخذ وکیل کلیک کنید . 

 

اقدامات علیه بهداشت عمومی

هر گونه اقدام علیه بهداشت عمومی و آلودگی محیط‌ زیست جرم محسوب می‌شود.

( اقدامات علیه بهداشت عمومی  ) 

شاید به گوشمان خورده باشد و یا مشاهده کرده باشیم که آبی آلوده میان مردم توزیع شود و یا سمومی در رودخانه ای ریخته شود و یا زباله هایی توسط افراد در خیابان ها ریخته شود .

( اقدامات علیه بهداشت عمومی  ) 

قانون گذار برای جلوگیری از چنین کارهای ناخوشایند و مجازات مجرمین قانونی در این موضوع وضع کرده است . ( اقدامات علیه بهداشت عمومی  ) 

ماده ۶۸۸ قانون تعزیرات در این باب آورده است :

« هر اقدامی که تهدید علیه بهداشت عمومی شناخته شود از قبیل آلوده ­کردن آب آشامیدنی یا توزیع آب آشامیدنی آلوده، دفع غیر بهداشتی فضولات انسانی و دامی و مواد زاید، ریختن مواد مسموم­ کننده در رودخانه­ ها،ریختن زباله در خیابان­ها و کشتار غیرمجاز دام، استفاده غیر مجاز فاضلاب خام یا پساب تصفیه خانه ­های فاضلاب برای مصارف کشاورزی ممنوع است و مرتکبان چنانچه طبق قوانین خاص مشمول مجازات شدیدتری نباشند به حبس تا یک سال محکوم خواهند شد. »

تبصره۱٫ تشخیص اینکه اقدام مزبور تهدید علیه بهداشت عمومی و آلودگی محیط­ زیست شناخته می­شود و نیز غیر مجاز بودن کشتار دام و دفع فضولات دامی و هم­چنین اعلام جرم مذکور حسب مورد، بر عهده وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان دامپزشکی خواهد بود.

تبصره۲٫ منظور از آلودگی محیط زیست عبارت است از پخش یا آمیختن مواد خارجی به آب یا هوا یا خاک یا زمین به میزانی که کیفیت فیزیکی، شیمیایی یا بیولوژیک آن را که به حال انسان یا سایر موجودات زنده یا گیاهان یا آثار و ابنیه مضر باشد، تغییر دهد.

 

اقدامات علیه بهداشت عمومی

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

این جرم از جمله جرایم علیه امنیت و آسایش عمومی است .

باید توجه داشت که عدم ذکر ماده به عنوان جرم برخوردار از ماهیت خصوصی ، این جرم می تواند توسط سایر افراد نیز مورد شکایت قرار گیرد .

کلاهبرداری در امور ثبتی

همانطور که می دانیم کلاهبرداری ممکن است در شغل و حرف مختلف صورت بگیرد که یکی از موارد آن می تواند در امور ملکی و ثبتی باشد . ( کلاهبرداری در امور ثبتی ) 

جرم ثبتی در حقوق ایران، اعمال مجرمانه ای است، که در ارتباط با اسناد و املاک توسط مستخدمین و اعضای سازمان ثبت اسناد و املاک و صاحبان دفاتر اسناد رسمی و اشخاص دیگر حسب مورد ارتکاب می یابد.

( کلاهبرداری در امور ثبتی ) 

ویژگی خاصی که جرم ثبتی را از جرم عمومی متمایز می کند این است که جرم ثبتی در ارتباط مستقیم با ثبت رسمی اسناد و املاک است.( کلاهبرداری در امور ثبتی )

تقاضای ثبت ملک دیگری در حکم کلاهبرداری

با توجه به ماده ی ۱۰۵ قانون ثبت اسناد و املاک جز در مورد ماده ۳۳ قانون ثبت (در مورد بیع شرط و امثال آن) هر کس تقاضای ثبت ملکی را کند که قبلاً به دیگری انتقال داده یا با علم به این که به نحوی از انحا قانونی سلب مالکیت از او شده است تقاضای ثبت نماید کلاهبردار محسوب می شود و همچنین است اگر در موقع تقاضا مالک بوده ولی در موقع ثبت ملک در دفتر ثبت املاک نبوده و سند مالکیت بگیرد و یا سند مالکیت نگرفته ولی پس از اخطار اداره ی ثبت حاضر برای تصدیق حق طرف نباشد.

کلاهبرداری امور ثبتی از جمله جرائم علیه اموال و مالکیت است .

کلاهبرداری در امور ثبتی

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

کلاهبرداری ثبتی از سه عنصر اصلی تشکیل شده است :

-استفاده از وسایل متقلبانه

-فریب خوردن قربانی جرم

-عدم مالکیت کلاهبردار بر مال گرفته شده

کلاهبرداری در جرائم ثبتی

کلاهبرداری ثبتی نوعی توسل به وسایل متقلبانه ثبتی است که باعث گرفتن مال دیگری می شود که در کشور ما از جرائم عمومی و عمدی محسوب می شود .

 

مرجع صالح صدور گواهی انحصار وراثت در مورد اتباع خارجی

پرسش :

( مرجع صالح صدور گواهی انحصار وراثت در مورد اتباع خارجی ) 

در موردی که تبعه خارجه در ایران اقامتگاه داشته و در ایران فوت شده و از او ترکه ای باقی مانده باشد ، آیا دادگاه محل اقامت متوفی صلاحیت صدور گواهی انحصار وراثت را دارد ؟

و چنانچه واجد چنین صلاحیتی باشد ، تعیین میزان سهم الارث هر یک از وراث تابع کدام قانون خواهد بود ؟

پاسخ :

( مرجع صالح صدور گواهی انحصار وراثت در مورد اتباع خارجی ) 

با توجه به ماده ۹۶۷ قانون مدنی آورده است :

« ترکه‌ی منقول یا غیرمنقول اتباع خارجه که در ایران واقع است فقط از حیث قوانین اصلیه از قبیل قوانین مربوطه به تعیین وراث ومقدار سهم‌الارث آن‌ها و تشخیص قسمتی که متوفی می‌توانسته است به موجب وصیت تملیک نماید تابع قانون دولت متبوع متوفی خواهد بود. »

بنابراین با توجه به ماده فوق ، رسیدگی دادگاه به درخواست گواهی انحصار وراثت و تعیین ورثه و میزان سهم الارث آنان بر طبق قانون دولت متبوع متوفای غیر ایرانی بلامانع خواهد بود .

مرجع صالح صدور گواهی انحصار وراثت در مورد اتباع خارجی

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

نحوه رسیدگی

پس از تنظیم درخواست‌نامه (دادخواست) صدور گواهی انحصار وراثت، برابر ماده ۳۶۱ قانون امور حسبی، دادگاه درخواست مزبور را یک نوبت در روزنامه کثیرالانتشار یا محلی آگهی می‌کند.

در آگهی حصر وراثت باید قید شود که:

هر کس وصیت‌نامه‌ای از متوفی نزد او است، در مدت سه ماه به دادگاهی که آگهی کرده است، بفرستد و پس از گذشتن این مدت هر وصیت‌نامه‌ای ابراز شود از درجه اعتبار ساقط است.

ماده ۲۹۴ قانون امور حسبی  :

« دادگاه بخش در آگهي كه براي اداره يا تصفيه تركه يا تصديق حصر وراثت ميشود قيد ميكند كه هر كس وصيت ‌نامه‌ از متوفي نزد او‌ست در مدت سه ماه بدادگاهي كه آگهي نموده بفرستد و پس از گذشتن اين مدت هر وصيتنامه (‌جز وصيت نامه رسمي و سري) ابراز شود از ‌درجه اعتبار ساقط است. »

(ماده ۲۹۴ قانون امور حسبی) پس از گذشت یک ماه از تاریخ انتشار آگهی اگر اعتراضی به عمل نیامد، دادگاه با در نظر گرفتن ادله و اسناد درخواست‌کننده و گواهی گواهان، تصدیقی مشعر بر وراثت و تعیین عده وراث و نسبت آنها با متوفی (ماده ۳۶۲ قانون امور حسبی) و نیز سهم هر یک از ورثه (ماده ۳۷۳ قانون امور حسبی) صادر و به درخواست‌کننده تسلیم می‌کند.

ماده ۳۶۲ قانون امور حسبی :

« پس از انقضاي يك ماه از تاريخ نشر آگهي در صورتي كه معترضي نبود دادگاه تمام ادله و اسناد درخواست‌ كننده تصديق را از برگ شناسنامه ‌و گواهي گواه و غيره در نظر گرفته، تصديقي مشعر بر وراثت و تعيين تعداد وراث و نسبت آنها به متوفي صادر مي‌ نمايد و در صورت اعتراض، دادگاه‌ جلسه‌ اي براي رسيدگي به اعتراض معين نموده به معترض و درخواست‌ كننده تصديق اطلاع مي‌ دهد و در جلسه پس از رسيدگي حكم خواهد داد. اين‌ حكم برابر مقررات قابل تجديدنظر است. »

 

کلاهبرداری رایانه ای

کلاهبرداری سنتی با فریب دادن مستقیم افراد حاصل می شود . ( کلاهبرداری رایانه ای ) 

 اما امروزه با پیشرفت علم و تکنولوژی و گسترش فضاهای مجازی ، اعمال مجرمانه نیز در فضاهای مجازی رو به گسترش است . ( کلاهبرداری رایانه ای ) 

تفاوت کلاهبرداری سنتی و رایانه ای

همانطور که از اسم کلاهبرداری رایانه‌ای پیداست؛ این جرم در محدوده‌ای خاص قابل ارتکاب است و آن هم در فضای مجازی و بین داده‌های رایانه‌ای و سامانه‌های کامپیوتری است.

از همین نکته یکی از تفاوت‌های مهم این جرم با کلاهبرداری معمول و سنتی مشخص می‌شود.

در کلاهبرداری سنتی باید در فضای واقعی رخ دهد و فرد فریب کلاهبردار را بخورد و مالش را در اختیار کلاهبردار قرار دهد .

تفاوت کلاهبرداري اينترنتي با کلاهبرداري سنتي، در ارتکاب محيط اين جرائم و همچنين در تفاوت وسايل ارتکاب جرم است.

اما در کلاهبرداری رایانه‌ای، کلاهبردار از طریق فضای مجازی و با تغییر دادن داده‌ها و اطلاعات فرد، حتی بدون آگاهی بزه‌دیده، اموال وی را تصاحب می‌کند.

 مثلا از طریق فضای مجازی در داده‌های حساب‌های بانکی افراد دست می‌برد و موجودی آن حساب‌ها را به حساب خود واریز می‌کند.

اين جرم در زمره جرايم عليه اموال و مالکيت است، که عبارت است از:

 تحصيل مال غير که با توسل به وسايل متقلبانه از طرف کلاهبردار ارتکاب مي يابد.

در ماده ۱۳ قانون جرایم رایانه ای در این باره قانون گذار خاطر نشان کرده است که :

«هرکس به طور غیرمجاز از سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی با ارتکاب اعمالی از قبیل: وارد کردن، تغییر، محو، ایجاد یا متوقف کردن داده‌ها یا مختل کردن سامانه، وجه یا مـال یا منفعت یا خدمات یا امتیازات مالی برای خود یا دیگری تحصیل کند؛ علاوه بر رد مال به صاحب آن، به حبس از یک تا پنج سال یا جزای نقدی از بیست میلیون (۲۰٫۰۰۰٫۰۰۰) ریال تا یکصد میلیون (۱۰۰٫۰۰۰٫۰۰۰) ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.»

 

 

                                                                                            کلاهبرداری رایانه ای

جرم کلاهبرداري رايانه اي که درماده ۶۷ قانون تجارت الکترونیک آمده و از جرايم نوين است.

کلاهبرداري رايانه اي با يکي از افعال مثبت واردکردن، تغيير، محو، ايجاد يا متوقف کردن داده ها و… ارتکاب مي يابد که براي تحصيل «وجه يا مال يا منفعت يا خدمات يا امتيازات مالي» است. کلاهبرداري رايانه اي يک جرم مقيد به نتيجه است.

ماده ۶۷ قانون تجارت الکترونیک :

« هر كس در بستر مبادلات الكترونيكي، با سوء استفاده و يا استفاده غير مجاز از داده پيام ها، برنامه ها و سيستم هاي رايانه اي و وسايل ارتباط از راه دور و ارتكاب افعالي نظير ورود، محو، توقف داده پيام مداخله در عملكرد برنامه يا سيستم رايانه اي و غيره ديگران را بفريبد و يا سبب گمراهي سيستم هاي پردازش خودكار و نظاير آن شود و از اين طريق براي خود يا ديگري وجوه، اموال يا امتيازات مالي تحصيل كند و اموال ديگران را ببرد مجرم محسوب و علاوه بر رد مال به صاحبان اموال به حبس از يك تا سه سال و پرداخت جزاي نقدي معادل مال ماخوذه محكوم مي شود.»

تبصره – شروع به اين جرم نيز جرم محسوب و مجازات آن حداقل مجازات مقرر در اين ماده مي باشد.

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاور حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

قرار عدم استماع دعوا چیست ؟

عدم استماع دعوا (قرار عدم استماع دعوا چیست ؟ )

قرار چیست ؟(قرار عدم استماع دعوا چیست ؟ )

تصمیمات هر دادگاه برای هر پرونده متفاوت است . به تصمیمات دادگاه در مورد هر پرونده رای گفته می شود که ممکن است حکم یا قرار باشد .

برای مطالعه مقاله قرار و ویژگی و انواع آن کلیک کنید .

عدم استماع دعوا یکی از انواع قرار است .(قرار عدم استماع دعوا چیست ؟ )

قرارعدم استماع چیست ؟

 به معناي راي ونظر دادگاه در نشنيدن دعوا و به عبارتي عدم پذيرش و به جريان نيافتادن و رسيدگي دعواست .

مفهوم کلی قرار عدم استماع دعوا آن است که دعوا با توجه به مواد قانون آیین دادرسی مدنی غیر قابل استماع باشد.

قرار عدم استماع دعوا در بند ب ماده ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی به عنوان یکی از قرار های قابل تجدید نظر مورد اشاره قرار گرفته است .

ماده ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی :

« قرار های زیر قابل تجدید نظر است ، در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل درخواست تجدید نظر باشد :

الف ) قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شود .

ب ) قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا

ج ) قرار سقوط دعوا

د ) قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا

                                                                                                        قرار عدم استماع دعوا چیست ؟

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

قرار عدم استماع دعوا در مواردی صادر می شود که رسیدگی به ماهیت دعوا به علت مانعی که وجود دارد قانونا مجاز نبوده و یا بیهوده شمرده می شود ؛ به گونه ای که اگر حتی موضوع مورد ادعای خواهان هم احراز شود ، دادگاه نتواند آثار قانونی بر آن بار نماید .

بطور مثال ، قرار عدم استماع دعوا ، اگر دعوایی به خواسته پولی اقامه شود که خواهان در نتیجه قمار طلبکار شده است ، دادگاه قرار عدم استماع دعوا صادر می کند ؛ چون قمار باطل است و دعاوی راجع به آن مسموع نمی باشد .

صدور قرار عدم استماع دعوا ، چنانچه در تاریخ تقدیم دادخواست ، خوانده فوت نموده باشد نیز متناسب ترین رای می باشد .

 

 

مرجع صالح برای رسیدگی به اعلام ورشکستگی

اعلام ورشکستگی

چه زمانی یک تاجر ورشکسته محسوب می شود ؟ (مرجع صالح برای رسیدگی به اعلام ورشکستگی ) 

مرجع صالح برای رسیدگی به ورشکستگی چه مرجعی است ؟

ورشکستگی تاجر یا شرکت تجارتی در نتیجه توقف از تادیه وجوهی که بر عهده اوست حاصل می شود .

( مرجع صالح برای رسیدگی به اعلام ورشکستگی ) 

ورشکستگی یک تاجر، چه تاجر با شخصیت حقیقی و چه با شخصیت حقوقی، زمانی اتفاق می افتد که مجموع دارایی های تاجر از مجموع بدهی های وی کمتر بوده و به عبارت دیگر توانایی پرداخت بدهی های خود را نداشته باشد.

اولین اقدام تاجر در جهت اعلام ورشکستگی خود ارائه دادخواست ورشکستگی است .

خوانده در این دادخواست، طلبکاران تاجر یا خود تاجر می باشند و لیست دارایی ها و دیون تاجر ورشکسته ضمیمه دادخواست ارائه می گردد.

اعلام ورشکستگی بدون صدور حکم دادگاه اعتبار ندارد.

به عبارت دیگر تنها با رأی دادگاه مبنی بر ورشکستگی تاجر، این امر ثابت می شود.

 در این مورد، دادگاه عمومی واقع در محل سکونت تاجر مرجع ذی صلاح رسیدگی به ورشکستگی می باشد.

اعلام ورشکستگی توسط دادگاه می تواند بنا به تقاضای یک یا چند نفر از طلبکاران تاجر، اظهارات خود تاجر یا درخواست دادستان انجام شود.

مطابق ماده ۴۱۵ قانون تجارت ورشکستگی تاجر به محکم محکمه اعلام می شود ؛

لذا دادگاه عمومی حقوقی صلاحیت رسیدگی و صدور حکم ورشکستگی تاجر را در غیر موارد ورشکستگی به تقصیر و تقلب دارد .

 

مرجع صالح برای رسیدگی به اعلام ورشکستگی

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

ماده ۴۱۵ قانون تجارت :

« ورشکستگی تاجر ، به حکم محکمه بدایت در موارد ذیل اعلام می شود :

الف ) بر حسب اظهار خود تاجر

ب ) به موجب تقاضای یک یا چند نفر از طلبکارها

ج ) بر حسب تقاضای مدعی العموم بدایت .

ابلاغ اوراق قضایی به شرکت از طریق درج آگهی

«چنانچه خواهان قادر به ارائه شماره ثبت شرکا نباشد ابلاغ اوراق قضائی به شرکت از طریق درج آگهی در روزنامه کثیرالانتشار فاقد منع قانونی است.»

( ابلاغ اوراق قضایی به شرکت از طریق درج آگهی ) 

سؤال:

آیا از طریق درج آگهی در روزنامه‌های کثیرالانتشار می‌توان اوراق قضائی را به اشخاص حقوقی ابلاغ نمود؟

(ابلاغ اوراق قضایی به شرکت از طریق درج آگهی ) 

پاسخ :

مطابق ماده ۵۸۸ از قانون تجارت فصل دوم در حقوق و وظایف و اقامتگاه و تابعیت شخص حقوقی (شخص حقوقی می‌تواند دارای کلیه حقوق و تکالیفی شود که قانون برای افراد قائل است…)

و چون مقررات قانون آیین دادرسی مدنی از جمله قوانین آمره است که تخلف از آن جز در موارد مصرحه قانونی پذیرفته نیست و ماده ۷۳ از قانون مذکور عام و کلی است بنا به مراتب، در فرض مذکور در استعلام چنانچه خواهان در صورت لزوم قادر به ارائه شماره ثبت شرکت نباشد وفق ماده ۷۳ همان قانون ابلاغ اوراق قضائی به شرکت از طریق درج آگهی در روزنامه کثیرالانتشار فاقد منع قانونی است.

لکن در صورتی که شرکت در ایران به ثبت نرسیده باشد نظر به اینکه آگهی موضوع ماده فوق‌الذکر مربوط به داخل کشور است مجوزی برای نشر آگهی در کشور بیگانه وجود ندارد.

                                  ابلاغ اوراق قضایی به شرکت از طریق درج آگهی

ماده ۵۸۸ قانون تجارت :

« شخص حقوقی می تواند دارای کلیه حقوق و تکالیفی شود که قانون برای افراد قائل است ، مگر حقوق و وظایفی که بالطبیعه فقط انسان ممکن است دارای آن باشد ، مانند حقوق و وظایف ابوت ، بنوت و امثال ذلک . »

ماده ۷۳ قانون آیین دادرسی مدنی :

 « درصورتي كه خواهان نتواند نشاني خوانده را معين نمايد يا در مورد ماده قبل پس از اخطار رفع نقص از تعيين نشاني اعلام ناتواني كند‌بنابه درخواست خواهان و دستور دادگاه مفاد دادخواست يك نوبت در يكي از روزنامه‌هاي كثيرالانتشار به هزينه خواهان آگهي خواهد شد. تاريخ انتشار‌آگهي تا جلسه رسيدگي نبايد كمتر از يك ماه باشد. »

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

جعل گواهی پزشکی

گاهی اوقات دیده ایم که افرادی برای فرار از رفتان به مدرسه و یا محل کار بهانه تراشی می کنند .

یکی از قدیمی ترین روش هایی که در این موارد استفاده می کنند استفاده از گواهی پزشکی است .

(جعل گواهی پزشکی )

رایج‌ترین دلیل صدور گواهی خلاف واقع برای از زیر کار در رفتن برای چند روز است؛ اما قطعاً تنها مورد در این زمینه محسوب نمی‌شود. (جعل گواهی پزشکی )

این گواهی‌ها ممکن است به علل مختلف صادر شوند، مانند گواهی اعلام تولد یا فوت، گواهی بیماری برای تقدیم به محاکم، گواهی از کارافتادگی برای بیمه، گواهی نقص عضو، گواهی ناتوانی انجام کار، گواهی برای استخدام در مؤسسات، گواهی مبتلا نبودن به بیماری‌های مسری برای ازدواج و … نمونه‌های دیگری هستند که به عنوان موضوع جرم گواهی خلاف واقع قرار می‌گیرند.

(جعل گواهی پزشکی )

صدور گواهی خلاف واقع برادر جعل است.

جرم صدور گواهی خلاف واقع در فصل پنجم کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی با عنوان «جعل و تزویر» آمده است.

 برای ارتکاب این جرم، مرتکب ابتدا با قلب حقیقت در ذهن خود، امری خلاف حقیقت را در ذهن می‌سازد و سپس آن را به صورت نوشته درمی‌آورد و تأیید می‌کند. احراز ارتکاب این جرم تنها از طریق گواهی خلاف ممکن نیست، بلکه راه‌هایی دیگری مثل انجام معاینه مجدد وجود خواهد داشت.

مطابق ماده ۵۳۸ قانون تعزیرات :

«هرکس شخصاً یا توسط دیگری برای معافیت خود یا شخص دیگری از خدمت دولت یا نظام وظیفه یا برای تقدیم به دادگاه گواهی پزشکی به اسم طبیب جعل کند به حبس از شش ماه تا یک سال یا سه تا شش میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهد  شد»

 

                                            جعل گواهی پزشکی

شرایط وقوع جرم

برای اینکه کسی را به جرم صدور گواهی خلاف واقع جریمه یا زندانی کنند؛ باید عمل وی چند شرط داشته باشد:

یکی از شروط وقوع جرم صدور گواهی خلاف واقع، دروغ بودن گواهی است.

 بنابراین باید بیماری یا نقص عضوی که در گواهی به آن اشاره شده است برخلاف حقیقت باشد.

سوءنیت یا قصد مجرمانه

برای اینکه جرم گواهی خلاف واقع ارتکاب پیدا کند، پزشک باید آگاهانه حقیقت را تغییر دهد و از روی عمد چنین کاری انجام دهد.

جرم صدور گواهي خلاف واقع توسط پزشك, به جرم شهادت كذب شباهت دارد.

 اما اين جرم در فصل پنجم كتاب پنجم قانون مجازات اسلامي تحت عنوان «جعل و تزوير» آورده شده است.

جرم صدور گواهي خلاف واقع توسط پزشك در واقع از انواع جعل معنوي مي باشد.

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

عکس برداری از اوراق و مدارک

بسیار پیش آمده که ما مدارکمان از جمله شناسنامه ، کارت ملی و سایر مدارک هویتی و دولتی ، در جائی گم و مفقود کنیم و یا به وسیله سارقان دزدیده شود . (عکس برداری از اوراق و مدارک )

برای گرفتن مجدد این مدارک و المثنی آنها راهی باید طی شود که البته زمان بر است .

(عکس برداری از اوراق و مدارک )

 برای جلوگیری از گم شدن و دزدیده شدن مدارک ما کپی آنها را تهیه می کنیم و در جائی که لازم باشد از آنان استفاده می کنیم .

(عکس برداری از اوراق و مدارک )

عکسبرداری از کارت شناسایی، اوراق هویت ملی، مدارک دولتی و عمومی و سایر مدارکی مشابه در صورتی که , اشتباه با اصل شود باید ممهور به مهر یا علامتی باشد که نشان دهد آن مدارک رونوشت یا عکس می‌باشند, در غیر این صورت جعل محسوب و استفاده‌کنندگان از آنها به حبس از شش ماه تا دو سال یا به سه تا , دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.

(عکس برداری از اوراق و مدارک )

مطابق ماده ۵۳۷ از کتاب پنجم قانون مجازات اسلامی تعزیرات :

« عکس برداری از کارت شناسایی، اوراق هویت شخصی و مدارک دولتی و عمومی و سایر مدارک مشابه در صورتی که موجب اشتباه با اصل شود باید ممهور به مهر یا علامتی باشد که نشان دهد آن مدارک رونوشت یا اصل می باشد، درغیراینصورت عمل فوق جعل محسوب می شود و تهیه کنندگان اینگونه مدارک و استفاده کنندگان از آنها به جای اصلی عالماً عامداً علاوه بر جبران خسارت به حبس از شش ماه تا دو سال و یا به سه تا دوازده میلیون ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد. »

                                                                                         عکس برداری از اوراق و مدارک

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

دلیل پیش بینی چنین امور و جرمی در قانون ، این است که امروزه دستگاه های چاپ و فتو کپی رنگی و …… و دستگاه های چاپگر جعل اسکناس ، اسناد و نوشته ها را بسیار آسان و تشخیص اسناد مجعول را از اصل آن بسیار دشوار کرده است .

بدین ترتیب با وضع این قانون تهیه کنندگان و استفاده کنندگان از این گونه تصاویر و فتو کپی های دقیق را ملزم به مهمور کردن آنها به مهری کرده است که عکس بودن آنها را نشان دهد .