اخاذی چیست؟

اخاذی در فرهنگ لغت به معنای زور گیری و یا گرفتن مال  یا چیزی از شخصی  به زور و تهدید و به صورت غیر قانونی

تهدید به معنای ترساندن و بیم دادن است.

زورگیری و باج گیری یکی از زیر مجموعه های اخاذی است که میتواند به صورت خشونت آمیز و یا از راههای دیگر مانند تهدید انجام شود.که این تهدید میتواند برملا کردن راز و یا تهدید به ضررهای شرفی ونفسی وناموسی شود .

باید به این نکته توجه داشت که در قانون مجازات اسلامی جرمی به عنوان زورگیری و اخاذی وجود ندارد و این جرم ها شامل ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۵ است که ((هرگاه کسی دیگری را به هر نحو تهدید به قتل یا ضررهای نفسی یا شرفی یا مالی و یا به افشای سری نسبت به خود یا بستگان او نماید اعم از اینکه به این واسطه تقاضای وجه یا مال یا تقاضای انجام امر یا ترک فعلی را نموده یا ننموده باشد به مجازات شلاق تا ۷۴ ضربه یا زندان تا دو ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.))  که قاضی با توجه به شرایط و اوضاع و احوال رای صادر میکند.

آیا اخاذی با تهیه فیلم غیر اخلاقی دو جرم محسوب می شود؟

یکی از راههای اخاذی که الان در جامعه بسیار اتفاق می افتد تهیه فیلم های غیراخلاقی و تهدید به افشای آن است نظر به اینکه اگر کسی با تهیه فیلم غیر اخلاقی اقدام به اخاذی کند باید عمل وی را دو جرم و تعدد مادی از نوع مختلف تلقی کرد که در این حالت برطبق قانون مجازات اسلامی مصوب ۷۰ در ماده ۴۷ خود به اعمال هر دو نوع مجازات اشاره داشته است.

رسیدگی به جرم اخاذی و فیلمهای غیراخلاقی در صلاحیت کدام دادگاه است؟و چگونه میتوان آن را اثبات نمود.

رسیدگی به جرم تهیه فیلم غیراخلاقی در صلاحیت دادگاه انقلاب و رسیدگی به جرم اخاذی در صلاحیت دادگاه عمومی است.

ادله اثبات می تواند شهادت شهود یا ایمیل یا اس.ام.اس یا اقرار خود مرتکب باشد و مجازات آن عبارت است از شلاق تا ۷۴ ضربه یا زندان تا دو ماه تا دو سال.

جرم اخاذی به مانند دیگر جرائم از سه عنصر اصلی ؛ قانونی ، مادی و روانی تشکیل شده است که جهت تحقق این جرم می بایست این سه عنصر به وقوع بپیوندند .

عنصر قانونی:

عنصر قانون جرم اخاذی  ، ماده ی ۶۹۹ قانون مجازات اسلامی است.

عنصر مادی:

جرم اخاذی زمانی محقق می گردد که موضوع تهدید افشای امری رسوا کننده به نحوی باشد که به حیثیت فرد قربانی  لطمه ای وارد شود ، به عنوان مثال در مورد فردی که به انتشار افشای محکومیت قضایی وی بدون مجوز قانونی و به قصد ضرر زدن ، توسط اشخاص دیگر تهدید می شود ، عنصر مادی جرم اخاذی محقق می گردد  .

عنصر معنوی یا روانی:

در این عنصر تشکیل دهنده جرم اخاذی ، فردی که اخاذی را انجام می دهد ، باید با سوء نیت به تهدید اقدام کرده باشد که در این شرایط ضرورت ندارد که هدف فرد ، گرفتن پول یا مال باشد تا جرم محقق گردد .

 

آیا می توان ورثه ( پسر یا دختر و ..) از ارث محروم کرد ؟ شرایط -کاملا کاربردی

محرومیت‌های قانونی از ارث

مورث (متوفی) به طور کلی حق محروم کردن افراد از ارث را ندارد اما در پنج مورد، قانون و شرع مواردی را تعیین کرده است که در صورت وقوع آن ، افراد به حکم شارع از ارث محروم می‌شوند.

۱-قتل ( محرومیت‌های قانونی از ارث ) 

 اولین مورد محرومیت از ارث در خصوص «قتل» است. (  محرومیت‌های قانونی از ارث ) 

 اگر وارثی، مورث خود را به قتل برساند از ارث محروم می‌شود. در واقع کسی نمی‌تواند برای اینکه زود به ارث برسد، مورث را به قتل برساند، زیرا قتل مانع ارث بردن است.

ماده ۸۸۰ قانون مدنی :

« قتل از موانع ارث است بنابراین کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع می‌شود اعم از این که قتل بالمباشره باشد یا‌بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری. »

۲-عدم ارث بری کافر از مسلمان

دومین مورد در خصوص ارث بردن کافر از مسلمان است.

 بر اساس ماده ۸۸۱ مکرر قانون مدنی، «کافر از مسلم ارث نمی‌برد.»

 البته عکس این موضوع صادق نیست و اگر کافری فوت کند و در بین وراثش، شخص مسلمانی باشد، فرد مسلمان از کافر ارث می‌برد.

۳-فرزند ولد الزنا

 سومین مورد از موارد محرومیت از ارث، «فرزند ولدالزنا» است. اگر فرزندی در اثر یک رابطه نامشروع از زن و مردی متولد شده باشد، متولد زنا از پدر و مادر خود ارث نمی‌برد و از این لحاظ از ارث محروم است.

۴- لعان

لعان در لغت به معنی لعنت کردن است و در اصطلاح عبارت است از اظهار لعن و نفرت بین زوجین با صیغه‌ی مخصوص، با این منشا که شوهر به همسر خود نسبت زنا بدهد و یا فرزندی را که شرعاً ملحق به اوست، انکار کند.

آیا می توان ورثه ( پسر یا دختر و ..) از ارث محروم کرد ؟ شرایط -کاملا کاربردی

چهارمین مورد هم در خصوص «لعان» بین زن و شوهر است.

 اگر زن و شوهری با شرایطی که در فقه و قانون مقرر شده یکدیگر را «لعن» کنند و در مدت عده طلاق، یکی از آنها فوت کند، دیگر از یکدیگر ارث نمی‌برند و لعان موجب محرومیت از ارث می‌شود.

ماده ۸۸۲ قانون مدنی :

«  بعد از لعان زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند و همچنین فرزندی که به سبب انکار او لعان واقع شده از پدر و پدر از او ارث نمی‌برد‌لیکن فرزند مزبور از مادر و خویشان مادری خود و همچنین مادر و خویشان مادری از او ارث می‌برند. »

۵-نفی فرزند بواسطه لعان از پدر

 در آخرین مورد هم، اگر فرزندی به واسطه لعان از سوی پدرش نفی می‌شود، دیگر نه پدر از فرزند ارث می‌برد و نه فرزند از پدر ارث می‌برد.

البته اگر پدر از لعان رجوع کند، در این صورت فرزند می‌تواند از پدرش ارث ببرد ولی بازهم پدر از فرزندش ارث نخواهد بود.

آیا می توان ورثه ( پسر یا دختر و ..) از ارث محروم کرد ؟ شرایط -کاملا کاربردی

آیا می توان ورثه ( پسر یا دختر و ..) از ارث محروم کرد ؟ شرایط -کاملا کاربردی

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

حکم به بطلان معامله به جهت فرار از دین

حکم به بطلان معامله با سه شرط وجود دین ، صوری بودن معامله و قصد فرار از دین

پرسش : ( حکم به بطلان معامله به جهت فرار از دین ) 

دادخواستی به خواسته ابطال بیع نامه به استناد صوری بودن معامله به قصد فرار از پرداخت دین مطرح شده و گفته شده است که فروشنده در مورد انتقال خانه مسکونی و کامیون تریلر خود به همسر برادرزاده اش قصد فرار از پرداخت دین را داشته و اینجانب که به موجب مندرجات دو فقره چک مبلغی از ایشان طلبکار بوده و در نظر داشتم که از طریق حراج خانه مسکونی یا کامیون تریلر ایشان استیفای طلب کنم به لحاظ انتقال رسمی اموال مذکور موفق به اخذ طلب نشده ام. ( حکم به بطلان معامله به جهت فرار از دین ) 

 لذا درخواست صدور حکم بر بطلان معامله مذکور را دارم.

 آیا معامله رسمی خانه و کامیون قابل ابطال است یا خیر؟

پاسخ :

با احراز سه مطلب:

الف) وجود دین

 ب) صوری بودن معامله

 ج) قصد فرار از پرداخت دین

 دادگاه می تواند به استناد ماده ۲۱۸ اصلاحی قانون مدنی حکم بر بطلان معامله صادر نماید؛ بنابراین، دادگاه باید صوری بودن معامله و انجام معامله با قصد فرار از دین را احراز نموده و دین نیز باید براساس اسناد مثبته یا احکام معتبر ثابت شود و ضرورتاً دعوای ابطال معامله به طرفیت فروشنده و خریدار هر دو اقامه گردد چنانچه ثابت شود که معامله واقعی و با در نظر گرفتن تمام شرایط صورت گرفته است از شمول ماده ۲۱۸ قانون مدنی خارج خواهد بود.

ماده۲۱۸  قانون مدنی :

 « هر گاه معلوم شود که معامله با قصد فرار از دین به طور صوری انجام شده آن معامله باطل است.  »

ماده ۲۱۸ مکرر – هر گاه طلبکار به دادگاه دادخواست داده دلائل اقامه نماید که مدیون برای فرار از دین قصد فروش اموال خود را دارد، دادگاه می‌تواند‌قرار توقیف اموال وی را به میزان بدهی او صادر نماید که در این صورت بدون اجازه دادگاه حق فروش اموال را نخواهد داشت. 

 

 

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

مرجع قضایی رسیدگی کننده به دعوای حقوقی و کیفری

در طرح دعوای حقوقی دو موضوع اهمیت بیشتری دارد: ( مرجع قضایی رسیدگی کننده به دعوای حقوقی و کیفری ) 

 ۱- صلاحیت ذاتی ۲- صلاحیت محلی ( مرجع قضایی رسیدگی کننده به دعوای حقوقی و کیفری ) 

در خصوص صلاحیت ذاتی باید عنوان نمود که در دعاوی حقوقی دادگاه‌های عمومی حقوقی صلاحیت اصلی و عمومی را دارند. ( مرجع قضایی رسیدگی کننده به دعوای حقوقی و کیفری ) 

 به این معنا که اصولا هر دعوای حقوقی باید در این دادگاه‌ها مطرح شود مگر اینکه قانون در مواردی استثنائاتی ایجاد کرده باشد.

مثل دعاوی خانوادگی که باید در دادگاه خانواده مطرح و مورد پیگیری قرار بگیرد .

در خصوص صلاحیت محلی  به‌عنوان یک اصل کلی باید عنوان نمود که  دعوای حقوقی باید در دادگاهی اقامه شود که خوانده در حوزه قضایی آن اقامت دارد.

بنابراین شما که ساکن تهران هستید درصورتی‌که می‌خواهید طلبی را از شخصی دریافت نمایید که ساکن مشهد می‌باشد باید در دادگاه مشهد طرح دعوا نمایید.

 

مرجع قضایی رسیدگی کننده به دعوای حقوقی و کیفری

 

مرجع قضایی رسیدگی‌کننده به شکایت کیفری

مرجع قضایی رسیدگی‌کننده به شکایت کیفری اصولا دادسراهای عمومی و انقلاب هستند.

 اما کلانتری‌ها نیز این شکایات را باید بپذیرند و در اسرع وقت آن را به دادسرای محل جهت اخذ دستور ارسال نمایند. بنابراین مرجع صالح در شکایات کیفری بطور کلی دادسراهای عمومی و انقلاب هستند.

در خصوص اینکه کدام‌یک از دادسراهای عمومی و انقلاب در سطح کشور باید شکایت شما را قبول کنند همان موضوع صلاحیت محلی است. در شکایات کیفری قاعده کلی این است که متهم در دادگاهی محاکمه می‌شود که جرم در حوزه آن واقع شده باشد.بنابراین در شکایات کیفری محل اقامت شاکی و متهم تاثیری در صلاحیت دادگاه ندارد و اگر هر دو ساکن تهران باشند اما در تبریز زدوخوردی بین این دو رخ داده باشد دادگاه‌ها و دادسراهای تبریز صلاحیت رسیدگی خواهند داشت. اما موضوع صلاحیت محلی در شکایات کیفری نیز موضوع پیچیده‌ای است. به‌طور مثال درصورتی‌که فرد چند جرم انجام داده باشد در دادگاه و دادسرایی باید از او شکایت کرد که مهم‌ترین جرم در حوزه آن واقع شده باشد.

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

اثبات وراثت برای افراز حصه از ترکه

پرسش : ( اثبات وراثت برای افراز حصه از ترکه ) 

در موردی که مادر متوفی جهت اثبات وراثت به شهادت نامه متمسک شده و تقاضای افراز حصه خود را از ترکه می نماید، آیاتعیین و معرفی وراث نیز الزامی است یا خیر؟

پاسخ : ( اثبات وراثت برای افراز حصه از ترکه ) 

با توجه بمواد۳۰۴و۳۲۶ قانون امور حسبی و ماده  ۴۲۴قانون آئین دادرسی مدنی ک در ذیل درج میگردد:

( اثبات وراثت برای افراز حصه از ترکه ) 

ماده ۳۰۴ قانون امور حسبی :

« درخواست تقسیم باید کتبی و مشتمل بر امور زیر باشد:

 ۱- نام و مشخصات درخواست‌کننده و متوفی.

۲- ورثه و اشخاص دیگری که ترکه باید بین آنها تقسیم شود و سهام هر یک. »

ماده ۳۲۶ قانون امور حسبی :

« مقررات قانون مدنی راجع به تقسیم درمورد تقسیم ترکه جاری است و نیز مقررات راجع بتقسیم که در این قانون مذکوراست در مورد تقسیم سایر اموال جاری خواهد بود. »

ماده ۴۲۴ تشخیص درجه ارزش و تاثیر گواهی بنظر دادگاه است .

در مورد سئوال فوق کمیسیون مشورتی آئین داردسی مدنی اداره حقوقی در جلسه مورخ ۱/۱۱/۱۳۴۵ چنین اظهارنظر کرده است :

چون در رسیدگی به درخواست افراز کلیه مالکین باید دخالت داده شوند.

 (مواد۳۰۴و۳۲۶ قانون امورحسبی ) ، لذا کافی نیست که مقدار سهم متقاضی از مال ومورد تقاضای افراز معلوم وغیرقابل تردید باشدبلکه باید سایر صاحبان سهام نیز معرفی شده ومالکیت آنان مفروغ عنه باشد و برای اثبات وراثت به شهادت نامه می توان استناد کرد که البته تشخیص ارزش آن طبق ماده ۴۲۴ قانون آئین دارسی مدنی با دادگاه خواهد بود.

 

     اثبات وراثت برای افراز حصه از ترکه

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع

کفایت اقامه دعوای استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع

سئوال: ( استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع  ) 

در پرونده ای خواهان دادخواست مطابه وجه را بدین شرح که از خوانده یک دستگاه موتورسیلکت به صورت قولنامه ای خریداری نموده و سپس مشخص شده که موتورسیکلت سرقتی است.

( استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع  ) 

حال تقاضای استرداد وجه پرداختی را نموده است . ( استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع  ) 

خوانده نیز مراتب را قبول کرده و در دفاع خود اظهارداشته، از شخص دیگری خریداری نموده.

 آیا دعوا به کیفیت مطروحه قابل استماع است ؟  یا اینکه خواهان باید بدواً ابطال معامله و سپس استرداد وجه را تقاضا نماید؟

پاسخ:

با توجه به مسروقه بودن موتور سیکلت مورد معامله و مستحق للغیر درآمدن مبیع و مفاد ماده ۳۹۰ قانون مدنی دادخواست تسلیمی خواهان کفایت بر محکومیت خوانده با استرداد وجه دریافتی دارد و نیاز به طرح دعوی دیگری نمی باشد.

ماده ۳۹۰ قانون مدنی :

« اگر بعد از قبض ثمن مبیع کلاً یا جزائاً مستحق‌للغیر در آید بایع ضامن است اگر چه تصریح به ضمان نشده باشد. »

ماده ۳۹۱ قانون مدنی :

« در صورت مستحق‌ للغیر بر آمدن کل یا بعض از مبیع بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشتری به وجود فساد بایع باید‌ از عهده غرامات وارده بر مشتری نیز برآید.»

ماده ۳۹۲ قانون مدنی :

« در مورد ماده قبل بایع باید از عهده تمام ثمنی که اخذ نموده است نسبت بکل یا بعض بر آید اگرچه بعد از عقد بیع بعلتی از علل در‌مبیع کسر قیمتی حاصل شده باشد. »

 

استرداد وجه در صورت مستحق للغیر بودن مبیع

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

شکایت کیفری چیست ؟

شکایت کیفری به نوعی از شکایت اطلاق می شود که بر خلاف شخصی که ارتکاب به عمل خلاف قانون نموده تنظیم شده و قانون وی را مجرم دانسته و برای فرد مجرم مجازات در نظر گرفته است.

( شکایت کیفری چیست ؟ ) 

شکایات کیفری معمولاً بر خلاف شکایات حقوقی در فرم خاصی نگارش نمی شود.( شکایت کیفری چیست ؟ ) 

مراحل تنظیم شکواییه کیفری

در آغاز، شکایتنامه کیفری در دادسرا و خطاب به دادسرا نگارش می شود.

برای نگارش این شکواییه، فرد مورد شکایت باید تحت عنوان مشتکی عنه با نام و مشخصات و آدرس کامل مشخص شود و شرح شکایت به همراه اسناد و مدارک لازم برای اثبات ادعای شکایت ارائه شود.

در شکایت کیفری دیگر خبری از دادخواست نیست. بلکه دادخواست تنها مخصوص دعاوی حقوقی می باشد .

 شکایت حتی می‌تواند به شکل شفاهی مطرح گردد که البته در این صورت باید دادسرا و یا کلانتری آن را در صورت‌مجلس قید نموده و به امضای شاکی برساند. البته در اکثر موارد شکایت نیز به شکل یک نوشته کتبی که شکواییه نامیده می‌شود تهیه شده و به دادسرا یا کلانتری تحویل داده می‌شود.

به عنوان نکته ی مهم  باید بدانید که بهتر است حتی‌الامکان شکایت خود را در دادسرا مطرح نمایید؛ چراکه شکایت‌های مطرح شده در کلانتری نیز ابتدا باید به دادسرا ارسال شده و پس از صدور دستور قضایی به کلانتری یا آگاهی فرستاده می‌شود.

بنابراین با طرح شکایت کیفری در دادسرا یک گام جلوتر هستید.

در شکواییه باید مشخصات کامل شاکی، موضوع شکایت و تاریخ و محل وقوع جرم، ضرر و زیان وارده به مدعی، ادله وقوع جرم و اسامی و مشخصات شهود در صورت امکان ذکر گردد.

نکته ی دیگر اینکه ؛ رسیدگی‌های کیفری طولانی هستند .

 این به این دلیل  است که در مرحله دادسرا در صورت قبول صحت شکایت شاکی و مجرم شناخته شدن مشتکی‌عنه، هیچ مجازاتی برای متهم تعیین نمی‌شود.

 بلکه دادسرا صرفاً به صدور کیفرخواست علیه متهم اقدام می‌نماید و از دادگاه می‌خواهد که به اتهامات متهم رسیدگی کند.

بنابراین درصورتی‌که شما بتوانید قاضی دادسرا را مجاب کنید که فردی که شما از او شکایت کرده‌اید مجرم است وارد مرحله دادگاه خواهید شد که در این مرحله درصورتی‌که قاضی دادگاه نظر شما و قاضی دادسرا را بپذیرد، اقدام به صدور رای به مجازات متهم می‌نماید.

 

                            شکایت کیفری چیست ؟

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

خیار تفلیس چیست ؟

تفلیس عبارت است از صدور حکم دادگاه به اینکه اموال شخص کمتر از دیون اوست. ( خیار تفلیس چیست ؟ ) 

 به عبارت دیگر تفلیس عبارت است  از منع شخص مدیون از تصرف در اموال خود به حکم دادگاه برای حفظ حقوق بستانکاران است. ( خیار تفلیس چیست ؟ ) 

شخصی که دادگاه چنین حکمی درباره او صادر کرده و بدین ترتیب عدم قدرت او را به پرداخت دیونش احراز نموده مفلّس نامیده می‌شود. ( خیار تفلیس چیست ؟ ) 

ماده ۳۸۰ قانون مدنی در باب خیار تفلیس آورده است که :

« در صورتی که مشتری مفلس شود و عین مبیع نزد او موجود باشد بایع حق استرداد آن را دارد و اگر مبیع هنوز تسلیم نشده باشد ‌می‌تواند از تسلیم آن امتناع کند.»

شرایط فسخ معامله توسط خیار تفلیس

برای اینکه بایع خیار تفلیس داشته باشد و بتواند معامله را از این جهت فسخ کند شرایط زیر لازم است:

۱-مشتری باید به حکم دادگاه مفلس (ورشکسته) شناخته شده باشد

۲-مبیع باید به مشتری تسلیم نشده یا اگر تسلیم شده هنوز عین آن نزد مشتری باقی باشد، یعنی تلف نشده و نیز مشتری آن زا به دیگری منتقل نکرده باشد.

۳-ثمن باید تأدیه نشده باشد.

۴-ثمن باید کلی در ذمه باشد.

حکم افلاس از اسباب حجر می باشد و از تاریخ صدور حکم افلاس، شخص بدهکار محجور تلقی می شود و از تصرف در اموال خود ممنوع می شود.

 به جهت رعایت حقوق طلبکاران ، و پس ازآن فروختن آن اموال و تقسیم آنها بین طلبکاران بر اساس سهم ها و نسبت دین هایشان شروع می شود.

نظر اکثریت بر این است که تحقق افلاس شخص را منوط به چهار شرط مهم زیر می دانند:

۱- دیون او نزد حاکم ثابت شود.

۲- دیون وی حال باشند نه مؤجل.

۳- اموال وی کفایت دیون و قرضهای وی را نکند و از آن کمتر باشد

۴- تمام طلبکاران یا بعضی ازآنان از حاکم تقاضای افلاس نمایند.

 

چک تاریخ گذشته

                           خیار تفلیس چیست ؟

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی

 

دعوای استرداد هدایای نامزدی

اولین مرحله ای که پیش از عقد ازدواج میان زن و مرد انجام می گیرد وعده ازدواج یا نامزدی است .

(  دعوای استرداد هدایای نامزدی ) 

نامزدی به این معناست که دو طرف درباره آینده زندگی مشترک به توافق برسند . ( دعوای استرداد هدایای نامزدی )

زمانی که طرفین بخواهند نامزدی را برهم بزنند ؛ ممکن است در طول دوران نامزدی هدایایی به یکدیگر داده باشند که بخواهند پس بگیرند . (  دعوای استرداد هدایای نامزدی  )

دعوای استرداد هدایای نامزدی ، به خصوص در خصوص اموالی همچون حلقه و طلاجات موضوعی پر اهمیت می شود که طرفین می توانند به دادگاه صالح مراجعه کرده و دادخواست استرداد هدایای دوران نامزدی تقدیم کنند .

رسیدگی به دعوای استرداد هدایای نامزدی در صلاحیت دادگاه خانواده است.

دعوای استرداد هدایای نامزدی

بر اساس ماده ۱۰۳۷ قانون مدنی :

 «  هریک از نامزدها می توانند در صورت به هم خوردن وصلت منظور ، هدایایی را که به طرف دیگر یا ابوین او برای وصلت منظور داده است مطالبه کند و اگر عین هدایا موجود نباشد ، مستحق قیمت هدایایی خواهد بود که عادتا نگاه داشته می شود ، مگر اینکه آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد . »

به همین دلیل ، هر یک از نامزدها می توانند اقدام به طرح دعوای استرداد هدایای نامزدی کنند .

منظور از هدایای دوران نامزدی ، هدایایی است که بعد از خواستگاری و قبل از عقد ازدواج داده شده است که این هدایا به دو نوع هدایای مصرفی و هدایای غیر مصرفی قابل تقسیم است .

استرداد هدایای نامزدی در مورد این دو دسته هدایا متفاوت است :

-هدایای مصرف شدنی نامزدی:

هدایایی که جزء اموال مصرف شدنی باشند مثل عطر ، لوازم آرایشی ، شکلات . فرض بر این است که این اموال را به منظور مصرف کردن و استفاده کردن  به طرف مقابل داده است و از آن رو که این اموال عادتاً نگاه داشته نمی شوند و به مصرف می رسند ، طبیعی است که نمی توان این هدایا یا قیمت آنها را مطالبه کرد .

مثل شیرینی یا میوه و … . بنابراین ، استرداد هدایای مصرف شدنی نامزدی در هیچ موردی نمی تواند مورد درخواست باشد .

-هدایای غیر مصرفی نامزدی:

این هدایا معمولاً نگاه داشته می شوند و با استفاده از بین نمی روند مثل ، طلا ، حلقه ازدواج و….

بنابراین ، بر طبق این ماده می توان این هدایا را پس گرفت .

در صورتی هم که این اموال نزد او تلف شده باشند و این تلف شدن بخاطر تقصیر نامزد باشد ، باید قیمت آن را بپردازد ولی اگر تلف شدن هدیه بخاطر تقصیر او نباشد ، مسئولیتی در پرداخت قیمت آن نخواهد داشت .

 

دعوای استرداد هدایای نامزدی

 

دادگاه صالح

مطابق با بند یک ماده ۴ قانون حمایت از خانواده دعاوی راجع به نامزدی و خسارت های ناشی از به هم خوردن آن در صلاحیت دادگاه خانواده می باشد.

 همچنین ماده ۱۲ این قانون مقرر می دارد که:

« در دعاوي و امور خانوادگي مربوط به زوجين، زوجه مي تواند در دادگاه محل اقامت خوانده يا محل سكونت خود اقامه دعوي كند مگر در موردي كه خواسته، مطالبه مهريه غيرمنقول باشد.»

 بنابراین به موجب این ماده چنانچه زوجه خواهان باشد  می تواند در محل اقامت خود یا محل اقامت زوج طرح دعوا کند ولی اگر خواهان زوج باشد باید فقط در محل اقامت زوجه طرح دعوی نماید.

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

شرط مبنی بر اینکه تا تاریخ وصول چک پرداخت ثمن مورد معامله نزد خریدار امانت باشد

سئوال:

(  شرط مبنی بر اینکه تا تاریخ وصول چک پرداخت ثمن مورد معامله نزد خریدار امانت باشد  ) 

در صورتی که در معامله یک دستگاه خودرو شرط شده باشد که تا وصول چک خودرو نزد خریدار امانت باشد و در تاریخ سررسید چک نیز پرداخت نشد، آیا به استناد شرط مذکور فروشنده می تواند درخواست فسخ معامله نماید؟

و آیا در این فرض می توان چنین تلقی نمود که شرط موصوف شرط خلاف مقتضای عقد می باشد و باعث بطلان معامله است یا خیر؟

( شرط مبنی بر اینکه تا تاریخ وصول چک پرداخت ثمن مورد معامله نزد خریدار امانت باشد  ) 

پاسخ:

چنانچه در معامله یک دستگاه خودرو شرط شود که تا وصول چک مربوط به ثمن معامله خودرو مبیع نزد خریدار امانت باشد و پس از آن چک مورد بحث هم وصول نشود، در فرض مذکور با توجه به اینکه در عقد بیع که از یک طرف طبق بند ۱ ماده ۳۶۲ قانون مدنی، مقتضای عقد بیع مالکیت خریدار نسبت به مبیع بوده و از طرف دیگر نامبرده امانت دار دانسته شده است بنابراین شرط مزبور خلاف مقتضای عقد بوده و طبق بند ۱ ماده ۲۳۳ قانون صدرالاشاره شرط مذکور باطل و موجب بطلان عقد است.

ماده ۳۶۲ قانون مدنی :

« آثار بیعی که صحیحاً واقع شده باشد از قرار ذیل است:

۱- بمجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع وبایع مالک ثمن میشوند.

۲- عقد بیع بایع را ضامن درک مبیع و مشتری را ضامن درک ثمن قرار میدهد.

۳- عقد بیع بایع را به تسلیم مبیع ملزم مینماید.

۴- عقد بیع مشتری را ملزم به تادیه ثمن میکند. »

ماده ۲۳۳ قانون مدنی :

« شروط مفصله ذیل باطل و موجب بطلان عقد است.

۱- شرط خلاف مقتضای ذات عقد باشد

۲- شرط مجهولی که جهل به آن موجب جهل به عوضین شود . »

 

شرط مبنی بر اینکه تا تاریخ وصول چک پرداخت ثمن مورد معامله نزد خریدار امانت باشد

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی

 

مجازات اسکرین شات:

اگر کسی شما را تهدید به افشای اطلاعات خصوصی از جمله :عکس –چت-صدا-فیلم و………………… کرد حتی اگر آن عمل را انجام ندهد مرتکب جرم تهدید شده است و برای شما قابل شکایت و پیگیری است .

قانون مجازات اسلامی در ماده ۷۴۵ و ماده ۱۶ جرائم رایانه ای افشای اسرار خصوصی دیگران را جرم دانسته و مجازات آن را جزای نقدی و تا ۲ سال حبس در نظر گرفته است البته که اسرار خصوصی در قانون ایران به صورت مشخص تعریف نشده است اما مطابق ماده واحده بند ۸ قانون احترام به آزادی های مشروع و حفظ حقوق شهروندی نامه ، عکس ، نوشته ها ، فیلم های خصوصی ،را از مصادیق بارز آن دانسته است.همچنین بر اساس ماده ۶۶۹ قانون مجازات اسلامی تهدید به انجام عملی که ممکن است موجب ضرر آبروئی یا شرافتی یا افشای اسرار خانوادگی شود تا ۷۴ ضربه شلاق و تا دو سال حبس برای آن در نظر گرفته است.

 

وکیل

مشاوره حقوقی

مشاور حقوقی

نکته حائز اهمیت این است که اسکرین شات به خودی خود جرم نیست ولی اگر به قصد تهدید یا آبروریزی باشد جرم است و برای آن مجازات درنظر گرفته شده است.

نحوه اجرای حکم الزام به انجام تعهد

پرسش: ( نحوه اجرای حکم الزام به انجام تعهد) 

در صورت خودداری از انجام تعهد توسط محکوم‌علیه، محکوم‌له چه اقدامی می‌تواند انجام دهد؟

پاسخ :( نحوه اجرای حکم الزام به انجام تعهد )

در صورت محکومیت محکومٌ‌علیه به انجام عمل معین و خودداری وی از اجرای حکم طبق ماده ۴۷ ق.ا.ا.م. محکومٌ‌له می‌تواند تحت نظر اجرای احکام آن عمل را به وسیله دیگری انجام دهد و هزینه آن را مطالبه کند و با عنایت به اینکه تبصره ذیل ماده مذکور مواردی که انجام عمل توسط شخص دیگری ممکن نباشد را به ماده ۷۲۹ ق.آ.د.م.۱۳۱۸ ارجاع داده و این ماده و ماده ۷۳۰ طبق ماده ۵۲۹ ق.آ.د.م.۱۳۷۹ منسوخ شده است، اکنون بایستی حسب ماده ۵۱۵ قانون اخیرالتصویب محکوم‌له دادخواستی برای جبران خسارت ناشی از عدم اجرای حکم به دادگاه تقدیم نماید و در صورت صدور حکم جبران خسارت و قطعیت دادنامه، عدم اجرای آن مشمول ماده ۲ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی خواهد بود.

 در صورتی که محکوم علیه از انجام عمل معین امتناع نماید و انجام آن توسط دیگری ممکن باشد، به تجویز ماده ۴۷ ق.ا.ا.م. محکوم‌له می‌تواند آن عمل را توسط دیگری به هزینه محکوم ‌علیه انجام دهد.

برای تحقق این امر دادگاه در مقام اجرای حکم بایستی هزینه‌های انجام عمل موضوع حکم را با تحقیقات لازم و حتی در صورت لزوم با جلب نظر کارشناس تعیین و دستور وصول آن را بدهد و چون تمام اقدامات برای اجرای حکم و از عملیات اجرایی به شمار می‌رود، مستلزم طرح دعوای دیگری نیست.

 

نحوه اجرای حکم الزام به انجام تعهد

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

ترکه متوفای بلا وارث

ترکه متوفای بلا وراث

مستندات قانونی ترکه متوفای بلا وارث ( ترکه متوفای بلا وارث ) 

ماده ۳۲۷- ترکه متوفای بلاوارث:

در صورتی که وارث متوفی معلوم نباشد به درخواست دادستان یا اشخاص ذی نفع برای اداره ترکه مدیر معین می‌شود. ( ترکه متوفای بلا وارث ) 

ماده ۳۲۸- در مورد ماده فوق، دادستان مکلف است مراقبت نماید اقداماتی که برای حفظ ترکه لازم است به عمل آید و از دادگاه تعیین مدیر ترکه را بخواهد.

ماده ۳۲۹- پس از وصول درخواست، دادگاه باید منتهی تا یک هفته مدیر ترکه را معین نماید.

ماده ۳۳۰- در صورتی که متوفی برای اجرای وصیت خود وصی معین کرده باشد اداره ترکه به وصی واگذار می‌شود.

ماده ۳۳۱- هر گاه متوفی محجور بوده و وصی داشته است اداره ترکه به وصی یا قیم واگذار می‌شود.

ماده ۳۳۲- در غیر موارد مذکور در دو ماده فوق اداره ترکه به کسی که مورد اعتماد دادرس است واگذار خواهد شد.

ماده ۳۳۳- مقررات مواد ۲۶۵ و ۲۶۶ و ۲۶۸ و ۲۶۹ و ۲۷۰ و ۲۷۱ و ۲۷۳ و ۲۷۴ و ۲۷۵ نسبت به ترکه متوفائی هم که وارث او معلوم نیست جاری خواهد بود.

ماده ۳۳۴- مدیر ترکه پس از تحریر ترکه دیون و واجبات مالی متوفی را اداء کرده، مورد وصیت را در صورتی که وصیت شده باشد خارج و باقی مانده ترکه را از اموال منقول و غیر منقول و وجه نقد که در تصرف دولت یا بنگاه‌های بازرگانی و صرافی و غیره یا اشخاصی است به دادستان تسلیم می‌کند ه به ترتیب مقرر در آئین‌نامه وزارت دادگستری نگاهداری نماید.

ماده ۳۳۵- اگر از تاریخ تحریر ترکه تا ده سال وارث متوفی معلوم شود ترکه به او داده می‌شود و پس از گذشتن مدت نامبرده باقی مانده ترکه به خزانه دولت تسلیم می‌شود و ادعاء حقی نسبت به ترکه از کسی به هر عنوان که باشد پذیرفته نیست.

ماده ۳۳۶- در صورتی که قبل از انقضاء مدت مذکور فوق ادعاء حقی بر متوفی بشود و حق نامبرده به موجب سند رسمی یا حکم قطعی دادگاه ثابت شده باشد مدیر ترکه باید بپردازد و در صورتی که حقی به موجب نوشتجات یا دفاتر متوفی محرز شود مدیر ترکه با موافقت دادستان می‌تواند آن را بپردازد و اگر ترکه به دادستان داده شده باشد او خواهد پرداخت و چنانچه ادعاء به ترتیب مذکور ثابت و محرز نشود مدعی می‌تواند به طرفیت مدیر ترکه و در صورتی که ترکه به دادستان داده شده باشد به طرفیت او اقامه دعوی نماید.

 

ترکه متوفای بلا وارث

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

تخلیه ملک مشاع

ملک مشاع ملکی است که بین دو یا چند نفر مشترک باشد، به این وضعیت در اصطلاح حقوقی «اشاعه» می‌گویند. ( تخلیه ملک مشاع ) 

معنای اشاعه این است که هر کدام از مالکین در جزء به جزء ملک سهم دارند. ( تخلیه ملک مشاع ) 

خلع ید به چه معناست؟ (  تخلیه ملک مشاع  ) 

دعوای خلع ید، دعوایی است که خواستۀ آن رفع تصرف غاصبانه و عدوانی متصرفی است که بدون اذن مالک ِ ملک، بر آن مسلط شده است.

دعوی خلع ید از ملک مشاع

برای طرح دعوی خلع ید علیه متصرف یا متصرفین ملک مشاع، نیازی به حضور تمام مالکین نیست.

مثلا اگر یک واحد تجاری دارای چهار مالک باشد، فقط یکی از مالکین می‌تواند دعوی خلع ید را مطرح کند.

دعوی خلع ید هم علیه شریک ملک مشاع، هم علیه غیر، قابل طرح است.

 به عبارت دیگر چه شریک ملک را تصرف کرده باشد چه شخصی که هیچ مالکیتی نسبت به ملک ندارد آن را تصرف کرده باشد، می‌توان دعوی خلع ید را مطرح کرد.

بطور مثال ۳ شريک که هر کدام ۲ دانگ مشاعي از مغازه‌اي را مالک هستند، با توافق يکديگر مغازه را به شخصي اجاره مي‌دهند. پس از مدتي مستأجر اجاره ماهانه يکي از ۳ شريک را پرداخت نـمـي‌کـنـد و يـا ايـن‌که برخلاف نوع اسـتـفـــــاده قــــراردادي، از مــغــــازه بهره‌برداري مي‌‌نمايد. ازاين‌رو شــريـک نـاراضـي دعـواي تـخـلـيـــــه يــــد را طــــرح مي‌کند؛ در حالي که ۲ شـريـک ديگر با مستأجر به سازش مي‌رسند

هـمـان‌گـونـه کـه مي‌دانيم، در ملک مشاع حق هر شريک منتشر در تمام ملک است و همين موضوع باعث شده که هيچ شريکي بدون اذن ساير شرکا حق تصرف در ملک مشاع را نداشته باشد. (مواد ۵۸۱ و۵۸۲ قانون مدني) نتيجه اين اختلاط سهام آن خواهد بود که تخليه سهم هر شريک با خلع يد از تمام ملک ملازمه داشته و ازاين‌رو ست که بايد بپذيريم مفاد ماده ۴۳ قانون آيين دادرسي مدني در مورد خلع يد به معناي اعم است و اينجا هم بايد اجرا شود.

 

               تخلیه ملک مشاع

 

نکته قابل توجه در اين رابطه آن است که امکان دارد کل قرارداد اجاره فسخ نشده و رابطه استيجاري تنها بين مستأجر و يکي از شرکا به هم خورده و فسخ شده باشد.

در اين مورد، مستأجر مالک منافع متعلق به ساير شرکاست. بنابراين تصرف شريک محکوم‌له در ملک، موقوف بــه اجــازه و تــوافــق بـا مـسـتـأجـر اسـت؛ همان‌گونه که اگر تمام عقد اجاره منفسخ مي‌شد، تسليم عين مستأجره به يکي از شرکا منوط به داشتن اذن از ديگران ‌بود.

ماده ۵۸۱ قانون مدنی :

«  تصرفات هر یک از شرکاء در صورتی که بدون اذن یا خارج از حدود اذن باشد فضولی بوده و تابع مقررات معاملات فضولی خواهد بود. »

ماده ۵۸۲ قانون مدنی :

« شریکی که بدون اذن یا در خارج از حدود اذن تصرف در اموال شرکت نماید ضامن است.»

ماده ۴۳ قانون آيين دادرسي مدني :

 ‌« در مواردي که حکم خلع يد عليه متصرف ملک مشاع به نفع مالک قسمتي از آن صادر شده باشد، از تمام ملک خلع يد مي‌شود؛ ولي تصرف محکوم له در ملک خلع يد شده مشمول مقررات املاک مشاعي است. »

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

دعوای ابطال شناسنامه

شناسنامه چیست ؟ دعوای ابطال شناسنامه

به سند هویتی که برای اتباع کشور جمهوری اسلامی ایران وتوسط سازمان ثبت احوال کشور صادر می‌شود،شناسنامه اطلاق شده و در قدیم به شناسنامه، سجل گفته می شد و سازمان ثبت احوال، اداره سجل احوال نامگذاری شده بود. (  دعوای ابطال شناسنامه  ) 

شناسنامه سند هویتی هر فردی در داخل کشور می باشد و شامل مشخصات کامل فرد دارنده شناسنامه می‌باشد. ( دعوای ابطال شناسنامه ) 

شناسنامه هر فرد جزء اسناد رسمی  محسوب می شود ،  سند رسمي نمي‌تواند مورد  انكار يا ترديد قرار گيرد تنها مي‌تواند مشمول ادعاي جعل و تزوير شود.

انكار يك سند به معناي انكار انتساب آن سند به شخص منتسب است.

تقاضای صدور حكم بر ابطال شناسنامه كنونی و دستور صدور شناسنامه جدید زمانی مطرح می‌شود که فردی دعوای ابطال شناسنامه کند یعنی بگوید شناسنامه‌ای که از آن استفاده می‌کرده متعلق به خودش نبوده.

 

ابطال شناسنامه به سه طریق امکان‌پذیر است :

۱- ترک تابعیت

۲- فوت دارنده شناسنامه

۳- رای قطعی دادگاه مبنی بر ابطال شناسنامه.

ابطال شناسنامه طبق رای دادگاه زمانی رخ می‌دهد که شخص دارنده شناسنامه درخواست ابطال شناسنامه قبلی و صدور رای مبنی برصدور شناسنامه جدید بامشخصات مورد درخواست را نماید.

ابطال شناسنامه

ابطال شناسنامه فعلی و تقاضای صدور شناسنامه‌ی جدید باید متکی بر دلایل قانع کننده باشد.

معمولا ابطال شناسنامه برای کم کردن سن صورت می‌گیرد و در این حالت، خواهان مدعی می‌شود .

 به عنوان مثال شناسنامه فعلی متعلق به برادرش است و والدین پس از فوت او، آن را باطل نکرده‌اند.

در این راستا باید شهودی معرفی شوند و از طرف دادگاه نیز مساله به پزشکی قانونی برای تشخیص صحت ادعا ارجاع می‌شود.

پزشکی قانونی با تشریح وضعیت فیزیکی شخص، جواب خود را به دادگاه می‌دهد. دادخواست ابطال شناسنامه به طرفیت ثبت احوال داده می‌شود و نیازمند استشهاد محلی است.

مرجع صلاحیت دار

۱-اگر متقاضی مدعی شود اختلاف سن واقعی او با سن مندرج درشناسنامه اش بیشتر از پنج سال است .

 باید به کمیسیونی موسوم به کمیسیون تشخیص سن مستقر در فرمانداری شهرستان محل صدور شناسنامه اش رجوع کند. این کمیسیون مرکب استاز: فرماندار یا بخشدار، رییس اداره ثبت احوال محل، پزشک منتخب ، مدیرعامل سازمان بهداری استان و رییس شورای اسلامی شهر یا بخش. ریاست این کمیسیون بر عهده قاضی دادگاه محل است. صاحب شناسنامه تنها یک بار در طول عمر خود حق دارد از این طریق برای اصلاح سن مندرج در شناسنامه اقدام کند.

این در خواست هم می تواند در جهتافزایش و هم کاهش سن باشد. برای مثال متقاضی می تواند مدعی شود که سن او درشناسنامه ۴۰ سال است ولی سن واقعی اش ۴۶ سال یا ۳۴ سال است. در هر حال این اختلافسن نباید کمتر از پنج سال باشد.

۲- اگر متقاضی مدعی شود که سن واقعی او باسن مندرج در شناسنامه اش کمتر از پنج سال اختلاف دارد .

 دارد باید به دادگستری رجوع کند و با رعایت مقررات و تشریفات مربوطه و تقدیم دادخواست طرح دعواکند.

                                  دعوای ابطال شناسنامه

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

فسخ نکاح چیست؟

یکی از روش های برهم زدن ازدواج فسخ نکاح است بدین صورت که یکی از دو طرف ازدواج به بعضی از عیوب دچار باشد که این عیوب آشکار و مشخص است طرف سالم میتواند برای رهایی از او و بدون رضایت طرف مقابل ازدواج خود را فسخ کند که بعضی از ان عیوب مختص مردان و بعضی از آن مختص زنان است مثل جنون یا دیوانگی

فسخ نکاح محدودیت و دشواریهای طلاق را ندارد.

تفاوت فسخ نکاح و طلاق در چیست؟

۱- طلاق منوط به تشریفات خاصی است، مثل اجرای صیغه مخصوص و حضور دو شاهد عادل (مرد). ولی فسخ نکاح تنها به اراده صاحب حق انجام می‌پذیرد (ماده ۱۱۳۲ قانون مدنی) و تنها کافیست به اطلاع طرف مقابل برسد.
۲- طلاق در صورتی درست است که شرایط خاصی در زن موجود باشد ولی رعایت این ترتیب در فسخ نکاح شرط نیست (ماده ۱۱۳۲ ق. م.). به عنوان مثال فسخ نکاح در دوران عادت زنانگی و نفاس زن ممکن است. در حالی که طلاق زن در این دوران درست نیست. (ماده ۱۱۴۰ ق. م.)
۳- پیش از وقوع طلاق باید از دادگاه حکم یا اذن گرفته شود، ولی فسخ نکاح نیاز به این اقدام ندارد و رسیدگی دادگاه محدود به احراز وجود حق فسخ است و تکلیفی در باب اصلاح زوجین و ارجاع به داوری ندارد.
۴- طلاق مخصوص نکاح دائم است ولی موارد فسخ نکاح در دائم و منقطع یکسان است (مواد ۱۱۵۲ و ۱۱۵۳ ق. م.)
۵- طلاق حق و اختیار مرد است، در حالی که فسخ نکاح ممکن است از جانب زن نیز واقع شود.
۶- در طلاق رجعی شوهر می‌تواند در زمان عده به همسر خود رجوع کند، اما در فسخ نکاح امکان رجوع وجود ندارد، و تشکیل دوباره خانواده جز با نکاح جدید ممکن نیست.
۷- در صورتی که مرد پیش از نزدیکی زن خود را طلاق دهد، زن مستحق نصف مهریه است (ماده ۱۰۹۲ ق. م.) ولی در فسخ نکاح زن حق مهریه ندارد، مگر در صورتی که موجب فسخ، عنن باشد که زن مستحق نصف مهریه است.
۸- اگر بین زوجین سه بار طلاق اتفاق بیفتد آنها دیگر نمی‌توانند با یکدیگر ازدواج کنند مگر با آمدن محلل. اما فسخ هرچند بار که بین زن و مرد اتفاق افتد ایجاد حرمت نمی‌کند.

بعضي از عيوب ويژه زن هم که حق فسخ را به شوهر مي‌دهند، عبارت‌اند از:

برص (نوعي بيماري پوستي‏ که بر اثر آن لکه‏هاي معمولاً بزرگ سفيد يا سياه در بدن پديد مي‏آيد)

زمین گیری-نابینایی از هر دو چشم

نکته مهم و قابل توجه این است که عیوب ویژه زن در صورتی موجب حق فسخ میشود که این عیوب در هنگام عقد وجود داشته باشد.مواد ۱۱۲۴ و ۱۱۲۶ قانون مدنی 

بعضی از عیوب ویژه مرد که حق فسخ را به زن می دهد:

عیوب مختص مرد در ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی برشمرده شده است و به موجب آن هرگاه مرد به دلیل عارضه‌ای ناتوان از انجام عمل زناشویی باشد قانون به زن حق می‌هد که ازدواج را فسخ نماید.

 

آدم ربایی را بشناسیم

آدم ربایی ( آدم ربایی را بشناسیم ) 

آدم ربایی به دزدیدن انسان برای رسیدن به مقاصد مختلف همچون اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اطلاق می شود. به آدم ربایی، استیلای بر حُرّ و غصب انسان نیز گفته می شود. ( آدم ربایی را بشناسیم ) 

آدم ربایی یکی از جرایمی است که علاوه بر ایراد صدمه های مادی و معنوی بر ربوده شده و نزدیکان وی موجبات احساس ناامنی شدید در اجتماع را نیز فراهم می نماید.

این جرم از جمله جرایم علیه اشخاص است .

طبق ماده ۶۲۱ قانون مجازات اسلامی آدم ربایی عبارتند از :

«هرکس شخصا یا توسط دیگری شخصی را به قصد مطالبه وجه یا مال یا به قصد انتقام یا به هر منظور دیگر به عنف یا تهدید یا حیله یا به هر نحو دیگر را برباید یا مخفی کند، به حبس از ۵ تا ۱۵ سال محکوم خواهد شد. در صورتی که سن مجنی‌علیه کمتر از ۱۵ سال تمام باشد یا ربودن توسط وسایل نقلیه انجام پذیرد یا به مجنی‌علیه آسیب جسمی یا حیثیتی وارد شود، مرتکب به حداکثر مجازات تعیین‌شده محکوم خواهد شد و در صورت ارتکاب جرایم دیگر به مجازات آن جرم نیز محکوم می‌شود.

 تبصره – مجازات شروع به آدم ربایی ۳ تا ۵ سال حبس است.»

معاونت در آدم‌ربایی:

 هرگاه کسی با علم و عمده وسایل ارتکاب جرم آدم‌ربایی و نوزاد ربایی را تهیه کند و یا افراد را به ارتکاب جرم فوق تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع نماید و یا به هر طریق دیگر وقوع جرم را تسهیل کند به استناد ماده ۴۳ قانون مجازات اسلامی معاون در جرم شناخته شده و مجازات معاون طبق ماده ۷۲۶ قانون مجازات اسلامی حداقل مجازات مقرر در قانون برای همان جرم می‌باشد که در مورد جرم آدم ربایی پنج سال و نوزادربایی شش ماه حبس پیش‌بینی شده است.

 

                           آدم ربایی را بشناسیم

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

مهلت پرداخت دیه

دیه چیست ؟ ( مهلت پرداخت دیه ) 

دیه مقدر مال معینی است که در شرع مقدس به سبب جنایت غیرعمدی بر نفس عضو یا منفعت یا جنایت عمدی در مواردی که به هر جهتی قصاص ندارد مقرر شده است. ( مهلت پرداخت دیه ) 

مهلت پرداخت دیه

به هر مجرم برای پرداخت دیه طبق قانون فرصتی داده می شود که به آن مهلت پرداخت دیه می گویند.

بر اساس قانون فرد مجرم برای پرداخت دیه دارای فرصتی است که بتواند این دیه را پرداخت کند. بنابراين نمى‌توان مجرم را تحت فشار قرارداد كه كل ديه را ظرف چند روز يا مقدار از آن را در فرصت محدودى بپردازد.

در ماده ۴۸۸ قانون مجازات اسلامی آمده است:

مهلت پرداخت دیه، از زمان وقوع جنایت به ترتیب زیر است مگر اینکه به نحو دیگری تراضی شده باشد:

الف- در عمد موجب دیه، ظرف یک سال قمری

ب- در شبه عمد، ظرف دو سال قمری

پ- در خطای محض، ظرف سه سال قمری

تبصره- هرگاه پرداخت کننده در بین مهلت های مقرر نسبت به پرداخت تمام یا قسمتی از دیه اقدام نماید، محکومٌ له مکلف به قبول آن است.

ماده ۴۸۹- در جنایت خطای محض، پرداخت کننده باید ظرف هر سال، یک سوم دیه و در شبه عمدی، ظرف هر سال نصف دیه را بپردازد.

ماده ۴۹۰- در صورتی که پرداخت کننده بخواهد هر یک از انواع دیه را پرداخت نماید و یا پرداخت دیه به صورت اقساطی باشد، معیار، قیمت زمان پرداخت است مگر آنکه بر یک مبلغ قطعی توافق شده باشد.

 ماده ۴۹۱- در مواردی که بین مرتکب جنایت عمدی و اولیای دم یا مجنیٌ‌علیه بر گرفتن دیه توافق شود لکن مهلت پرداخت آن مشخص نگردد، دیه باید ظرف یکسال از حین تراضی پرداخت گردد.

 

                              مهلت پرداخت دیه

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

شرایط و آثار ورشکستگی

شرایط ورشكستگی ( شرایط و آثار ورشکستگی )

۱- تاجر یا شركت تجاری بودن. (شرایط و آثار ورشکستگی )

۲- داشتن اهلیت قانونی برای اشتغال به تجارت؛ بنابراین اگر شخص محجوری كه اهلیت انجام امور مالی را ندارد به تجارت اشتغال ورزد و  دچار عدم توانایی در تأدیه قروض شود، ورشكسته محسوب نمی‌شود.

۳- ورشكستگی تنها به اعمال تجارتی تعلق دارد.

۴- دیون مربوط به معاملات تجارتی باشد؛ در غیر این صورت دیون غیر تجارتی مستلزم توقف نیست مگر اینكه موجب اختلال در امور تجارتی شود.

۵- عدم پرداخت دین در نتیجه ناتوانی از تأدیه (پرداخت) آنها باشد؛ در غیر این صورت صرف عدم پرداخت مانند نكول براتی مستلزم ورشكستگی نیست.

۶- لازم نیست دارایی تاجر كمتر از بدهی او باشد بلكه اگر (به هر دلیل) نتواند بدهی خود را بپردازد، ورشكسته است.

اقسام ورشكستگی

با توجه به مواد ۵۴۹، ۵۴۱ و ۴۱۲ قانون تجارت سه نوع ورشكستگی وجود دارد:

الف) ورشكستگی عادی؛ كه تاجر بر اثر عوامل خارجی یا حوادث غیر مترقبه بدون تقصیر یا تقلب متوقف شود.

ب) ورشكستگی به تقصیر؛ که به واسطه تقصیر و خطای تاجر، حاصل می‌شود و از جمله جرایم غیر عمدی است.

ج) ورشكستگی به تقلب؛ به دلیل سوء نیت و حیله و تقلبی كه تاجر به كار برده است، مجرم شناخته شده است.

 

 آثار و نتایج  ورشكستگی

۱- منع مداخله تاجر در اموال خود.

۲- ممنوعیت از مداخله در دعاوی.

۳- بطلان معاملات.

۴- حال شدن دیون مؤجّل.

۵-  سقوط حق تعقیب انفرادی بستانكاران.

۶- تأدیه و تأمین مطالبات.

۷- سلب اعتبار.

۸- محرومیت از برخی حقوق سیاسی اجتماعی.

۹- مجازات ورشكسته در صورت صدور حكم ورشكستگی به تقصیر و تقلب.

 

*برای مطالعه مقاله ورشکستگی به تقصیر و تقلب کلیک کنید . 

 

                                   شرایط و آثار ورشکستگی

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاورره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

عقد کفالت چیست ؟

کفالت در لغت مشتق از کفل و به معنای به عهده گرفتن می باشد. ( عقد کفالت چیست ؟ ) 

در اصطلاح حقوقی نیز عقدی است که به موجب آن یکی از طرفین در مقابل دیگری احضار شخص ثالثی را تعهد می کند. ( عقد کفالت چیست ؟ ) 

 به شخص متعهد کفیل و به متعهد له مکفول له و به شخص ثالث مکفول گفته می شود.

( عقد کفالت چیست ؟ ) 

بطور مثال ، آقای «الف» قبلا متعهد شده است که مبلغی را به آقای «ب» بپردازد؛ اما «ب» چندان او را نمی‌شناسد و می‌گوید از کجا مطمئن باشم که به تعهد خود عمل می‌کنی و طلب من را به‌موقع می‌پردازی؟ در این میان آقای «ج» که «الف» را می‌شناسد و ضمنا مورد اعتماد «ب» هم هست می‌گوید من تعهد می‌دهم که «الف» را در زمان سررسید بدهی‌اش نزد تو حاضر کنم تا تو طلب خودت را وصول کنی. در اینجا میان «ج» و «ب» رابطه‌ی قراردادی کفالت برقرار می‌شود: «ج» که متعهد است «الف» را نزد «ب» حاضر کند، «کَفیل» نامیده می‌شود. «ب» که تعهد به‌نفع او انجام شده است، مَکفول‌ٌله نام دارد و «الف» که شخص ثالث است و نقشی در انعقاد قرارداد ندارد «مَکفول» نامیده می‌شود.

                   عقد کفالت چیست ؟

*برای مطالعه عقد عاریه کلیک کنید . 

اوصاف عقد کفالت

۱ – عقدی عهدی است

۲ – مبنای عقد کفالت تعهد به فعل ثالث است

به عبارت دیگر کفیل در برابر مکفول له تعهد می کند تا شخص ثالث را راضی کند که در زمان و مکان مقرر حاضر شود

۳ – موضوع تعهد و تعهد اصلی شخص کفیل احضار مکفول است .

۴ – این عقد فقط به رضایت کفیل و مکفول له منعقد می شود و نیاز به رضایت مکفول نیست

۵ – در انعقاد عقد کفالت فقط اهلیت کفیل لازم است که تهدی را بر عهده می گیرد .

بنابراین مکفول له می تواند صغیر ممیز یا سفیه باشد

چرا که عقد کفالت تماما به نفع اوست و او به واسطه کفالت چیزی را از دست نمی دهد .

۶ – عقدی رضایی است

۷ – از جانب کفیل عقدی است لازم و از جانب مکفول له جایز

۸ – عقدی بلاعوض و مجانی است

۹ – جزو عقود مبتنی بر مسامحه است

۱۰ – کفالت یک عقد مستمر است

۱۱ – علم اجمالی کفیل به دین موضوع کفالت کفایت می کند، چرا که عقدی مبتنی بر مسامحه است .

۱۲ – یک عقد تبعی است .

انواع عقد کفالت

۱ – مطلق

یعنی مقید به زمان خاصی نیست .

در این حالت مکفول له می تواند احضار مکفول را در هر زمانی که مایل باشد ، تقاضا کند ، البته فقط برای یکبار

وبا یک بار احضار مکفول  از سوی کفیل ، کفیل بری الذمه می گردد .

۲ – موقت یا موجل

در این حالت موعدی تعیین شده که قبل از رسیدن موعد ، مکفول له حق مطالبه ندارد .

این قسم از کفالت در قانون مدنی با عنوان کفالت موقت آمده است .

۳ – مقید به زمان یا مدتدار

کفالتی که در آن تاریخ انقضایی درج شده باشد که مکفول له فقط بتواند تا آن زمان مقرر احضار مکفول را بخواهد و با انقضای آن عقد کفالت خود به خود منفسخ گردد را گویند .

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

داوری و استعفا از داوری

پرسش: ( داوری و استعفا از داوری) 

طرفین قراردادی ضمن سند رسمی متعهد شده‌اند در صورت بروز اختلاف به دادگستری مراجعه نکنند و اختلافات خود را از طریق حکمیت حل کنند و دو نفر را نیز به‌عنوان حکم مرضی‌الطرفین انتخاب کرده و به آنان اختیار داده‌اند در صورت وجود اختلاف‌نظر شخصی ثالثی را به‌عنوان سرداور انتخاب کنند.

( داوری و استعفا از داوری ) 

یکی از داوران پس از اعلام قبولی مستعفی می‌گردد و سر داور نیز هنوز انتخاب نشده است.

آیا هریک از طرفین می‌توانند به استناد ماده ۶۳۷ قانون آیین دادرسی مدنی از دادگاه بخواهد که داور مشترک را انتخاب کند؟ و نیز آیا داور مستعفی می‌تواند استعفای خود را مسترد و به داوری مبادرت کنند یا نه؟

پاسخ :

کمیسیون مشورتی آیین دادرسی مدنی اداره حقوقی در جلسه مورخ ۲۶/۹/۱۳۴۵ چنین اظهارنظر کرده است:

چون از مندرجات قرارداد طرفین به شرح مذکور در استعلام چنین استفاده می‌شود که توافق طرفین با حل اختلافات ناشی از قرارداد از طریق داوری قطع نظر از شخصیت داوران بوده است؛ لذا با استعفای احد از داوران مشترک و عدم تراضی طرفین در تعیین داور مشترکی به‌جای او هریک از طرفین می‌توانند با استفاده از مقررات بند ۲ ماده ۶۳۷ قانون آیین دادرسی مدنی تعیین داور مشترک را از دادگاه درخواست نماید و در مورد پرسش، این امر که داور مستعفی عنوان داور مشترک طرفین را داشته نه داور اختصاصی یک طرف تأثیری در امر ندارد.

با استعفای داور سمت داوری او زائل می‌شود و عدول از آن توسط داور مستعفی موجب اعاده سمت داوری نیست.

                       داوری و استعفا از داوری

مستندات قانونی :

ماده ۶۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی :

 « در مورد ماده ۶۳۳ هر گاه طرفين داور يا داورهاي خود را در ضمن معامله يا قرارداد معين نكرده باشند و در موقع بروز اختلاف يكطرف داور خود را معين ننمايد طرف ديگر ميتواند داور خود را معين كرده بوسيله اظهارنامه رسمي او را بطرف مقابل معرفي و درخواست نمايد كه‌داور خود را معين و معرفي كند در اينصورت طرف مكلف است كه در ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ اظهارنامه و با رعايت مدت مسافت داور خود را‌معين و اعلام كند و هر گاه تا انقضاء مدت مذكور اقدام ننمود دادگاهي كه صلاحيت رسيدگي بموضوع اختلاف را دارد بدرخواست طرفيكه داور‌خود را معين كرده است داور طرف ديگر را معين خواهد نمود. »

ماده ۶۳۶ :

 « در مورد ماده قبل هر گاه نسبت باصل معامله يا قرارداد راجع بداوري بين طرفين اختلافي باشد دادگاه قبلاً بآن رسيدگي كرده پس از‌احراز معامله و قرارداد داور ممتنع را معين مينمايد ولي مادام كه داور معين از طرف دادگاه بداور طرف ابلاغ نشده است طرف ممتنع ميتواند داور‌خود را معين و معرفي كند. »

ماده ۶۳۷ :

«  ترتيب مذكور در دو ماده فوق در موارد زير نيز رعايت خواهد شد:

۱ – هر گاه بموجب قرارداد بين طرفين حل اختلاف بايد بداور واحد رجوع شود و طرفين نخواهند يا نتوانند در انتخاب داور نامبرده تراضي‌نمايند.

۲ – در صورتيكه داور يكي از طرفين فوت شود يا استعفاء دهد و طرف نامبرده نخواهد جانشين او را معين كند.

۳ – در صورتيكه طرفين نخواهند يا نتوانند در انتخاب داور ثالث تراضي نمايند.

۴ – در صورتيكه انتخاب داور ثالث بشخصي واگذار شده و آنشخص از تعيين داور امتناع نمايد و يا تعيين داور از طرف او غير ممكن باشد. »

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

 

تفاوت‌های نفقه‌ اقارب و زوجیت و شکایت از آن

 

– در پرداخت نفقه‌ زوجیت تمکن مالی مرد شرط نیست. ( تفاوت‌های نفقه‌ اقارب و زوجیت و شکایت از آن ) 

مرد در هر حال ملزم به پرداخت نفقه‌ زن است. اما در پرداخت نفقه‌ اقارب لزوماً فرد نفقه دهنده باید تمکن مالی داشته باشد.

( تفاوت‌های نفقه‌ اقارب و زوجیت و شکایت از آن ) 

– در نفقه‌ زوجیت، توان مالی زن ملاک نیست.

زن حتی اگر متمول هم باشد، مستحق دریافت نفقه است اما نفقه‌ اقارب بر عهده‌ نفقه دهنده مستقر نمی‌شود مگر اینکه فرد توان تأمین خود را نداشته باشد.

– زن بر اساس قانون می‌تواند نفقه‌ گذشته‌ خود را که مرد پرداخت نکرده مطالبه کند و این یک حق بر گردن مرد است و نسبت به آن مدیون زن است. اما در نفقه‌ اقارب امکان مطالبه‌ نفقه‌ گذشته نیست.

– در نفقه‌ زوجیت فقط مرد موظف به پرداخت است اما در نفقه‌ اقارب این رابطه دو طرفه است و هر یک متمکن باشد ملزم به پرداخت نفقه‌ فرد ناتوان است.

– نفقه‌ زوجیت بین سایر دیون مرد دارای اولویت است. اما نفقه‌ اقارب از چنین امتیازی برخوردار نیست.

– در میزان نفقه  زوجیت وضعیت زن ملاک عمل است اما در نفقه‌ اقارب وضعیت نفقه دهنده شرط است.

شکایت ترک انفاق- دادخواست مطالبه نفقه

براساس ماده ۴۷ قانون حمایت خانواده، در صورتی که شخصی که پرداخت نفقه به عهده اوست، چه نفقه اقارب ، زوجه یا فرزندان، از پرداخت نفقه استنکاف نماید، دادگاه در صورت درخواست افراد واجب النفقه، میزان نفقه را تعیین خواهد کرد.

نفقه گذشته زوجه، همیشه قابل مطالبه است ولی نفقه اقارب، در صورتی که توسط آنها مطالبه نشده باشد و موعد آن گذشته باشد، قابل مطالبه نیست و فقط امکان مطالبه نفقه جاری در نفقه اقارب وجود دارد.

اگر فردی که باید نفقه پرداخت کند غایب باشد، دادگاه می‌تواند از اموال وی نفقه را پرداخت نماید.

عدم پرداخت نفقه هم ضمانت اجرای حقوقی دارد که می‌توان از طریق تقدیم دادخواست به شورای حل اختلاف و یا دادگاه خانواده مطالبه نمود و هم ضمانت اجرای کیفری دارد.

عدم پرداخت نفقه اقارب و همسر قابل شکایت در دادسرای عمومی محل وقوع جرم است و ذینفع می‌تواند از طریق شکایت کیفری تعقیب مستنکف از پرداخت نفقه و محکومیت وی را درخواست کند. جرم ترک انفاق، از جرایم قابل گذشت است و با اعلام گذشت شاکی خصوصی پرونده مختومه می‌شود.

 

ماده ۴۷ قانون حمایت خانواده :

« دادگاه در صورت درخواست زن یا سایر اشخاص واجب ‌ النفقه، میزان و ترتیب پرداخت نفقه آنان را تعیین می‌کند.

تبصره ـ درمورد این ماده و سایر مواردی که به ‌ موجب حکم دادگاه باید وجوهی به‌طور مستمر از محکوم علیه وصول شود یک بار تقاضای صدور اجرائیه کافی است و عملیات اجرائی مادام که دستور دیگری از دادگاه صادر نشده باشد ادامه می‌یابد. »

 

*برای مطالعه مقاله نفقه اقارب کلیک کنید . 

 

                         تفاوت‌های نفقه‌ اقارب و زوجیت و شکایت از آن

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

نفقه اقارب چیست ؟

نفقه در لغت به معنای ، هزینه ، خرجی است و در معنای اصطلاحی عبارت است از چیزی که برای گذراندن زندگی لازم است . ( نفقه اقارب چیست ؟ ) 

نفقه به دو بخش تقسیم شده است : ( نفقه اقارب چیست ؟ ) 

نفقه زوجه – نفقه اقارب

نفقه‌ اقارب چیست؟

نفقه‌ای است که به گروه خاصی از نزدیکان فرد به شرط اینکه، تمکن مالی برای تأمین معیشت خود را نداشته باشند تعلق می‌گیرد.

اقارب چه کسانی هستند؟

بر اساس ماده ۱۱۹۶ قانون مدنی

 «فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یکدیگرند»

وقتی بحث از صعودی و نزولی می‌شود، به این معناست که به طور مثال فرزندِ فرزند و هر چه پایین‌تر رود، و پدر ِ پدر و هر چه بالاتر رود مستحق نفقه خواهند بود.

نکته‌ دیگر این است که فقط اقارب نسبی مستحق این نفقه هستند.

یعنی اقاربی که به صورت خونی و از طریق ولادت با هم خویشاوند هستند. بنابراین اقارب ناشی از رابطه‌ نکاح (سببی) داخل در دایره‌ نفقه‌ اقارب نخواهند بود.

تداخل نفقه‌ اقارب و زوجیت

اگر زوجه در کنار چند تن از اقارب واجب النفقه قرار بگیرد، پرداخت نفقه‌ زوجه بر اقارب مقدم خواهد بود و اگر مرد با پرداخت نفقه‌ زوجه دیگر تمکن پرداخت نفقه‌ اقارب را نداشته باشد، این امر از او ساقط می‌شود.

                         نفقه اقارب چیست ؟

 

 

خصوصیات نفقه اقارب

۱- نفقه اقارب ناظر بر آینده است؛ اقارب فقط نسبت به آینده می‌توانند مطالبه نفقه نمایند زیرا نفقه اقارب برای رفع احتیاج است و هرگاه احتیاج به نحوی رفع شده باشد دیگر تکلیفی برای منفق نخواهد بود.

۲- کسی مستحق نفقه است که فقیر باشد؛ کسی که مستحق نفقه است اولاً ندار باشد ثانیاً نتواند بوسیله اشتغال به شغلی، وسایل معیشت خود را فراهم کند.

۳- کسی ملزم به انفاق است که متمکن باشد؛ مطابق ماده ۱۱۹۸ ق.م کسی ملزم به انفاق است که متمکن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینکه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد.

برای تشخیص تمکن باید کلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود.

۴- نفقه اقارب یک تکلیف متقابل است؛ خویشانی که ملزم به انفاق یکدیگر هستند در صورت فقر یکی و تمکن دیگری، این تکلیف را متقابلاً دارا هستند.

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

عده چیست ؟ و اقسام آن

برای احترام به بنیان مقدس خانواده و اجتناب از اختلاط نسل، اسلام صلاح می‌داند که زنان مدت زمانی را بعد از انحلال نکاح به تنهایی بگذرانند و اجازه‌ی ازدواج کردن با شخص دیگری را نداشته باشند. این مدت زمان تعیین شده را عده گویند . (عده چیست ؟ و اقسام آن ) 

عِدِّه مدت زمانی است که زن پس از جدایی یا مرگ شوهرش باید از ازدواج خودداری کند.

( عده چیست ؟ و اقسام آن ) 

 این مدت با توجه به نوع پایان ازدواج (مرگ همسر یا طلاق یا فسخ نکاح)، نوع ازدواج (دائم یا موقت) و شرایط باروری زن یا بارداری او متغیر است.

در صورتی که زن در هنگام عده با مردی ازدواج کند ازدواج آنان باطل است و در صورت آگاهی از حکم عده ازدواج آن مرد و زن با یکدیگر برای همیشه حرام است.

ماده ۱۱۵۰ قانون مدنی در رابطه با عده آورده است که :

« عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن زنی که عقد نکاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگر اختیار کند . »

اقسام عده

  • عده وفات

  • عده طلاق

  • عده فسخ نکاح

عده وفات :

عده وفات ، یعنی مدتی که زن بعد از مرگ شوهر باید برای اختیار شوهر دیگر صبر کند که اصولاً ۴ ماه و ۱۰ روز است .

ماده ۱۱۵۴ قانون مدنی :

« عده‌ی وفات چه در دائم و چه در منقطع در هر حال چهار ماه و ده روز است مگر این که زن حامل باشد که در این صورت عده‌ی وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر این که فاصله‌ی بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد والا مدت عده همان چهار ماه و ده روز خواهد بود. »

عده طلاق :

عده طلاق بر حسب اینکه زن باردار باشد یا نه متفاوت است .

۱-عده زن باردار :

طبق ماده ۱۱۵۳ قانون مدنی عده زن باردار تا زمان وضع حمل است .

۲-عده زن غیر باردار :

برابر ماده ۱۱۵۱ قانون مدنی عده زن غیر باردار ۳ طهر است .

بهتر است بدانیم که طهر در لغت به معنای پاک شدن است و در اصطلاح حقوقی عبارت است از پاکی زن از عادت زنانگی و نیز مدتی که بین دو عادت زنانگی قرار می گیرد .

نکته :

چه زنانی عده طلاق ندارند ؟

زنی که بین او و شوهر خود نزدیکی واقع نشده و همچنین زن یائسه نه عده طلاق دارد و نه عده فسخ نکاح ؛ ولی عده وفات در هر مورد باید رعایت شود .

عده بذل یا انقضای مدن در ازدواج موقت :

عده بذل یا انقضای مدت که مربوط به نکاح منقطع ( موقت ) است با عده طلاق همیشه یکسان نیست .

اگر زن حامل باشد ، مانند مورد طلاق عده او با وضع حمل منقضی می شود ولی اگر حامل نباشد ، در مورد بذل یا انقضای مدت یا فسخ نکاح منقطع مدت کمتری برای او در نظر گرفته شده است .

ماده ۱۱۵۲ قانون مدنی در این باره آورده است :

« عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع در غیر حامل دو طهر است مگر این که زن با اقتضای سن عادت‌زنانگی نبیند که در این صورت چهل و پنج روز است.»

 

 

                         عده چیست ؟ و اقسام آن

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک  کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

بیمه اختیاری چیست؟

بیمه اختیاری برای کسانی است که تحت پوشش بیمه خاصی نیستند. شخصی که درخواست این نوع بیمه را دارد باید مستقیما با مراجعه به یکی از شعب سازمان تامین اجتماعی و ارائه درخواست کتبی و تحویل اسناد و مدارک، خواهان انعقاد قرارداد بیمه اختیاری شود و موظف است خود، حق بیمه را در زمان تعیین شده پرداخت کند و در صورت عدم پرداخت حق بیمه در موعد مقرر قرارداد بیمه او باطل میشود و متقاضی موظف است در چارچوب ضوابط مجددا درخواست خود را ارائه کند.

سازمان تامین اجتماعی از زمان ثبت تقاضای بیمه اختیاری دردفتر شعبه موظف است حداکثر در مدت ۲ ماه موضوع را بررسی و استحقاق یا عدم استحقاق را کتبا به متقاضی اعلام کند.

شرایط بیمه بیکاری چیست؟

اشخاصی می‌توانند بیمه اختیاری شوند که دارای شرایط زیر باشند:
حداقل ۳۰ روز سابقه پرداخت حق بیمه
حداکثر ۵٠ سال سن (مرد و زن) در صورتیکه سن متقاضی در زمان تقاضا بیش از ۵۰ سال باشد باید معادل مدت مازاد سنی ،سابقه حق بیمه خود را بپردازد.

برای مثال،اگر متقاضی بیمه اختیاری ۵۷ساله باشد باید هنگام درخواست دو سال سابقه پرداخت حق بیمه را بپردازد و اگر ۶۰ساله باشد داشتن پنج سال سابقه الزامی است.
متقاضیانی که بیش از ده سال سابقه پرداخت حق بیمه را داشته باشند از شرط سنی معاف‌اند و با هر سنی می‌توانند بیمه شوند.

درصد بیمه اختیاری:

درصد حق بیمه متقاضیان بیمه اختیاری ۲۶ درصد دستمزد و حقوق توافق‌شده است.بیمه اختیاری بر اساس حق بیمه مذکور کلیه تعهدات بیمه‌ای را شامل ‌می‌شود.

روش محاسبه حق بیمه در بیمه‌های اختیاری:

متقاضیان بیمه اختیاری می‌توانند دستمزد مبنای پرداخت حق بیمه را خود مشخص کنند. این رقم باید بین حداقل و حداکثر دستمزد هر سال تعیین شود. این نوع بیمه شدگان می‌توانند با ارائه درخواست،هر دو سال یکبار دستمزد مبنای محاسبه حق بیمه ماهانه خود را ۱۰ درصد افزایش دهند.

تعهدات سازمان در قبال بیمه شدگان اختیاری:

بیمه شدگان اختیاری خدمات زیر را دریافت خواهند کرد:

پرداخت مستمری بازنشستگی، فوت و ازکارافتادگی
ارائه خدمات درمانی
هزینه کفن و دفن همانند بیمه‌شدگان اجباری
وسایل کمک‌پزشکی،همانند بیمه‌شدگان اجباری

کمک‌هزینه ازدواج،ازکارافتادگی جزئی،غرامت دستمزد ایام بیماری و بارداری و بیمه بیکاری شامل بیمه‌شدگان اختیاری نمی‌شود؛زیرا این بیمه‌شدگان دارای کارفرما نیستند همچنین در کارگاه‌های مشمول قانون کار اشتغال ندارند و خود مستقیما خواهان ادامه بیمه به طور اختیاری هستند.
به غیر از موارد فوق شرایط مربوط به برخورداری از خدماتی از قبیل بازنشستگی،ازکارافتادگی کلی غیرناشی از کار،مستمری بازماندگان و… همانند بیمه‌شدگان اجباری است.

 

تحقق فسخ در عقود به اراده من له الخیار و اعلامی بودن حکم دادگاه

سئوال:

(تحقق فسخ در عقود به اراده من له الخیار و اعلامی بودن حکم دادگاه ) 

با توجه به اینکه ملاحظه می شود، خواهان با تقدیم دادخواست به خواسته فسخ عقد بیع، نکاح و … از دادگاه تقاضای صدور حکم می نماید؛

( تحقق فسخ در عقود به اراده من له الخیار و اعلامی بودن حکم دادگاه ) 

 اولاً: آیا فسخ عقد عمل قضایی است و تحقق آن ضرورتاً نیاز به صدور رأی دادگاه دارد؟

ثانیاً: فسخ عقد از چه زمانی محقق و منشأ اثر می گردد، زمان تقدیم دادخواست یا صدور رأی بدوی یا رأی قطعی؟

ثالثاً: آیا صرف تقدیم دادخواست به خواسته فسخ عقد، حاکی از انشاء فسخ و اعمال آن است یا اینکه تقدیم دادخواست به کیفیت مذکور حاکی از تقاضای خواهان برای فسخ عقد به وسیله دادگاه است؟

رابعاً: آیا خواهان باید قبل از تقدیم دادخواست، نسبت به اعمال فسخ اقدام نماید سپس در صورت بروز اختلاف صرفاً اثبات آن را قبل از طرح دعوی بخواهد؟

 

تحقق فسخ در عقود به اراده من له الخیار و اعلامی بودن حکم دادگاه

 

پاسخ:

اولاً: هرچند ممکن است ضمن قرارداد، حق فسخ به موجب یکی از خیارات به «من له الخیار» داده شده باشد و مشارالیه در مهلت مقرر از این حق استفاده و به وسیله اظهارنامه اعلام فسخ نماید، رسیدگی به موضوع اعلام (فسخ، صحت یا عدم صحت) با دادگاه است .

ثانیاً: بر فرض رسیدگی دادگاه و صدور حکم به اعلام فسخ قرارداد، با توجه به اینکه حکم دادگاه در این مورد جنبۀ کاشفیت دارد پس فسخ قرارداد و در نتیجه سلب رابطه حقوقی بین طرفین، از زمان استفاده از این حق توسط «من له الخیار» خواهد بود نه زمان صدور رأی

ثالثاً: با عنایت به رسیدگی به موضوع توسط دادگاه و صدور حکم به فسخ قرارداد، در نتیجه صحت دعوی خواهان، کشف می شود که اعلام فسخ توسط خواهان صحیح بوده و آثار حقوقی از زمان اعلام فسخ توسط خواهان خواهد بود.

 رابعاً: چون فسخ قرارداد در هر صورت عمل حقوقی است، این عمل حقوقی باید اعلام و طرف قرارداد از این عمل حقوقی اطلاع حاصل نماید صرف اتخاذ تصمیم توسط «من له الخیار» بدون اعلام کافی نیست با توجه به ماده ۴۹۹ قانون مدنی «فسخ به هر لفظ یا فعلی که دلالت بر آن نماید حاصل می شود» بنابراین در هر صورت این عمل حقوقی نیاز به اعلام دارد لازم به ذکر است که حق فسخ در مواردی رأساً توسط یکی از متعاقدین در قرارداد قید می شود (مانند خیار شرط و …) و در مواردی حتی بدون قید آن در عقد توسط قانونگذار تعیین می شود (خیار غبن یا عیب و …)

 

وکیل ( برای گرفتن وکیل کلیک کنید . )

مشاوره حقوقی ( برای گرفتن راهنمایی و مشاوره حقوقی کلیک کنید . )

داود چشمی 

 

بازنشستگی چیست؟

تعریف بازنشستگی در قانون تامین اجتماعی :

بازشستگی در جوامع گوناگون یعنی عدم اشتغال بیمه شده به کار به سبب رسیدن به سن بازنشستگی در این قانون

سن بازنشستگی در جوامع گوناگون با توجه به شرایط اقتصادی و اجتماعی میتواند متفاوت باشد از سن ۵۵ الی ۷۰ سالگی

دلائل بازنشستگی و شرایط آن:

۱-به دلیل کهولت سن و رسیدن سن بازنشستگی:در این حالت کارگر یا بیمه شده پس از سالها کار و تلاش بر اثر رسیدن به شرایط و سنی که قانون فرد را بازنشسته میداند و بازنشسته میشود.

۲-بازنشستگی در کارهای سخت و زیان آوریا منطق بد آب و هوا:این نوع بازنشستگی به دلیل فرسودگی زودرس کارگر در کارهایی که عموما سخت و یا زیان آور است .در این حالت فرد بیمه شده قبل از رسیدن به سن مورد نظر و با داشتن سابقه کامل بازنشسته میشود.

۳-شرایط اقتصادی:شرایط ااقتصادی و اجتماعی و سیاسی برخی مواقع بر اساس شرایط خاص اقتصادی مثل نرخ بیکاری گسترده یا بحران و یا تورم نیرو در بنگاههای اقتصادی یا برخی ویژگی های خاص گروه ها دولت تصمیم میگرند گروهی را به صورت زود هنگام بازنشسته کنند در این خصوص میتوان به بازنسشتگی با ۲۵ سال سابقه به موجب قانون نوسازی صنایع و یا بازنشستگی زود هنگام کارکنان دولت و بازنشستگی زنان با ۲۰سال سابقه اشاره کرد.

شرایط بازنشستگی:

برای احراز بازنشسگی در قانون تامین اجتماعی به دو معیار مهم توجه میشود:

۱-رسیدن به این مقرر در قانون

۲-داشتن سنوات پرداخت حق بیمه به میزان مقرر در قانون تامین اجتماعی

بر مبنای۲ عامل فوق احرز شرایط بازنشستگی بر اساس شرایط زیر صورت میگرد:

سن بازنشستگی بر اساس بند ۱ ماده قانون ۷۶ قانون تامین اجتماعی ۶۰ سال سن برای مردان و ۵۵ سال سن برای زنان است که در این حالت فرد بیمه شده با داشتن حداقل ۲۰ سال سابقه پرداخت حق بیمه میتواند بازنشسته شود در صورتیکه مستمری استحقاقی فرد بر اساس این بند کمتر از حداقل حقوق سال مربوط باشد تا حداقل حقوق ارتقاءخواهد یافت.

بازنشستگی با ۱۰ سال سابقه و ۶۰ سال سابقه بر اساس اصلاحات اخیر همچنین افرادی که دارای ۱۰ سال سابقه و ۶۰ سال سن برای مردان و ۵۵ سال سن برای خانم ها باشد بدون رعایت ماده ۱۱۱ قانون تامین اجتماعی و متناسب با سنوات پرداخت حق بیمه میتواند بازنشسته شود.

به موجب همین اصلاحات چنانچه بیمه شده متقاضی کمتر از ۱۰سال سابقه داشته باشد با پرداخت یکجای حق بیمه سنوات کسری تا ۱۰ سال میتواند از مزایای این قانون بهره مند شود.

در مورد بیمه شده ای که بر اساس ۱۰ سال سابقه بازنشسته شود ماده ۱۱۱ قانون اجرا نمیشود و بر اساس سنوات پرداخت حق بیمه مستمری تعیین میشود که ممکن است انتظارات فرد متقاضی را از نظر دریافت مستمری کافی برای تامین امرار معاش برآورده نسازد.

حداکثر سابقه برای بازنشستگی و حداکثر محاسبه در تعیین مستمری ۳۵ سال است.

زمان پرداخت مستمری :

تاریخ محاسبه و پرداخت مستمری از زمانی است که سازمان ترک کار بیمه شده را به کارفرما اعلام میکند درمورد کسایی که کارفرما ندارند و موضوع ترک کار آنان منتفی است مثل بیمه شدگان اختیاری یا مشاغل ازاد پرداخت مستمری از زمانی است که بازنشستگی مورد تایید شعبه قرار بگیرد و به بیمه شده ابلاغ شود.

شرایط بازنشستگی در کارهای سخت و زیان آور:

 طبق قانون بازنشستگی در مشاغل سخت و زیان آور افرادی که حداقل ۲۰ سال متوالی و ۲۵ سال متناوبدر کارهای سخت و زیان آور (مخل سلامتی) اشتغال داشته اند و حق بیمه مذکور را به سازمان پرداخته باشند بدون شرط سنی میتوانند تقاضای بازنشستگی کنند.

نکات مهم د ررابطه با مستمری بازنشستگی :

سوابق بیمه ای خود را در یکی از شعب تامین اجتماعی متمرکز کنید و اگر در شعبه دیگری هم سابقه پرداخت حق بیمه دارید موضوع را به شعبه ای که در حال حاضر حق بیمه خود را به آن میپردازند اعلام کنید.

فرزندان پسر بازنشستگان تا سن ۲۰ سالگی و در صورت اشتغال به تحصیل و فرزندان دختر تا زمانی که شوهر اختیار نکرده و شاغل نباشند و تحت تکفل والدین قرار داشته باشند میتوانند به تبع والدین خود از خدمات تامین اجتماعی استفاده کنند.

مدارک لازم برای درخواست مستمری بازنشستگی:

ارائه اصل و تصویر تمام صفحات شناسنامه و کد ملی – تکمیل تقاضا نامه بازنشستگی